چرا نتانیاهو، نبرد رژیم صهیونسیتی با مسلمین را به نبرد حضرت داوود با جالوت تشبیه کرد؟

یهودیت، صهیونیسم

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، به تازگی در آستانه سالروز عملیات غیورانه طوفان الاقصی، در مصاحبه با فاکس نیوز، جنگ «اسرائیل» و «بنیادگرایی اسلامی» را با نبرد «داوود» و «جالوت» مقایسه کرد. او مدعی شد این رژیم از تمدن غرب و ارزش‌های آن در برابر تهاجم مسلمین محافظت می‌کند. این سخنان، بازتولید یک روایت الهیاتی-سیاسی کهن است که رژیم اشغالگر سال‌ها برای جلب حمایت غرب از آن بهره برده است.

 

نتانیاهو: اسرائیل امروز همان داوود است
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، در آغاز ماه اکتبر ۲۰۲۶ در مصاحبه با خبرگزاری آمریکایی فاکس نیوز گفت:
«اسرائیل در اینجا داوود است که با این جالوتِ بنیادگرایی اسلامی جهانی می‌جنگد؛ جریانی که خواهان مرگ اسرائیل و مرگ آمریکا است. این همان چیزی است که آن‌ها شعار می‌دهند؛ مرگ هر چیزی که بین این دو (اسرائیل و آمریکا) قرار دارد. (کلیت تمدن غرب) این چیزی است که ما آن را دریافته‌ایم و فکر می‌کنم با قهرمانی باورنکردنی آن را تشخیص می‌دهیم.»

او در ادامه، مانند گذشته، مدعی شد که اسرائیل از تمدن غرب و ارزش‌های آن در برابر «موج تروریستی از جهان اسلام» حفاظت می‌کند. در واقع، نتانیاهو به غرب می‌گوید: «ما دژی هستیم که حفاظت و تأمین منافعتان را مدیون مایید.»

نبرد داوود (علیه السلام) و جالوت: روایتی آشنا برای غرب
بنابر باب هفدهم از کتاب اول سموئیل، جالوت (گُلیات) پهلوان دشمن به میدان آمد و بنی‌اسرائیل و خدایش را به چالش طلبید، اما کسی جرأت مقابله با او را نداشت. تا اینکه داوود جوان نبرد را پذیرفت و با پرتاب سنگی از فلاخنش او را به خاک افکند. این داستان (که در سوره بقره نیز به آن اشاره شده) برای مسیحیان و غربیان نیز کاملاً شناخته‌شده و محبوب است. نتانیاهو با این تمثیل تلاش دارد هم در سطح سیاسی، حمایت غرب را مانند گذشته به سوی خود بیاورد و هم در سطح دینی، ایمان و احساس متدینین را به سود خود استخدام کند. گرچه واقعیت این است حضرت داوود با کمترین ابزار و با استمداد از نام خدا (در قالب یک معجزه) جالوت مقتدر و کافر را نابود کرد و این با وضعیت رژیم صهیونسیتی تناسبی ندارد!

یک مفهوم سیاسی-دینی : «کاته‌خون» یا نیروی بازدارنده
نامه دوم پولس به تسالونیکیان (۲: ۶ _ ۸) به عنوان بخشی از کتاب مقدس مسیحی، عبارتی دارد که بعداً به عنوان یک مفهوم سیاسی نیز استفاده شد. در این نامه، از یک نیروی مرموز سخن به میان آمده که ظهور «حکومت ویرانگر شیطانی» را به تأخیر می‌اندازد. واژه یونانی‌ای که برای این «مانع» و «بازدارنده» به کار رفته، کاتخون (κατέχον) است. قرن‌ها بعد، کارل اشمیت، حقوقدان و نظریه‌پرداز سیاسی آلمانی، این مفهوم الهیاتی را از متن کتاب مقدس به عرصه سیاست کشاند. در نگاه اشمیت، کاتخون به یک حاکمیت سیاسی توانمند گفته می‌شود که از هرج‌ومرج و سلطه شرارت مطلق جلوگیری می‌کند. به عبارت دیگر، کاتخون حد واسطی است که گرچه خودش کاملاً خیر نیست، اما از وقوع شرّ محض و هرج‌ومرج کامل جلوگیری می‌کند. رژیم صهیونسیتی و نتانیاهو با استفاده از همین انگاره تلاش دارند حمایت سیاسی_مالی_فرهنگی غرب را به سوی خود جذب کنند. در این نگاه، اسرائیل دژی است که از غلبه‌ی هرج و مرج اسلامی شرقی جلوگیری می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *