در روزهای اخیر، پیام تبلیغاتی منتشرشده در یکی از پیامرسانهای داخلی، واکنشهایی را در فضای عمومی برانگیخته است. در این پیام، یکی از نامزدهای انتخابات شورای شهر، بخشی از تبلیغات خود را بر پایه نقل یک رؤیا منتسب به رهبر جمهوری اسلامی تنظیم کرده و از آن بهعنوان مؤلفهای برای تقویت اعتبار انتخاباتی خود استفاده کرده است.
این شیوه تبلیغاتی در ادامه روندی قابل مشاهده در فضای مجازی است که میتوان آن را نوعی «معنویتسازی تبلیغاتی» یا بهرهگیری از عناصر غیرقابل راستیآزمایی در رقابتهای سیاسی توصیف کرد. در چنین الگوهایی، رؤیاها، تجربههای شخصی و روایتهای مکاشفهگونه به جای برنامه، کارنامه و توان اجرایی، در مرکز پیام انتخاباتی قرار میگیرند.
منتقدان این روند میپرسند هدف از برجستهسازی چنین روایتهایی چیست و این دست از ادعاها دقیقاً کدام معیارهای صلاحیت یا کارآمدی را قرار است اثبات کنند. به نظر میرسد این نوع تبلیغات، به جای تمرکز بر سیاستگذاری شهری و برنامههای اجرایی، تلاش دارد نوعی سرمایه نمادین مبتنی بر امر قدسی یا شبهقدسی ایجاد کند.
گسترش این الگو میتواند به شکلگیری نوعی «تقدسسازی تبلیغاتی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مرز میان ارزیابی سیاسی و تجربههای شخصیِ غیرقابل سنجش تضعیف شده و امکان گفتوگوی عقلانی درباره کارآمدی و مسئولیتپذیری کاهش مییابد.
در نهایت، انتظار میرود فضای رقابتهای انتخاباتی به جای اتکا بر روایتهای غیرقابل بررسی، بر برنامهها، توانمندیها و پاسخگویی نامزدها متمرکز باشد؛ مسیری که میتواند به ارتقای کیفیت تصمیمگیری عمومی در حوزه مدیریت شهری کمک کند.

