امروزه در میان جریانهای موسوم به تشیع، پدیدهای خطرناک و انحرافی شکل گرفته که برخی آن را «تشیع انگلیسی» مینامند. این جریان در پوشش ظواهر دینی و با بهرهگیری از احساسات مذهبی مردم، عملاً در مسیری حرکت میکند که با اهداف دشمنان اسلام و شبکههای معاند همسو است. شناخت این جریان و تمایز آن از تشیع ناب محمدی، ضرورتی انکارناپذیر برای هر مسلمان آگاه است.
تشیع حقیقی؛ التزام به مرام مولا در مقام عمل است.
حسینی بودن تنها به ظواهر و شعائر صوری نیست. «حسینی بودن فقط به سیاهپوشی نیست، بلکه حسینی کسی است که در مرام امام حسین است و همگام با کاروان حسین است در مقام عمل.» امام حسین علیهالسلام خود در مسیر کربلا فرمودند:
«إِنَّ هذِهِ الدُّنْیا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَ تَنَکَّرَتْ، وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ یَبْقَ مِنْها إِلاَّ صُبابَهٌ کَصُبابَهِ الإِناءِ، وَ خَسیسُ عَیْشٍ کَالْمَرْعَى الْوَبیلِ. أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ، وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى عَنْهُ؟ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِ اللّهِ مُحِقّاً، فَإِنّی لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاَّ سَعادَهً، وَ لا الْحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاَّ بَرَماً.»
«براستى که این دنیا دیگرگونه شده و چهره عوض کرده و خوبىهایش پشت کرده و رفته است و از آن جز ته ماندهاى همچون ته مانده آبى در ظرفى و اندک عیشى همانند چراگاهى آفتزده باقى نمانده است. آیا نمىبینید که به حق عمل نمىشود و از باطل نهى نمىشود؟ براستى که مؤمن باید به [مرگ و ]دیدار خدا روى آورد. پس من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ستمگران را جز رنج و ملال نمىبینم.»
این بیان نورانی نشان میدهد که مکتب حسینی، مکتب امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم و حیات با عزت است، نه صرفاً برگزاری مراسمی که گاه از محتوای حقیقی تهی میشود.
متأسفانه جریان منتسب به سید صادق شیرازی، حسینی بودن را در اموری خلاصه کردهاند که نه تنها سنخیتی با مرام امام حسین (ع) ندارد، بلکه به ابزاری برای تخریب چهره تشیع در جهان تبدیل شده است. این جریان با «ترویج سبکهای موهن عزاداری» همچون قمهزنی، راه رفتن روی آتش و خار و خراشیدن صورت، عملاً چهرهای خشن و خرافی از تشیع به نمایش میگذارد. آنچنان که در فتاوای صادق شیرازی آمده، «اقامه تمامی انواع عزاداری و شعائر حسینی جایز و بلکه مستحب است حتی مثل قمهزنی، راه رفتن بر آتش و غیر اینها».
آیا برای شما عجیب نیست که این نوع دینداری، مورد تأیید دشمنان اسلام نیز قرار میگیرد؟ مگر نخواندهاید که «وَ لَن تَرضی عَنکَ الیَهودُ وَ لا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»؟
“یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی”
وقتی سبک زندگی و نوع عزاداری جریان شیرازی برای استکبار جهانی رضایتبخش است و شبکههای معاند فارسیزبان که در صدد «سیاهنمایی ایران» هستند، از این اقدامات استقبال میکنند، نباید به ادعای حسینیبودنشان شک کرد؟!
معیار سنجش مسلمانی، پیوند با امت اسلامی و اهتمام به امور مسلمانان است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ، وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی: یا لَلْمُسْلِمینَ! فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ.»
«هر که روز خود را آغاز کند و دغدغه امور (مشکلات) مسلمانان را نداشته باشد، از آنان نیست و هر که فریاد کمکخواهىِ مردى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.»
جریانی که با اقدامات خود باعث تفرقه در صفوف مسلمانان، تخریب چهره تشیع و ایجاد شکاف میان امت اسلامی میشود، چگونه میتواند ادعای مسلمانی کند؟ جریانی که حتی سخن گفتن از گرسنگی و تشنگی کودکان مظلوم و مسلمان غزه را بر نمیتابد، آن هم در شرایطی که شبکههای معاند با تمام توان درصدد تضعیف اسلام و مسلمین هستند؟
لزوم تجدیدنظر در تلقی از اسلام
بسیاری از ما ممکن است لباس اسلام را وارونه پوشیده باشیم، همانگونه که گاه عبا را وارونه میپوشیم و متوجه نمیشویم. «واقعاً ما باید تجدید نظری در مسلمانی خودمان بکنیم، شاید ما لباس مسلمانی را به تعبیر امیرالمؤمنین وارونه پوشیدهایم.» باید میان تشیع اصیل علوی که مرامش مبارزه با ظلم و باطل است، با تشیع انحرافی که با دشمنان اسلام همنواست، تفکیک قائل شد.
همنوایی تشیع انگلیسی با شبکههای معاند اسلام، خطری جدی برای کیان اسلام و تشیع است. این جریانها با تحریف مفاهیم دینی، ترویج خرافات و اقدامات موهن، عملاً به دشمنان اسلام در تخریب چهره تشیع کمک میکنند.
وظیفه هر مسلمان آگاه، تشخیص این انحراف و تمسک به اسلام ناب محمدی و سیره اهلبیت (ع) است که در آن، حسینیبودن در عمل به مرام حسین (ع) معنا مییابد، نه صرفاً در ظواهر و شعائر صوری.

