سبا خویی، یهودی ایرانیتبار ساکن اسرائیل و از چهرههای مرتبط با جریان موسوم به «پیمان کوروش»، در دیداری با اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل، حضور یافته و این دیدار را یکی از «زیباترین روزهای زندگی» خود توصیف کرده است.
نامبرده با انتشار تصاویری از این مراسم، ضمن تمجید از میزبانی رئیسجمهور رژیم جعلی اسرائیل، از ایرانیان ساکن سرزمین های اشغالی خواسته در انتخابات این رژیم مشارکت کنند و در پایان نیز با هشتگ #CyrusAccords، این حضور را به جریان موسوم به «پیمان کوروش» پیوند زده است.
وقتی «کوروش» بهانهای برای قاب اسرائیلی میشود
جریانی که عنوان «کوروش» را برای خود برگزیده و از «دوستی ایران و اسرائیل» سخن میگوید، حالا یکی از چهرههایش را در خانه رئیسجمهور رژیم کودک کش به نمایش میگذارد؛ گویی قرار است نام و اعتبار تاریخی ایران، پلی برای عادیسازی یک پیوند سیاسی باشد.
اما سؤال ساده اینجاست: اگر قرار است این پیمان از آینده ایران سخن بگوید، چرا خروجی آن بیش از هر چیز در قاب ساختار سیاسی رژیم دیده میشود؟
«آینده ایران»؛ یا آینده یک خاندان؟
ماجرا زمانی قابل تأملتر میشود که ادبیات این جریان درباره ایران و «آینده کشور» را در کنار نزدیکی آن با جریانهای حامی پهلوی قرار دهیم.
در چنین چارچوبی، «کوروش» تبدیل به نامی پرزرقوبرق برای یک پروژه سیاسی میشود؛ نامی که قرار است با تکیه بر احساسات تاریخی و هویت ایرانی، مسیری را برای یک انتخاب سیاسی مشخص هموار کند.
کوروش در عنوان، اسرائیل در قاب و پهلوی در افق؛ شاید همین سهگانه، بیش از هر بیانیهای گویای ماهیت واقعی این «پیمان» کاغذی باشد.
از «پیمان کوروش» تا نمایش یک اتحاد سیاسی
آنچه در این دیدار به نمایش گذاشته شده، صرفاً حضور یهودیان صهیونیست ایرانیتبار در یک مراسم رسمی نیست؛ بلکه تصویری از پیوند بخشی از جریان سیاسی ایرانیتبار با ساختار رسمی اسرائیل است؛ پیوندی که اکنون تلاش میشود زیر عناوینی همچون «دوستی ملتها»، «کوروش» و «آینده ایران» جا خوش کند.

