امروزه مفاهیمی همچون قانون جذب، مثبتاندیشی، قدرت ذهن، تفکر خلاق و… در جامعه ما بسیار شنیده و دیده میشود. این مفاهیم که زیرمجموعه معنویت نوظهوری به نام «تفکر نوین» هستند، نوعی معنویت بدون دین به شمار میروند که سرانجامشان، دوری تدریجی انسان از خدا، پیامبران و دین است.
حال پرسش این است که این مثبتاندیشیها و رؤیاپردازیها از نگاه روانشناسی چه جایگاهی دارند؟
دکتر گابریله اوتینگن، فوقدکترای روانشناسی، اصالتاً آلمانی و تحصیلکرده در آمریکا، در پاسخ به این پرسش میگوید:
«آیا رویاپردازی سراسر زیانبار است؟ آیا باید از خیالپردازیهای مثبت دوری کنیم و هر وقت از چنین خیالاتی لذت بردیم احساس گناه کنیم؟
بعضی از روانشناسان که سرسلسله آنها زیگموند فروید است، دقیقاً همین را توصیه کردهاند. فروید استدلال میکرد که خیالپردازیها میتوانند آدمها را موقتاً راضی کنند، اما در بلندمدت جلوی رشد شخصیتی را میگیرند و باعث بروز اضطراب و علائم رواننژندی (نوعی بیماری روانی) میشوند. به باور فروید، انسانها به خیالپردازی و رؤیابینی پناه میبرند تا واقعیتهای ناگوار را جبران کنند؛ آن هم در فرایندی که شامل رفتارهای غیرمنطقی و اخلاقاً مشکوک میشود. راهحل فروید، دوری از خیالپردازیهای مثبت بود.
نوفرویدیها و پیروان مکتبی که روانشناسی انساندوستانه خوانده میشود، در میانههای قرن بیستم این اندیشه را گسترش دادند و استدلال کردند که تنها افکاری که با واقعیت همخوانی دارند (و نه خیالپردازیها) به لحاظ ذهنی سالماند و میتوانند به خودشکوفایی منتهی شوند. به قول یکی از دانشجویان: «درک و دریافت حقیقت زمانی از نظر ذهنی سالم خوانده میشود که آنچه فرد میبیند با آنچه واقعاً وجود دارد مطابق باشد، بهویژه وقتی فرد به جنبهای از وجودش اذعان میکند که تمایلی به پذیرش آن ندارد.» (برای نمونه، شخصی مثبتاندیشی میکند، اما در درون میداند که این کار تأثیری در واقعیت ندارد و بیفایده است).
آبراهام مزلو، روانشناس نامآشنای انساندوستانه، گفته است: «افراد سالم میتوانند خود و طبیعتشان را بدون شکایت و غصه بپذیرند.» این موضع را میتوان نقدی غیرمستقیم بر رؤیاها و خیالپردازیهای بلندپروازانه تلقی کرد.»¹
پ.ن.۱: «مثبت فکر نکنید – گابریله اوتینگن، صفحه ۴۱»
سید علی طواف زاده؛ پژوهشگر معنویتهای نوظهور

