سایت خبری محبتنیوز مقالهای به قلم جوزف دی هیپولیتو منتشر کرده که در آن رویکرد تاریخی و کنونی کلیسای کاتولیک و واتیکان در قبال اسلام مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. نویسنده این مقاله معتقد است سیاست واتیکان در زمینه گفتوگوی بینالادیان، از یک تعامل معمول میان ادیان فراتر رفته و به سطح «مماشات»، پنهانکاری و نادیده گرفتن حقوق و امنیت مسیحیان رسیده است.
بر اساس این مقاله، یکی از محورهای اصلی انتقادها به رویکرد پاپ فرانسیس در قبال اسلام بازمیگردد. نویسنده به نامهای در سال ۲۰۱۷ اشاره میکند که در آن بیش از ۵۸۰۰ نوکیش مسیحیِ پیشتر مسلمان، از دیدگاههای مثبت پاپ فرانسیس نسبت به اسلام انتقاد کرده و نسبت به خطرات تغییر دین در جوامع اسلامی هشدار داده بودند. به نوشته مقاله، این نامهها پاسخی از سوی پاپ دریافت نکرد و او در سال ۲۰۱۹ سند «برادری انسانی» را با رئیس دانشگاه الازهر امضا کرد و همچنان بر پذیرش مهاجران مسلمان در اروپا تأکید داشته است.
در بخش دیگری از مقاله، ریشههای تاریخی این رویکرد بررسی شده است. نویسنده این سیاست را متأثر از دیدگاههای «لویی ماسینیون»، محقق قرن بیستم، میداند؛ کسی که اسلام را در کنار مسیحیت به عنوان دینی ابراهیمی و معتبر مورد توجه قرار میداد. بر اساس این تحلیل، چنین نگاهی در شورای دوم واتیکان در دهه ۱۹۶۰ به صورت رسمی پذیرفته شد.
این مقاله همچنین به دوران پاپ ژان پل دوم پرداخته و مدعی شده است که او با هدف ایجاد اتحادی در برابر سکولاریسم غربی، مسیر تعامل و سازش با اسلام را دنبال کرد. منتقدان این رویکرد معتقدند نتیجه آن، سکوت واتیکان در برابر آزار و اذیت مسیحیان در برخی کشورهای اسلامی بوده است.
نویسنده در ادامه به برخی اقدامات بحثبرانگیز در اروپا اشاره کرده و آنها را از پیامدهای سیاستهای واتیکان دانسته است. از جمله این موارد، فروش برخی کلیساها برای تبدیل شدن به مسجد در ایتالیا، اختصاص نمازخانه و وضوخانه در مدارس کاتولیک بریتانیا و تبدیل کلیساها به اردوگاه و پناهگاه مهاجران مسلمان در بلژیک، در شرایطی که به گفته مقاله برخی اموال کلیسا تخریب شدهاند، عنوان شده است.
در بخش دیگری از مقاله، دیدگاه برخی منتقدان مانند ویلیام کیلپاتریک مطرح شده است. آنان معتقدند کلیسا با ارائه تصویری مثبت از اسلام و سکوت در برابر خشونتها علیه کلیساها در اروپا، مسیحیان را فریب داده و آنان را بدون حمایت رها کرده است. نویسنده در پایان، رابطه کنونی واتیکان و جهان اسلام را به رابطه دولت تسلیمشده «ویشی» با «برلین» در دوران جنگ جهانی دوم تشبیه کرده است.
انتشار این یادداشت در رسانه تبشیری محبتنیوز، فراتر از بازتاب یک نقد ساده دروندینی ارزیابی شده است. این رسانه با انتخاب متنی که حاوی مفاهیمی مانند «مماشات»، «سادهلوحی» و «همدستی در جرم» است، به نقد رویکرد دیپلماتیک و تساهلگرایانه کلیسای کاتولیک پرداخته است.
بر اساس این تحلیل، استفاده از چنین ادبیاتی میتواند در راستای مشروعیتزدایی از سیاست گفتوگوی ادیان واتیکان و تقویت جایگاه جریان تبشیری به عنوان جریانی سازشناپذیر و مدافع نوکیشان مسیحی تلقی شود. در این چارچوب، تصویر ارائهشده از اسلام در متن، رویکردی تقلیلگرایانه و هراسافکنانه دارد و در خدمت ایجاد مرزبندی میان «گفتوگو» و «تقابل» قرار گرفته است.
این تحلیل همچنین معتقد است جریان اوانجلیستی برای حفظ انسجام هویتی مخاطبان خود و توجیه ضرورت تغییر دین، به بازنمایی تصویری رادیکال از «دیگری» نیاز دارد؛ تصویری که میتواند هرگونه تلاش برای گفتوگو و همزیستی میان ادیان را بیاعتبار جلوه دهد.
در ادامه این ارزیابی آمده است که انتشار چنین نقدی را میتوان در چارچوب واکنش به مواضع سیاسی واتیکان نیز بررسی کرد. بر اساس این دیدگاه، در دوره افزایش تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، واتیکان با تکیه بر رویکرد صلحطلبانه خود، مخالفتش را با درگیری نظامی و افزایش تنش در خاورمیانه اعلام کرد؛ موضعی که با دیدگاه برخی جریانهای تندروی تبشیری دیاسپورا که از فشار حداکثری حمایت میکردند، همسو نبود.
بر این اساس، نارضایتی سیاسی از دیپلماسی واتیکان در قالب نقدی الهیاتی و با محوریت اتهام «سازش با اسلام سیاسی» بازتولید شده است.
در نهایت، این تحلیل مطرح میکند که محبتنیوز با انتشار چنین محتوایی و استفاده از قالب رسانهای، ضمن بهرهبرداری از پیامدهای ایدئولوژیک و روانی آن، در پایان متن با ایجاد فاصله میان رسانه و محتوای منتشرشده، خود را از پیامدهای اخلاقی و انتقادات احتمالی مصون نگه داشته است.

