فرسایش تخصص در برابر مدعیان غیب‌گویی / نگاهی به زنجیرهٔ خطاهای تحلیلی حسین سلکی

آسترولوژی

از ادعای عدم وقوع جنگ در اسفند ۱۴۰۴ تا خطای تحلیل در موضوع رهبری، مواردی هستند که حسین سلکی در پیش‌گویی‌هایش آن‌ها را مطرح کرده است. پیش از این نیز ادعاهایی چون ریاست‌جمهوری قالیباف و بازگشت منافقین توسط او مطرح شده بود که هیچ‌کدام محقق نشدند.

 

در واقع، تکرار خطاها نشان می‌دهد که میان ادعاهای مطرح‌شده توسط وی و واقعیت‌های سیاسی‌-اجتماعی، شکاف عمیقی وجود دارد. این عدم دقت در تحلیل‌ها، اعتبار ادعای او مبنی بر دسترسی به علم زمان را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که پیش‌بینی‌های وی بیشتر از آنکه مبتنی بر دانش باشد، بر پایه حدس و گمان‌های ناموفق است.

با توجه به این زنجیره از پیش‌بینی‌های اشتباه، از شما می‌پرسیم: آیا فکر می‌کنید می‌توان به ادعای علم زمان در تحلیل مسائل پیچیده سیاسی اعتماد کرد؟

علاوه بر اشتباهات فردی، تکرار چنین پیش‌گویی‌های با مبنای علم زمان در فضای مجازی، پیامدهای نگران‌کننده‌ای برای افکار عمومی دارد. وقتی افراد با تکیه بر ادعاهای غیرقابل اثبات، به ایجاد امیدهای واهی یا ترس‌های بی‌اساس در جامعه می‌پردازند، اعتماد عمومی به جریان‌های تحلیلی آسیب می‌بیند. ادعاهایی نظیر بازگشت گروه‌هایی مانند منافقین یا تغییر ناگهانی ساختارهای قدرت، بدون پشتوانهٔ علمی، تنها به آشفتگی ذهنی مخاطبان می‌افزایند. در نهایت، زمانی که واقعیت‌ها برخلاف این پیش‌گویی‌ها رقم می‌خورند، نه‌تنها اعتبار گوینده از بین می‌رود، بلکه نوعی بی‌اعتمادی عمومی نسبت به هرگونه تحلیل سیاسی در فضای مجازی ایجاد می‌شود که این خود آسیب بزرگی به سطح آگاهی جامعه است.

تحلیل‌گران علمی با بررسی متغیرها، نتایج را به‌صورت سناریوهای احتمالی ارائه می‌دهند، نه رخداد های قطعی. اما زمانی که ادعاهای مبتنی بر علم زمان یا غیب‌گویی در برابر تحلیل‌های مبتنی بر داده قرار می‌گیرد، یک تقابل ناعادلانه میان احتمال علمی و قطعیت کاذب شکل می‌گیرد. مخاطب در مواجهه با قاطعیت کاذب پیش‌گویان، تمایل پیدا می‌کند که تحلیل‌های دقیق و محتاطانهٔ کارشناسان را به‌دلیل عدم قطعیت، ضعیف و بی‌اعتبار قلمداد کند.
این فرایند، جایگاه متخصصان واقعی را در برابر مدعیان بی‌سابقهٔ دانش، به حاشیه می‌راند.

از منظر اخلاق گفتار، تفاوت میان تحلیل‌گر و مدعی، در میزان امانت‌داری نسبت به حقیقت است. تحلیل‌گر با بیان احتمالات، به مخاطب احترام می‌گذارد و حق انتخاب و نقد را برای او باقی می‌گذارد. اما پیش‌گویانی که با قطعیت کاذب سخن می‌گویند، در واقع مرتکب نوعی فریب روانی می‌شوند، چراکه با حذف عامل شک و احتمال، مخاطب را در توهم دانستن، قرار می‌دهند. این رفتار، برخلاف ارزش‌های اخلاقی مبتنی بر صداقت، به دنبال سلطه بر ذهن مخاطب از طریق ایجاد هیجان است.

محمد کاظم‌زاده، پژوهشگر معنویت‌های نوپدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *