دومین مدرسه فرق، ادیان، مذاهب و معنویت های نوظهور در شهریور ۱۴۰۵ به همت مرکز فام (فرق،ادیان،مذاهب و معنویتهای نوظهور)معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم با همکاری دفتر تقریب مذاهب دانشگاه آزاد اسلامی استان البرز برگزار شد.
خلاصه ای از جلسه قانون جذب ارائه شده توسط حجت الاسلام والمسلمین طواف زاده در ۹ شهریور ۱۴۰۵:
قانون جذب یکی از آموزههای اصلی جنبش «تفکر نوین» (New Thought) است که در زمره پنج جریان اصلی معنویتهای نوظهور یا عرفانهای کاذب (یوگا، انجمن های ۱۲ قدمی، عرفان حلقه و انرژی درمانی) در ایران محسوب میشود. این جنبش ریشه در نظریات فرانتس آنتوان مسمر درباره «مغناطیس حیوانی» دارد و سپس توسط فیناس کویمبی بهعنوان پدر فکری تفکر نوین، در حوزه پزشکی و درمان سازماندهی شد. در نهایت، ماری بیکر ادی با تلفیق آموزههای کابالا، هندوئیسم نوین و مسیحیت متعالی، جنبش تفکر نوین را بنیان نهاد و کلیسای علم مسیحی را تأسیس کرد.
قانون جذب بهواسطه کتاب و مستند «راز» اثر راندا برن در سال ۲۰۰۶ میلادی شهرت جهانی یافت. این کتاب به بیش از ۴۵ زبان ترجمه و بیش از ۲۱ میلیون نسخه از آن فروش رفته است. در ایران نیز ناشران متعددی آن را منتشر کردهاند. قانون جذب مدعی است که انسان با تفکر، تصور و تجسم ذهنی، هر چیزی را که بخواهد به سوی خود جذب میکند؛ خواه ثروت، سلامتی، شادی یا حتی قرض و فقر. فرمول آن سه مرحله دارد: تصور دقیق خواسته، تجسم کامل آن، و احساس دارا بودن آن. بر این اساس، ذهن انسان محور جهان معرفی میشود و کائنات مجبور است خواستههای او را برآورده سازد.
اما این آموزه با نقدهای جدی اعتقادی، اجتماعی، علمی و اقتصادی مواجه است. مهمترین نقدهای اعتقادی عبارتند از:
۱. خدای قانونگذار دستبسته: در قانون جذب، پس از تصور ذهنی، تحقق خواسته قطعی است و جایی برای مشیت الهی باقی نمیماند. این در حالی است که در اسلام، هر خواستهای برآورده نمیشود مگر به اراده خداوند، چنانکه آیه شریفه «أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّىٰ» و روایاتی که بر شکستن ارادهها بهعنوان نشانه شناخت خدا تأکید دارند، این نگاه را رد میکنند.
۲. خداوند غول چراغ جادو: در این تفکر، خدا به موجودی تنزل مییابد که صرفاً مجری اوامر ذهن انسان است و نقشی جز تحقق خواستههای او ندارد، که با توحید ناب در اسلام در تناقض است.
۳. خدای درون: خدایی که در قانون جذب مطرح میشود، به کائنات و قدرت درونی محدود میگردد و در مقابل خدای متعالی ادیان ابراهیمی قرار میگیرد که علت اصلی همه پدیدههاست.
علاوه بر این، نبوت در تفکر نوین به «ندای درون» تقلیل مییابد، معاد به تناسخ بدل میشود و دعا جای خود را به تلقین و تکرار کلمات مثبت میدهد.
در حوزه اجتماعی و سیاسی، قانون جذب مشکلاتی همچون فقر، قاچاق، مواد مخدر، تروریسم و حتی بلایای طبیعی را ناشی از افکار منفی مردم میداند و از نادیده گرفتن ساختارهای ناعادلانه و مسئولیتهای حکومتی حمایت میکند. نظام سرمایهداری و لیبرال نیز از این جریان پشتیبانی میکند تا خود را از پاسخگویی در قبال نابرابریها برهاند. همچنین شبکههای بازاریابی هرمی از رویاسازیهای قانون جذب برای فریب افراد استفاده میکنند.
نقدهای علمی نیز جدی است. پژوهشگرانی مانند گابریل اوتینگن در کتاب «مثبت فکر نکنید» نشان دادهاند که مثبتاندیشی افراطی نهتنها مؤثر نیست، بلکه مانع از اقدام عملی میشود. سازمان نظام روانشناسی ایران، فهرستی از روانشناسان زرد را منتشر کرده و در چین نیز دانشکده روانشناسی دانشگاه پکن، بیش از ۵۶۰ جلد کتاب قانون جذب را سوزانده است. نظریه «شهادت آب» که توسط ماسارو ایموتو مطرح شده و ادعا دارد کلمات بر ساختار مولکولی آب تأثیر میگذارند، توسط خود او غیرعلمی و صرفاً یک نظریه شخصی خوانده شده و بعدها توسط پژوهشگران رد گردیده است.
در سطح جهانی، چهرههای مشهوری مانند وین دایر، نیل دونالد والش، دیپاک چوپرا، لوئیز هی، دبی فورد، برایان تریسی و آنتونی رابینز از مروجان این تفکرند. در ایران نیز افرادی مانند علیرضا آزمندیان، سید حسین عباسمنش، خاندان تیموری، سید محمد عرشیانفر و سپهر تاروردیان در ترویج آن نقش داشتهاند. همچنین سیاستگذاران تفکر نوین با حمایت مالی نهادهایی مانند خانواده راکفلر، جنبشهایی مانند «رهبران تکاملی» را شکل دادهاند که هدفشان ترویج معنویت هماهنگ با نظام سرمایهداری است.
در مجموع، قانون جذب با تکیه بر قدرت مطلق ذهن، رویکردی تقلیلگرایانه به هستی دارد و با آموزههای دینی، علمی و اجتماعی در تعارض است. این جریان ضمن نادیده گرفتن نقش خداوند، ساختارهای اجتماعی و اراده فردی، به نوعی سرزنش قربانیان مشکلات اجتماعی دامن میزند و به ابزاری برای توجیه نظام سرمایهداری تبدیل شده است.

