بر اساس گزارش ایندیپندنت، شماری از کشیشان ارتش آمریکا نسبت به جهتگیریهای مذهبی وزارت دفاع تحت مدیریت پیت هگزت، وزیر دفاع دولت ترامپ، ابراز نگرانی کردهاند. به گفته این کشیشان، ارزیابی عملکرد و حتی مسیر ترفیع آنان به میزان همسویی با دیدگاههای مذهبی و ایدئولوژیک وزیر دفاع وابسته شده است.
این نگرانیها در نامههایی که برای «بنیاد آزادی مذهبی نظامیان» (Military Religious Freedom Foundation) ارسال شده، مطرح شده است. نویسندگان این نامهها مدعیاند که در ساختار جدید، از کشیشان انتظار میرود با رویکرد مذهبی حاکم بر وزارت دفاع همراهی کنند و این امر میتواند استقلال حرفهای آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
این گزارش در ادامه به برخی اصلاحات وزارت دفاع اشاره میکند؛ از جمله کاهش تعداد سنتهای دینی به رسمیت شناختهشده از بیش از ۲۰۰ مورد به ۳۱ مورد، حذف برنامههای «آمادگی معنوی» که هگزت آنها را متأثر از مفاهیم «عصر جدید» و «انسانگرایی سکولار» دانسته بود، و تأکید بر نقش دینی کشیشان به جای ایفای نقش مشاوران روانی یا عاطفی.
برخی کشیشان همچنین از فشار برای مشارکت در برنامههای دعای مسیحی در سطح فرماندهی و افزایش اختیارات کشیشان ارشد در ارزیابی عملکرد خبر دادهاند. آنان هشدار دادهاند که اگر معیار «خدمت مؤثر» با همسویی ایدئولوژیک تعریف شود، ساختار کشیشان ارتش به تدریج به سمت یک قرائت خاص از مسیحیت سوق خواهد یافت.
در مقابل، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا این ادعاها را رد کرده و آنها را «نادرست» خوانده است. با این حال، منتقدان، از جمله برخی نهادهای مدافع آزادی مذهبی، معتقدند این اصلاحات میتواند اصل بیطرفی مذهبی دولت و حقوق مندرج در متمم اول قانون اساسی آمریکا را با چالش مواجه کند.
به نظر میرسد گزارش ایندیپندنت را میتوان نشانگر وجود اختلافی فراتر از یک نزاع اداری در وزارت دفاع آمریکا دانست. این گزارش از شکلگیری منازعهای بر سر نقش دین در یکی از مهمترین نهادهای حاکمیتی ایالات متحده خبر میدهد؛ منازعهای که در آن، موضوع آن چگونگی حضور یک قرائت خاص از مسیحیت در ساختار قدرت است.
یکی از امور قابل توجه در این گزارش، نقش جریانهای مسیحی محافظهکار در سیاستگذاریهای دولت ترامپ است. اصلاحات مورد انتقاد، از محدود کردن فهرست سنتهای دینی مورد شناسایی وزارت دفاع گرفته تا تأکید بر هویت آشکارا مسیحی سپاه کشیشان ارتش، همگی در امتداد رویکردی قرار میگیرند که میکوشد نقش مسیحیت محافظهکار را در نهادهای حکومتی پررنگتر کند. در همین چارچوب، دعوت از چهرههایی مانند داگ ویلسون به پنتاگون و استفاده مکرر پیت هگزت از مفاهیم کتاب مقدس در سخنرانیهای رسمی، نشان میدهد که برای بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا، دین صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه میتواند مبنایی برای جهتدهی به سیاست عمومی نیز باشد.
نکته مهم دیگر این است که این گزارش از وجود یک شکاف میان گروه¬های مسیحی پرده برمیدارد. منتقدان این سیاستها لزوما مخالفان دین نیستند، بلکه بسیاری از آنان خود کشیشان نظامی یا نهادهای مسیحی هستند. اختلاف اصلی بر سر این است که آیا دولت باید یک قرائت خاص از مسیحیت را مبنای سیاستگذاری قرار دهد یا نسبت به همه سنتهای دینی و گرایشهای مختلف مسیحی بیطرف بماند. از این منظر، گزارش ایندیپندنت بیش از آنکه روایت تقابل دین و سکولاریسم باشد، روایت رقابت دو نگاه متفاوت درباره نسبت دین و قدرت در آمریکاست.
این گزارش همچنین نشان میدهد که برای فهم سیاست آمریکا، صرف تحلیلهای ژئوپلیتیکی و امنیتی کافی نیست. در برخی حوزهها، بهویژه در میان بخشی از جریانهای محافظهکار، باورهای دینی و هویت مسیحی در کنار ملاحظات سیاسی و امنیتی، به یکی از عوامل اثرگذار در سیاستگذاری تبدیل شدهاند. از این رو، بررسی تحولات فکری و الهیاتی این جریانها، بهویژه مسیحیت اونجلیکال و جریانهای ملیگرای مسیحی، برای تحلیل دقیقتر سیاست داخلی و حتی برخی جهتگیریهای سیاست خارجی آمریکا اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
در مجموع، اهمیت گزارش ایندیپندنت تنها در طرح ادعاهایی درباره نحوه مدیریت سپاه کشیشان ارتش نیست، بلکه در آن است که تصویری از رقابت جریانهای مذهبی برای تأثیرگذاری بر نهادهای حاکمیتی آمریکا ارائه میدهد؛ رقابتی که دامنه آن از مباحث الهیاتی فراتر رفته و به حوزههای امنیتی، نظامی و سیاستگذاری نیز کشیده شده است.

