عناصر خارجنشینِ فرقه اهل حق در آلمان نظیر نیما رضایی ملقب به کرمانشاهی، به عنوان پیادهنظام برنامهریزیشده دشمن، اقدام به اجرای یک پازل رسانهای سازمانیافته با هدف دوقطبیسازی شدید جامعه و ایجاد ناامنی کردهاند. این جریانات در فاز نخست، به نام و از طرف جوانان مناطق حاشیهای کرمانشاه مانند درهدریژ و جعفرآباد، «سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشور» را به صورت علنی تهدید میکنند؛ اقدامی که هدف اصلی آن سوءاستفاده از گسستهای اجتماعی، تحریک عواطف قومی-مذهبی و سوق دادن بدنه جوان این مناطق به سمت اغتشاش، تقابل فیزیکی و در نهایت مهیا کردن بستر بازداشت یا کشته شدن آنان در کف خیابان است.
این عناصر رادیکال بلافاصله پس از تولید بحران، رفتار دوگانه و کاسبکارانه خود را عیان میسازند؛ به طوری که برای کشتهشدگان در اغتشاشات—که پیش از این توسط امثال خودِ این جریانات تحریک به آشوب شده بودند، تظاهر به سوگواری، ناراحتی و خونخواهی میکنند. آنها با بازنشر تصاویر متوفیان و اتهامافکنیهای شکنجه، نظام حاکم بر ایران را مقصر جلوه داده و از خون و پروندههای قضایی این جوانان، ابزاری برای پروژهسازی حقوقبشری، دوقطبیسازی حاکمیت-ملت و بازتولید خشم عمومی میسازند. تبیین این استراتژی چندلایه و ضدانسانی برای نخبگان و بزرگان جامعه داخلی اهل حق، جهت صیانت از جوانان و مرزبندی صریح با جریانات فرامرزی، از ضرورتهای کارشناسی و فوری به شمار میرود.

