حمله مروج فرقه اشو به مدعی «شاه جهانی»؛ درگیری درون‌فرقه‌ای بر سر پول و قدرت

معنویت بدون دین، اوشو

محسن خاتمی، مروج و مترجم فعال آثار «اشو» (چاندرا موهان) در ایران، در واکنشی تند، به مهدی ولی‌پور، مدعی «شاه جهانی» و از جانشینان سعید محمدی دورکی (رهبر بازداشتی فرقه نهضت سفید)، حمله کرد و او و استادش را «شیاد» و «ابله» خواند. این درگیری، پرده از رقابت‌های پنهان و منافع مالی در میان جریان‌های انحرافی برمی‌دارد.

 

محسن خاتمی، که به عنوان چهره محوری ترویج افکار انحرافی اشو به زبان فارسی شناخته می‌شود، در پیامی در فضای مجازی، به مهدی ولی‌پور و سعید محمدی دورکی حمله کرد. ماجرا از آنجا آغاز شد که فردی به خاتمی پیام داد و با اشاره به اینکه ولی‌پور خود را «نماینده دورکی» و «شاه جهان» معرفی کرده و از مردم پول می‌گیرد، از خاتمی خواست تا با «زبان تیز» خود وارد ماجرا شود.
خاتمی در پاسخ نوشت: «وقتم را برای ابلهان و شیادان تلف نمی‌کنم… شاد باشید.» او سپس تصویر این گفت‌وگو را در فضای مجازی منتشر کرد و در توضیحات این تصویر نوشت: «دورکی الکی‌الکی “شاه جهان” شده و در طلب پول‌های مردم!»

مهدی ولی‌پور که ساکن لس‌آنجلس است، سابقه عضویت در فرقه عرفان کیهانی حلقه و رسیدن به مرتبه «مستری» را دارد. او پس از پیوستن به فرقه نهضت سفید (به رهبری سعید محمدی دورکی) و پس از بازداشت دورکی، خود را جانشین او و «شاه جهان» معرفی کرده است. ولی‌پور در توهمات خود مدعی اتصال به موجودی به نام «نیروی سوم» است. دورکی نیز که در سال ۱۴۰۲ به دلیل اتهامات امنیتی بازداشت شد، از خود به عنوان «نجات‌دهنده ایران و جهان» یاد می‌کرد.

این درگیری لفظی، نمونه‌ای آشکار از رقابت‌های درون‌فرقه‌ای و جنگ قدرت در میان جریان‌های انحرافی است. جایی که هر گروه با تهمت‌زنی و تخریب رقیب، سعی در جذب اعضای فرقه دیگر و تصاحب منابع مالی آنان دارد. نکته تأمل‌برانگیز آنکه محسن خاتمی که خود مروج افکار فردی با سابقه اتهامات اخلاقی و جنسی (اشو) است، دیگران را «شیاد» می‌خواند؛ این تناقض، چهره واقعی این جریان‌ها را بیش از پیش آشکار می‌سازد. فرقه‌هایی که نه تنها از درون به ذهن و عقاید افراد حمله می‌کنند و به سوءاستفاده مالی و غیراخلاقی از پیروان خود می‌پردازند، بلکه در مراحل بالاتر، با تهاجم به سایر فرقه‌ها، درصدد گسترش نفوذ و جذب نیروهای جدید برمی‌آیند. این رفتار، نشان‌دهنده ماهیت بازاری و رقابتی این جریان‌هاست که در آن، انسان‌ها به عنوان «مشتری» و «منبع درآمد» تلقی می‌شوند، نه پیروانی که به دنبال حقیقت هستند. ضروری است نهادهای نظارتی و فرهنگی، ضمن رصد این درگیری‌ها، ماهیت واقعی این فرقه‌ها را برای عموم مردم افشا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *