حزب مسیحیان ایران موسوم به آما نسبت اظهارات سخیف جی دی ونس معاون رئیس جمهوری ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ واکنش نشان داد. در ادامه واکنش این حزب و تحلیلی بر این واکنش را میخوانید.
اظهارات اخیر آقای جی دی ونس، در خصوص ملت کهن، شریف و مبارز ایران، توهین به کرامت انسانی و عاری از حقیقت است. فرافکنی و تهدید پنداری کل یک ملت، مسیر دیپلماسی و صلح جهانی را در آینده مسدود خواهد ساخت.
حزب مسیحیان ایران(آما) به عنوان یک جریان سیاسی اپوزیسیون که برای گذر از رژیم حاکم و استقرار دموکراسی و حقوق بشر در چارچوب حکومتی سکولار مبارزه میکند، وظیفه خود میداند که مرز استوار میان ملت بزرگ ایران و ساختار سیاسی حاکم بر آن را به برخی از مقامات کاخ سفید یادآور شود.
ملت ایران، وارث یکی از کهنترین، پربارترین و صلحجوترین تمدنهای تاریخ بشری است. این اصالت و غنای فرهنگی، خود را در کارنامه درخشان میلیونها ایرانی مهاجر و دور از وطن نشان میدهد؛ جامعهای پویا، پیشرو، قانونمدار که در پیشرفتهترین کشورهای جهان، از جمله ایالات متحده، منشأ خدمات بزرگ علمی، اقتصادی و فرهنگی بوده و همواره مایه افتخار نام ایران بودهاند.
تبار قلمداد کردن این مردم شریف با واژههایی چون «تروریسم» یا «آوارگی»، خطایی فاحش و به دور از واقعیتهای مشهود است.
واقعیت تاریخی آن است که رنج و شرایط اسفبار کنونی که بر مردم ایران تحمیل شده، تا حد زیادی حاصل نزدیک به نیم قرن بیتوجهی، محاسبات غلط و سیاستهای سازشکارانه بسیاری از دولتهای پیشین غربی با رژیم حاکم بر ایران بوده است.
در تمام این پنج دهه، ملت ایران وجهالمصالحه معاملات سیاسی قرار گرفته و امروز شایسته نیست که به خاطر شرایطی که خود قربانی آن است، مورد ملامت و توهین مقامات خارجی قرار گیرد.
حزب مسیحیان ایران، ضمن محکوم نمودن این رویکرد غیرمنصفانه، از معاون رئیسجمهور ایالات متحده میخواهد تا با درک درست از پیشینه تاریخی و واقعیتهای امروز ملت ایران، نسبت به این اظهارات اهانتآمیز به طور رسمی از مردم ایران عذرخواهی نموده و به جای فرار از مسئولیتهای تاریخی، اراده ملی ایرانیان را برای رسیدن به آزادی و حاکمیت قانون محترم بشمارد.
حزب آزادگان مسیحی ایران (آما) در سال ۲۰۱۹ با هدف پر کردن خلأ حضور سازمانیافته ایرانیان مسیحی در عرصه سیاست تأسیس شده و با وجود هویت مسیحی، بر اصول پادشاهی پارلمانی، سکولاریسم و تدوین قانون اساسی جدید با رأی عمومی تأکید دارد.
بیانیه اخیر «حزب مسیحیان ایران (آما)» در واکنش به اظهارات جی. دی. ونس، اگرچه از سوی حزبی صادر شده که از نظر وزن سیاسی و میزان تأثیرگذاری، جایگاه قابل توجهی در میان جریانهای اپوزیسیون ایران ندارد، اما از زاویهای دیگر شایسته توجه است. اهمیت این بیانیه نه در جایگاه سیاسی صادرکننده آن، بلکه در این واقعیت نهفته است که میتوان آن را بخشی از تحولات گفتمانی جریان مسیحیت تبشیری فارسیزبان دانست؛ جریانی که خصوصا پس از تحولات سیاسی و نظامی اخیر، در تلاش برای بازتعریف موقعیت و هویت خود در میان افکار عمومی ایران است.
یکی از مهمترین ویژگیهای این بیانیه، تلاش برای بازسازی هویت این جریان در قالب یک «اپوزیسیون ملی» است. در سالهای گذشته و خصوصا رویدادهای سیاسی نظامی اخیر، بخشی از جریانهای تبشیری فارسیزبان با اتخاذ مواضع سیاسی صریح و همسو با سیاستها و روایتهای برخی دولتهای غربی و جریانهای اپوزیسیون خارج از کشور، نسبت خود را با پروژههای سیاسی آنان بیش از پیش آشکار کردند. این همسویی، هزینههایی برای جایگاه اجتماعی این جریان در میان مخاطبان ایرانی به همراه داشته است. از این منظر، بیانیه اخیر را میتوان نمونهای از تلاش برای بازتعریف هویت این جریان و فاصلهگذاری با تصویر پیشین دانست. تأکید مکرر بر «ملت کهن ایران»، «کرامت ملت ایران»، «تمدن ایرانی» و «افتخار ایرانیان مهاجر» نشان میدهد که نویسندگان بیانیه میدر همین چارچوب، انتقاد از اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا نیز بیش از آنکه نشانه فاصله گرفتن از گفتمان غرب باشد، تلاشی برای نمایش استقلال سیاسی و کسب مشروعیت در میان مخاطبان ایرانی است. این بیانیه در عین حال که از دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم دفاع میکند، میکوشد این پیام را منتقل کند که مخالفت با جمهوری اسلامی به معنای تأیید بیقید و شرط همه مواضع مقامات آمریکایی نیست. چنین موضعگیری را میتوان بخشی از روندی دانست که پس از تحولات اخیر منطقه، در میان بخشهایی از اپوزیسیون فارسیزبان نیز مشاهده میشود؛ روندی که در آن تلاش میشود فاصلهای نمادین میان مخالفت با جمهوری اسلامی و همراهی با هرگونه سیاست یا اقدام خارجی علیه ایران ایجاد شود.
از سوی دیگر، این بیانیه بر دوگانهای استوار است که سالهاست یکی از ارکان اصلی ادبیات اپوزیسیون محسوب میشود؛ یعنی تفکیک کامل میان «ملت ایران» و «جمهوری اسلامی». در این روایت، ملت ایران به صورت یک کل یکپارچه، قربانی سیاستهای حکومت معرفی میشود و جمهوری اسلامی به عنوان عامل تمام مشکلات کشور تصویر میشود. این چارچوب تحلیلی، هرچند در میان بخشی از مخالفان نظام رایج است، اما در عمل بخش مهمی از واقعیت اجتماعی ایران را نادیده میگیرد. جامعه ایران از نظر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی متکثر است و در آن، طیفی از دیدگاهها نسبت به نظام سیاسی وجود دارد؛ از حمایت و همراهی تا مخالفت و براندازی. بیانیه با فروکاستن این تنوع به دوگانه «ملت قربانی» و «حکومت»، روایت اپوزیسیون را به مثابه روایت کل ملت بازنمایی میکند و عملاً بخشهایی از جامعه را که همچنان از نظام حمایت میکنند، از این تصویر کنار میگذارد.
نکته قابل توجه دیگر، تغییر محسوس زبان این بیانیه نسبت به هویت اعلامی صادرکننده آن است. با وجود آنکه این تشکل خود را «حزب مسیحیان ایران» مینامد، در متن بیانیه تقریباً هیچ ارجاعی به مفاهیم الهیاتی، آموزههای مسیحی یا حتی ادبیات رایج کلیسایی دیده نمیشود. در مقابل، متن سرشار از مفاهیمی چون «ملت»، «تمدن»، «کرامت ملی»، «تاریخ ایران» و «منافع ملی» است. این تغییر نشان میدهد که نویسندگان، در این موضعگیری، بیش از آنکه با هویت دینی سخن بگویند، تلاش کردهاند با زبان ملیگرایی با مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کنند؛ تغییری که میتواند نشانهای از اولویت یافتن ملاحظات سیاسی و اجتماعی در راهبرد رسانهای این جریان باشد.
در مجموع، این بیانیه را نباید صرفاً واکنشی به اظهارات جی. دی. ونس تلقی کرد، بلکه میتوان آن را بخشی از تلاش گستردهتر برای بازسازی جایگاه اجتماعی جریان مسیحیت تبشیری فارسیزبان در افکار عمومی ایران دانست. فاصلهگذاری نمادین با برخی مواضع دولت آمریکا، تأکید بر هویت و کرامت ملی ایرانیان، و بازتعریف این جریان در قالب یک اپوزیسیون «ملی و مستقل»، همگی در راستای افزایش مقبولیت اجتماعی و کاهش انتقادهایی قابل فهم است که طی سالهای اخیر درباره نسبت این جریان با سیاستهای غربی مطرح شده است. از این منظر، اهمیت اصلی این بیانیه نه در تأثیر سیاسی مستقیم آن، بلکه در بازتاب تحولی گفتمانی است که بخشی از جریان تبشیری فارسیزبان برای انطباق با شرایط جدید و بازتعریف هویت سیاسی و اجتماعی خود در پیش گرفته است.کوشند خود را نه صرفاً یک جریان مسیحی مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مدافع منافع و حیثیت ملی ایرانیان معرفی کنند.

