کانال آتئیستی «اندیشیدن، تنها راه نجات» در مطلبی درباره اتفاقی در فرانسه، با زبانی تحقیرآمیز از زنی سخن گفته که ظاهراً از حامیان مهاجران بوده و اکنون در مواجهه با فردی دیگر فریاد میزند: «به من دست نزن!» نویسنده با تبدیل این صحنه به روایتی نمادین، نتیجه گرفته است که چپها و حامیان مهاجران حتی اگر خیرخواه باشند، نمیفهمند با سیاستهایشان چه بلایی بر سر جامعه، فرهنگ و اقتصاد میآورند. مهاجران مسلمان نیز در این روایت، جماعتی مهارنشدنی تصویر شدهاند که حاصل زحمات حامیان خود را در یک لحظه به باد میدهند. اما کانال برای این نتیجهگیریهای بزرگ، چه شواهدی ارائه میکند؟ آیا هویت افراد حاضر در صحنه مشخص است؟ آیا معلوم شده فرد موردنظر مسلمان یا مهاجر بوده و انگیزهاش چه بوده است؟ آیا از یک ویدئو میتوان درباره تمام مهاجران مسلمان، سیاستهای مهاجرتی فرانسه و سرنوشت جریان چپ حکم صادر کرد؟ ظاهراً در جهان این کانال، یک صحنه جنجالی کافی است تا پرونده یک جمعیت کامل بسته شود و نویسنده همزمان نقش جامعهشناس، اقتصاددان، تحلیلگر سیاسی و پیشگوی آینده اروپا را بازی کند!
مغالطه اصلی این نوشته، تعمیم شتابزده است: از یک اتفاق محدود، حکمی کلی درباره مهاجران مسلمان و سیاستهای چپ استخراج میشود؛ بیآنکه حتی زحمت بررسی زمینه واقعه به خود داده شود. از کجا معلوم تمام افراد دخیل در ماجرا مسلمان بودهاند؟ از کجا معلوم مهاجرت عامل اصلی رفتار مورد بحث بوده است؟ و اصلاً چه کسی گفته همه مشکلات اجتماعی و اقتصادی فرانسه محصول مهاجران است؟ فرانسه با مسائل پیچیدهای مانند نابرابری اقتصادی، بحران مسکن، تبعیض، تنشهای هویتی، سیاستهای ادغام اجتماعی و اختلاف بر سر نظم عمومی روبهروست. تقلیل این مجموعه به حضور مسلمانان، تحلیل نیست؛ پیدا کردن یک مقصر آماده برای مسئلهای پیچیده است. البته هیچکس موظف نیست رفتار مجرمانه یا خشونتآمیز را توجیه کند؛ اما محکوم کردن یک رفتار مشخص با متهم کردن یک جمعیت کامل تفاوت دارد. حتی اگر زنی واقعاً از حمایت خود از مهاجران پشیمان شده باشد، تجربه شخصی او بهتنهایی نه شکست همه سیاستهای مهاجرتی را اثبات میکند و نه نشان میدهد مطالبات سیاسی و اجتماعی معترضان فرانسوی نادرست بوده است. برای چنین داوریهایی به شواهد مستقل و بررسی دقیق نیاز داریم، نه موسیقی حماسی ذهنی و چند جمله تحریککننده زیر یک ویدئو.
اما شاهکار مغالطه زمانی آشکار میشود که نویسنده تلویحاً القا میکند مدافعان حقوق مهاجران و فلسطینیها سرانجام از حمایت خود پشیمان خواهند شد؛ گویی دفاع از حقوق یک انسان، قراردادی است که با مشاهده هر رفتار نادرست از سوی فردی همهویت با او فسخ میشود! چه کسی گفته کسی که با تبعیض علیه مسلمانان مخالف است، باید خشونت را تأیید کند؟ ظاهراً کانال «اندیشیدن، تنها راه نجات» تصور میکند همه مانند خودش گرفتار تفکر صفر و یکیاند: یا تمام رفتارهای یک گروه را تأیید میکنی یا باید از حمایت از حقوق آن گروه دست بکشی! این دیگر نقد چپ نیست؛ نسخهای از همان قبیلهگرایی است که ادعا میشود با آن مبارزه میکنند. اگر عقلانیت واقعاً تنها راه نجات است، شاید بد نباشد نویسندگان این کانال پیش از صدور حکم درباره میلیونها انسان، ابتدا از همین ابزار ساده استفاده کنند: یک ویدئو، یک تجربه شخصی و یک روایت هیجانانگیز، جای تحلیل اجتماعی و اثبات ادعاهای بزرگ را نمیگیرد.

