اخیراً صفحه اینستاگرامی «رسول مهرآیین» با انتشار ویدئویی از سخنان موبد نیکبین، موبد زرتشتیان اصفهان، در جمعی از دانشجویان در آتشکده این شهر، تلاش کرده است با استناد به متون یهودیت، مسیحیت و آیات قرآن کریم، جایگاه آتش در آیین زرتشتی را با مفاهیم الهیاتی ادیان ابراهیمی همسو نشان دهد. در این محتوا، با تکیه بر مفاهیمی همچون نور، روشنایی و تجلی الهی، چنین القا میشود که تقدیس آتش در آیین زرتشتی در حقیقت نوعی احترام به نور الهی است و حتی میتوان این آیین را سرچشمه برخی از مفاهیم مشترک در ادیان ابراهیمی دانست.
اگرچه چنین رویکردی ممکن است با هدف پاسخگویی به اتهام آتشپرستی و تبیین جایگاه آتش در آیین زرتشتی صورت گرفته باشد، اما از منظر الهیات تطبیقی، تاریخ ادیان و بررسی دقیق متون مقدس، با پرسشها و اشکالات جدی روبهرو است. مهمترین مسئله در این میان، یکسانانگاری مفاهیمی است که در سنتهای دینی مختلف، معانی و جایگاههای متفاوتی دارند.
۱. مغالطه یکسانانگاری نور و آتش
محور اصلی استدلال مطرحشده در این ویدئو آن است که همانگونه که در قرآن کریم، در آیه ۳۵ سوره نور، خداوند «نور آسمانها و زمین» معرفی شده و در متون مسیحی نیز از خداوند با تعبیر نور یاد شده است، جایگاه آتش در آیین زرتشتی نیز باید در همین چارچوب تفسیر شود.
این استدلال از نظر الهیاتی با اشکال اساسی روبهرو است؛ زیرا میان مفهوم نور در الهیات و آتش بهعنوان یک پدیده طبیعی و عنصر مقدس در یک سنت دینی، تفاوت وجود دارد.
در الهیات اسلامی، نور در بسیاری از تفاسیر، مفهومی فراتر از روشنایی مادی دارد و با هدایت، آشکارکنندگی، معرفت و حقیقت الهی ارتباط پیدا میکند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل آیه ۳۵ سوره نور، نور را با مفهوم آشکار بودن به ذات و آشکارکنندگی برای غیر توضیح میدهد.
بنابراین، نمیتوان صرفاً به دلیل شباهت مفهومی میان روشنایی و نور، جایگاه آتش در آیین زرتشتی را با مفهوم نور الهی در قرآن یکسان دانست. چنین تطبیقی، بدون توجه به زمینه اعتقادی و معنای دقیق هر مفهوم، نوعی خلط میان دو موضوع متفاوت است.
۲. تفاوت میان نجات آتش و پرستش آن در متون اسلامی
نکته قابل تأمل آن است که در محتوای منتشرشده، از آیات قرآن برای توضیح جایگاه آتش در آیین زرتشتی استفاده میشود؛ در حالی که در متون اسلامی، موضوع پرستش آتش نیز بهعنوان یکی از مصادیق شرک مطرح شده است.
برای نمونه، در آیه ۶۹ سوره انبیاء، خداوند خطاب به آتش فرمان میدهد:
«یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ»
این آیه درباره نجات حضرت ابراهیم(ع) از آتش است و بههیچوجه به معنای تقدیس یا پرستش آتش نیست. در واقع، قرآن در این آیه قدرت و اراده الهی را نشان میدهد که حتی خاصیت طبیعی آتش نیز در برابر فرمان خداوند تابع اراده اوست.
از سوی دیگر، در منابع اسلامی، پرستش آتش بهعنوان عملی مغایر با توحید مورد نکوهش قرار گرفته است. البته باید میان پرستش آتش، احترام آیینی به آن و استفاده نمادین از روشنایی تفاوت قائل شد؛ زیرا این مفاهیم از نظر اعتقادی یکسان نیستند.
ازاینرو، استناد به آیات قرآن برای اثبات همخوانی کامل جایگاه آتش در آیین زرتشتی با الهیات اسلامی، بدون بررسی این تفاوتها، استدلالی ناقص و غیرقابل اتکاست.
۳. تفاوت میان تفسیر نمادین آتش و جایگاه آن در سنت زرتشتی
موبد نیکبین در سخنان خود تأکید میکند که زرتشتیان آتشپرست نیستند و آتش را باید نمادی از روشنایی و پاکی دانست، نه معبودی برای پرستش.
این توضیح، یکی از تفسیرهای رایج معاصر درباره جایگاه آتش در آیین زرتشتی است؛ اما برای شناخت دقیق این جایگاه، نمیتوان صرفاً به توضیحات امروزی بسنده کرد و باید متون کهن و سنتهای آیینی زرتشتی نیز مورد بررسی قرار گیرند.
در متون اوستایی، آتش با عنوان «آتر» جایگاهی ویژه دارد و در آتشیشت، بهصورت مستقل مورد ستایش و نیایش قرار گرفته است. همچنین در سنت دینی زرتشتی، از آتش با تعبیر «آترش پوتره اهوره مزدا» به معنای آتش، فرزند اهورامزدا، یاد شده است.
آتش در آیین زرتشتی صرفاً یک عنصر عادی یا وسیله روشنایی نیست، بلکه از جایگاهی مقدس و آیینی برخوردار است. حضور آتش در آتشکدهها، رعایت آداب ویژه نگهداری آن و نیایشهایی که در ارتباط با آن انجام میشود، نشاندهنده اهمیت بنیادین این عنصر در ساختار مناسکی این دین است.
البته این موضوع بهتنهایی به معنای آن نیست که زرتشتیان آتش را خدا میدانند یا آن را بهعنوان معبود پرستش میکنند. بااینحال، تقلیل جایگاه آتش به یک نماد ساده و بیتوجهی به پیشینه دینی و مناسکی آن نیز نمیتواند تصویری کامل و دقیق از سنت زرتشتی ارائه دهد
بنابراین، برای بررسی منصفانه این موضوع، باید میان اعتقاد به الوهیت آتش، تقدس آیینی آن و نمادپردازی روشنایی تمایز قائل شد. همانگونه که نمیتوان این مفاهیم را در آیین زرتشتی یکسان دانست، نمیتوان آنها را بدون استدلال تاریخی و الهیاتی با مفاهیم اسلامی نیز تطبیق داد.
۴. ادعای سرچشمه بودن زرتشتی برای مفاهیم نور در ادیان ابراهیمی
یکی دیگر از نکات قابل نقد در این محتوا، القای این موضوع است که مفاهیم مربوط به نور و تجلی الهی در ادیان ابراهیمی، ریشه در آیین زرتشتی دارند.
برای بررسی چنین ادعایی، باید به پیشینه تاریخی و متنی هر یک از این ادیان توجه کرد.
در کتاب مقدس یهودیان، روایت تجلی خداوند در بوتهای شعلهور در داستان حضرت موسی(ع) و ماجرای کوه طور مطرح شده است. در متون مسیحی نیز مفهوم نور، جایگاه ویژهای در تبیین رابطه خداوند، حقیقت و هدایت دارد.
از سوی دیگر، در سنت زرتشتی نیز آتش و روشنایی از جایگاه مهمی برخوردارند و در متون دینی این آیین، مفاهیم مرتبط با روشنایی و پاکی بارها مورد توجه قرار گرفتهاند.
اما وجود شباهت میان این مفاهیم، بهتنهایی اثباتکننده تأثیر مستقیم یک دین بر دین دیگر یا سرچشمه بودن یکی برای دیگری نیست. اثبات چنین ارتباطی نیازمند شواهد تاریخی، متنی و بررسی روند انتقال اندیشهها در دورههای مختلف است.
بنابراین، نسبت دادن مفاهیم نور در ادیان ابراهیمی به آیین زرتشتی، بدون ارائه شواهد معتبر، ادعایی فراتر از مستندات موجود است. همانگونه که نادیده گرفتن تأثیرات احتمالی تاریخی میان سنتهای دینی نادرست است، نسبت دادن یکجانبه مفاهیم مشترک به یک دین نیز فاقد پشتوانه علمی خواهد بود.
بنابراین: احترام به ادیان، جایگزین دقت علمی نمیشود
آنچه در محتوای منتشرشده از سوی صفحه مذکور و سخنان موبد مهمان آن قابل تأمل است، تلاش برای معرفی جایگاه آتش در آیین زرتشتی در چارچوب مفاهیم الهیاتی اسلام و مسیحیت است؛ تلاشی که اگرچه ممکن است با هدف ایجاد تفاهم میان ادیان صورت گرفته باشد، اما در صورت نادیده گرفتن تفاوتهای اعتقادی و تاریخی، به برداشتهای نادرست منجر خواهد شد.
احترام به باورهای دینی دیگران، ضرورتی اخلاقی و اجتماعی است؛ اما این احترام نباید به بهای تفسیر نادرست متون مقدس یا یکسانسازی مفاهیم متفاوت اعتقادی تمام شود.
زرتشتیان حق دارند جایگاه آتش را در آیین خود بر اساس باورها، متون و سنتهای دینی خویش توضیح دهند و دیگران نیز باید در نقد این باورها، از دقت و انصاف علمی برخوردار باشند. بااینحال، استفاده از آیات قرآن برای اثبات همسانی مفاهیم زرتشتی و اسلامی، بدون توجه به تفاوتهای بنیادین آنها، نه به شناخت بهتر ادیان کمک میکند و نه زمینه گفتوگوی علمی و سازنده را فراهم میآورد.
مسئله اصلی این است که نور الهی در الهیات اسلامی و جایگاه آتش در سنت زرتشتی، هر یک در چارچوب اعتقادی و تاریخی خاص خود معنا پیدا میکنند. شباهت در واژگان و نمادها، بهتنهایی مجوز یکسانانگاری باورهای دینی نیست. گفتوگوی واقعی میان ادیان نیز زمانی شکل میگیرد که تفاوتها همانقدر جدی گرفته شوند که شباهتها مورد توجه قرار میگیرند.

