پیشدرآمد: دو روایت از جهان موعود
در دل یهودیت، مفهوم «موعود» و «نجات نهایی» (گئولای ماشیخ) همواره نقشی محوری داشته است. اما در قرن بیستم، این مفهوم دینی دستخوش دگردیسیای بنیادین شد و از یک باور آخرالزمانیِ مبتنی بر توبه و اعجاز، به ایدئولوژیای سیاسی-سکولار برای مشروعیتبخشی به قدرتطلبی زمینی تبدیل گشت. این گزارش، با تکیه بر مستندات و مواضع متفاوت خاخامهای یهودی، به بررسی این دگردیسی و واکنشهای درونی به آن میپردازد.
۱. سلطهطلبی صهیونیستی با استفاده ابزاری از موعود
در روز ۲۲ اسفند، همزمان با اوج جنگ چهلروزه و ترور و شهادت سران و مردم عادی در ایران، کانال یوتیوبی «یهودیان ایران» کلیپی از یک خاخام یهودی منتشر کرد که به زبان فارسی خطاب به یهودیان سوالی مطرح میکند: «در این روزهایی که ظالمان دارند سقوط میکنند سوال این است که چرا خدا پنجاه سال به این ها فرصت میدهد که موفق و ثروتمند شوند؟» سپس خود او پاسخ میدهد که خدا اجازه میدهد تا غرور و غفلت بر ایشان غالب شود و فکر کنند کسی نمیتواند ایشان را ساقط کند و بعد یکباره ایشان را ریشهکن میکند. این خاخام در ادامه اظهار امیدواری میکند که «بزودی گئولای ماشیخ (نجات حاصل از آمدن منجی موعود یهودیان) را خواهیم دید».
این سخنان در بستر جنگ، معنایی روشن داشت: صهیونیسم در راه تحقق سلطه جهانی یهود گام برمیدارد و ترورهای انجامشده، مداخلهای الهی قلمداد میشوند. این نگرش، که در میان خاخامهای صهیونیست بسیار پرتکرار است، جنبش سیاسی صهیونیسم را زمینهساز تحقق وعدههای الهی به قوم یهود میداند در حالی که صهیونیسم در مبدا تولد خود گرایشی سکولار با اهداف زمینی مشخص بوده است.
۲. موعودگرایی سنتی: توبه، شبات و اعجاز
در یهودیت سنتی، راه نزدیکشدن ظهور منجی، توبه و اصلاح نفس و رعایت حرمت شبات و مانند این بوده است تا خداوند دوران موعود را نزدیک کند و ماشیح بن داوید در یک ظهور پیامبرانه و اعجازگونه، جهان را تحت سلطه درآورد و وعده الهی را محقق سازد. این نگرش، در تقابل آشکار با رویکرد فعالگرایانه و نظامیگرای صهیونیسم قرار دارد.
نمونههای این نگرش سنتی را در سخنان خاخامهای یهودی ایران میتوان دید:
· حاخام یونا (یونس) حمامی لالهزار به عنوان رهبر کلیمیان ایران نیز در مصاحبههای متعدد، از جمله در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۲۱ (۱۷ خرداد ۱۴۰۰) در کانال پویافکر و ۱۸ مارس ۲۰۲۲ (۲۷ اسفند ۱۴۰۰) در فطرس مدیا، بر ضرورت رعایت احکام و انتظار برای ظهور تأکید داشته است.
· ربای شهرام شیرازی در ۲۲ مارس (مصادف با ۲ فروردین)، در کانال یوتیوبی یهودیان ایران، بر اهمیت رعایت شرع و دعا و توبه در مسیر ظهور تأکید کرد.
· حاخام دیوید وایز، از سخنگویان مذهب یهودی سنتی ناطوریکارتا، در مصاحبههای متعدد، از جمله با برنامه «بلاحدود» در کانال احمد منصور به تاریخ ۲۳ اکتبر ۲۰۲۴ (۲ آبان ۱۴۰۳)، با شبکه الغد در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸ (۳ بهمن ۱۳۹۶) و در مستند شبکه الجزیره به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ (۷ آذر ۱۴۰۴)، تأکید دارد که یهودیت یک دین است و صهیونیسم جریانی سیاسی و بیگانه با آیین یهود است. به باور او، نجات جهانی و ظهور ماشیح با اعجاز رخ خواهد داد، نه با جنایات صهیونیستها. او معتقد است که تا پیش از دوران موعود، مأموریت یهودیان، زندگی در سرزمینهای میزبان و تلاش برای سعادت همان جوامع است.
۳. چند واکنش از جامعه کلیمیان ایران
مستند «شاهد باش» و موضع حاخام حمامی لالهزار
در تاریخ ۱۷ آوریل (۲۸ فروردین)، قسمت ششم مستند «شاهد باش» از کانال «آی داک» (I Doc) در یوتیوب منتشر شد. در این قسمت، مصاحبهای با حاخام یونا (یونس) حمامی لالهزار، رهبر کلیمیان ایران، به نمایش درآمد. او در این مستند که به سرکشی از کلیسای ارامنه ارتدوکس تخریبشده در جنگ و شنیدن گزارش ترور یک شهروند ارمنی میپرداخت، بر چند محور کلیدی تأکید کرد:
۱. صهیونیسم، مولود ملیگرایی اروپایی: صهیونیسم یک جریان سیاسی ملیگرا و با اصلیت غیردینی است که از دین یهود استفاده کرده است، اما در دل جنبشهای ملیگرای اروپا زاده شده است.
۲. نفی سلطهجویی: صهیونیسم برخلاف نگرش یهود، برای تحقق وعدهها منتظر ماشیح نیست، بلکه خود میخواهد سلطه را در دست بگیرد.
۳. وفاداری به ایران: ما جزء این ملت ایران هستیم و خواهان آبادانی آنیم. حتی بعد از انقلاب اسلامی، که انقلاب دینی بوده هم جمعیت یهودیان کشور از بین نرفت، در حالی که در کشورهای منطقه عمدتاً یهودی نداریم. ما خودمان را از همین سرزمین میدانیم.
او در مصاحبهای دیگر با «دهباشی» که در تاریخ ۲۱ مه ۲۰۲۵ (۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) در کانال یوتیوبی «تاریخ آنلاین» بارگذاری شد، تشبیهی کلیدی ارائه داد: «صهیونیسم برای یهودیت به مانند داعش است برای اسلام» و نمیتوان آن را نماینده واقعی آیین یهود دانست.
اعلامیه خاخام یهودا گرامی
حاخام یهودا گرامی، رهبر دیگر کلیمیان ایران، نیز اعلامیهای (هرچند دیرهنگام و پس از سکوتی طولانی) منتشر کرد و در آن اعلام همبستگی با ملت ایران پس از جنگ چهل روزه صادر کرد. این اعلامیه در تاریخ هشت اردیبهشت در سایت باشگاه خبرنگاران جوان منتشر شد.
تأکید بر اخلاق ایرانی در جلسه تفسیر تورات
هاراو کهن باش در یک جلسه تفسیر تورات که به تاریخ ۲۲ مارس (۲ فروردین) از کانال یوتیوبی یهودیان ایران منتشر شد، به لزوم رعایت اخلاق پرداخت و به سنن خوب ایرانی و تأثیر مثبت آن بر یهودیان ایران اشاره کرد. او گفت که قوم اسرائیل هم باید در رعایت اخلاق و ادب زبانزد باشد تا حق برگزیدگی رعایت شود. از خصایص نیکوی ما ایرانیها این است که ادب و احترام و سنن اخلاقی خوبی داریم از جمله برای نمونه بر زبان آوردن «بسم الله» برای کار، یا بر زبان آوردن «یا الله» هنگام ورود به خانه دیگران اشاره کرد. او سپس گفت که در آمریکا هم فرزندان ایرانی ما از بقیه به جهت رعایت ادب و احترام بزرگان متمایز هستند.»
۴. ریشههای متنی: وفاداری به سرزمین میزبان در کتب مقدس
البته باید دانست که وفاداری به میهن در متون دینی ایشان هم ریشه دارد و مخالفت با رویکرد صهیونیستی تنها یک واکنش سیاسی نیست.
به عنوان نمونه، در کتاب ارمیا (باب ۲۹: ۴-۸) نامهای منسوب به دوران تبعید به بابل (پس از تخریب معبد توسط بختنصر) ذکر شده است، ارمیا به تبعیدیان فرمان داده که:
[۴] «خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، به تمامی تبعیدیانی که من ایشان را از اورشلیم به بابِل به تبعید فرستادم، چنین میفرماید: [۵] خانهها بنا کنید و در آنها مسکن گزینید؛ باغها احداث کنید و از ثمرۀ آنها بخورید؛ [۶] زنان بگیرید و صاحب پسران و دختران شوید؛ برای پسرانتان زن بگیرید و دخترانتان را شوهر دهید تا آنان نیز صاحب پسران و دختران گردند؛ در آنجا زیاد شوید و کم نگردید. [۷] جویای سعادت شهری باشید که شما را بدانجا به تبعید فرستادهام، و برای آن به درگاه خداوند دعا کنید، چراکه سعادت شما در گرو سعادت آن شهر است. [۸] زیرا خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: فریب انبیا و فالگیرانتان را که در میان شمایند نخورید، و به خوابهایی که ایشان را به دیدن آنها برمیانگیزید، گوش مگیرید.»این فرمان صریح، به یهودیان در تبعید دستور میدهد که در شهر میزبان بمانند، خانه بسازند، ازدواج کنند و برای سعادت آن شهر دعا کنند. اگر تکلیف در برابر بابلِ مهاجم چنین باشد، تکلیف در قبال سایر سرزمینها به طریق اولی روشن است.
همچنین در کتاب دانیال نبی، میبینیم که دانیال و دوستانش در دوران تبعید، تابع حکومت بختنصر بوده و بر ضد آن دست به کاری نمیزنند. آنها در عین تأکید بر رعایت مناسک شرعی (مانند خودداری از خوردن غذای پادشاه در باب اول)، به عنوان کارگزاران بابل مشغول کار هستند و آن را به خوبی پیش میبرند. اما هنگامیکه بختنصر بر دوستان دانیال تکلیف میکند که بر بت سجده کنند، ایشان با وجود تهدید به مرگ از این کار خودداری میکنند. (باب سوم) این الگو، وفاداری به سرزمین میزبان در کنار پایبندی به اصول دینی را به تصویر میکشد.
یهودیت سنتی قرنها بر همین رویه پیش رفته است. به عنوان نمونه، موسیبنمیمون (رمبام)، از بزرگترین علما و فیلسوفان تاریخ یهود، مدتها در دربار صلاحالدین ایوبی در مصر حضور داشت و حتی به عنوان پزشک او خدمت میکرد.
۵. تحلیل نهایی: دوگانهی «موعودگرایی سنتی» در برابر «سلطهطلبی سکولار»
گزارش فوق، دو رویکرد کاملاً متمایز را در مواجهه با جهان موعود در بین یهود را به تصویر میکشد:
۱. رویکرد صهیونیستی که با استفاده ابزاری از وعدههای دینی، تلاش میکند تا پروژهای زمینی و مبتنی بر قدرت نظامی را به عنوان «مقدمهی ظهور» جا بزند گرچه در واقع امر به چنین اموری معتقد نیست و میخواهد احساسات دینی را در خدمت اهداف سیاسی بگیرد. این نگرش، با ارائه چهرهای از «خدا» که در کنار نیروهای نظامی اسرائیل میجنگد، در پی مشروعیتدهی به اقدامات خشونتآمیز است.
۲. رویکرد سنتی: این رویکرد، بر توبه، اصلاح اخلاقی، انتظار برای نجات اعجازآمیز و مهمتر از همه، وفاداری به سرزمین میزبان تأکید میکند.
نگرش اول، یهودیت را به عنوان یک دین و سنت میبیند که پیروانش تحقق وعده را انتظار میکشند و نگرش دوم اساسا رویکردی سکولار است که مفاهیم یهودی را به سود اهداف خودش به خدمت گرفته و تغییر میدهد.

