«چه بسیار است عبرتها و اندکاند عبرتگیرندگان.»
این جمله کوتاه، در دل خود حقیقتی بزرگ را نهفته دارد؛ حقیقتی که هر از چند گاه، در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی ایران، نمودی تازه مییابد. مدتهاست رخدادهایی در کشور به وقوع میپیوندد که در نگاه نخست، ممکن است تصادفی یا ناشی از ناشناختهبودن شخصیتهای دخیل در آنها به نظر رسند. اما شایسته است اینگونه مسائل با دقت و ژرفنگری بیشتری بررسی و تحلیل شوند.
هوشنگ سیحون، نامی آشنا در عرصه هنر معماری و نقاشی ایران است. با شنیدن این نام، نخست مفاهیمی چون هنر معماری، نقاشی و بازسازی آثاری همچون آرامگاه فردوسی و خیام، یا طراحی بناهایی که از منظر معماری جایگاهی ویژه داشتهاند، به ذهن متبادر میشود. اما واقعیتی که کمتر به آن توجه شده و در مورد برخی دیگر از شخصیتها نیز مغفول مانده است، پیوند آنان با فرقه بهاییت است.
هرچند در شرححال هوشنگ سیحون یا دیگر شخصیتهای شاخص، اشارهای مستقیم به بهاییت دیده نمیشود، اما رویکرد و واکنش این افراد به گونهای همسو با سیاستهای بهاییت بوده و ایشان رویکردهای آنان را تبلیغ یا تأیید کردهاند. این واقعیت، مسئولیت ما را در قبال بررسی دقیقتر مراودات فرهنگی و سیاسی دوچندان میکند.
روایت حضور استاندار خراسان رضوی! بایدها، نبایدها
حضور استاندار خراسان رضوی در مراسم رونمایی از کتابی درباره هوشنگ سیحون، بدون در نظر گرفتن زوایای منفی دیگر این رخداد در مشهد و اقدامات ضد فرهنگی حاضران در آن مراسم، اقدامی نیست که بهسادگی قابل اغماض باشد؛ حتی اگر بدون توجه به شخصیت سیحون انجام شده باشد. زیرا هوشنگ سیحون در زمان حیات خود نیز سخنان ضدایرانی بسیاری در رسانههای معاند بیان کرده بود و در نهایت، پرچمی با نماد شیر و خورشید و درفش کاویانی، زینتبخش تابوت او بود. در برخی آثار نیز اشاراتی به رابطه صمیمانه میان او و هویدا دیده میشود.
بنابراین، ضروری است افرادی که در مسئولیتهای دولتی قرار دارند، در مراودات خود دقت بیشتری مبذول دارند. هرچند سایر اقدامات انجامشده در این مراسم نیز بهجای خود نیازمند بررسی و اقدام قانونی است.
بهاییت! آری؟ خیر؟
در ادامه این بحث، لازم است به اقدامات فرقه بهاییت در طول تاریخ — در بازهای نهچندان طولانی از تاریخ ایران و جهان — اشاره شود. این فرقه در طول این سالها، چه در سازمان ملل و شورای امنیت در جهت اعمال تحریمهای ظالمانه علیه ایران اسلامی، و چه در معرفی نادرست ایران در نگاه جهانیان و بهویژه در اندیشه پیروان سایر ادیان و مذاهب، نقش داشته است. همچنین، با وجود تمامی اقدامات خرابکارانه در طول این سالها علیه فرهنگ، دین و جامعه ایرانی، مظلومنمایی و بازی با احساسات جهانیان یکی از شگردهای این فرقه بوده است.
بنابراین، نمیتوان بهسادگی به رفتار برخی مسئولان در این سالها و حضور آنان در مراسم شخصیتهای منتسب به بهاییت نگریست و از کنار این خطای راهبردی گذشت. عبرتها بسیارند؛ پرسش این است که چه تعداد از ما، عبرتگیرندهایم؟
نگارنده: دکتر روحالله رحمانی شمس

