سازمان بینالمللی «مترجمان کتاب مقدس ویکلیف»، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵(۴ ژوئن ۲۰۲۶)، با انتشار گزارشی تحت عنوان «زمان جشن گرفتن است!»، دستیابی به یک نقطه عطف تاریخی را اعلام کرد؛ کتاب مقدس اکنون به طور کامل به ۸۰۰ زبان دنیا ترجمه شده است. با تحقق این دستاورد بزرگ، تخمین زده میشود که حدود ۶.۲ میلیارد نفر در سراسر جهان در قالب ۸۰۰ جامعه زبانی، امکان مطالعه متن کامل کتاب مقدس را به زبان مادری خود دارند.
آمارهای رسمی منتشرشده در این گزارش، نشاندهنده یک جهش و شتاب خیرهکننده در فرآیند ترجمه است. دادهها نشان می-دهند که بیش از ۱۹۰۰ سال طول کشید تا کتاب مقدس به ۴۰۰ زبان اول دنیا ترجمه شود، اما ترجمه آن به ۴۰۰ زبان دوم تنها در مدت ۲۸ سال محقق شده است. بر این اساس، تعداد زبانهایی که دارای ترجمه کامل هستند از سال ۱۹۹۸ تاکنون دو برابر شده است. همچنین تنها در ۶ سال گذشته (از سال ۲۰۲۰ تاکنون)، ۱۰۰ ترجمه کاملِ جدید به این آمار اضافه شده که دسترسی ۵۰۰ میلیون نفر دیگر را به کتاب مقدس فراهم کرده است. گزارش رسمی این سازمان، توزیع دیجیتالی کتاب مقدس در میان مردم قوم «پودوکو» در شمال کامرون را به عنوان یکی از تازهترین نمونههای موفق این شتاب معرفی میکند.
«جیمز پول»، مدیر اجرایی ویکلیف، در این باره گفت: «این دوران، زمان فوقالعادهای برای مأموریت جهانی است. در دهههای اخیر شاهد پیشرفت شگرفی بودهایم و کار ترجمه در بسیاری از نقاط جهان شتاب گرفته است. جوامع بسیار زودتر از آنچه یک نسل پیش ممکن به نظر میرسید، کتاب مقدس را دریافت میکنند.» وی افزود دسترسی به کلام خدا به زبانی که مردم آن را به طور عمیق و طبیعی درک میکنند، اهمیت بالایی دارد؛ زیرا کلیساها با داشتن کتاب مقدس به زبان بومی خود، برای بشارت، شاگردپروری و خدمت مجهزتر میشوند.
با وجود این موفقیت بزرگ، سازمان ویکلیف خاطرنشان کرده است که کار زیادی در پیش دارد؛ چرا که کماکان از هر ۵ نفر در جهان، ۱ نفر (یعنی جمعیتی در حدود ۱.۵ میلیارد نفر) به کتاب مقدس به زبان مادری خود دسترسی ندارد. این محرومیت زبانی شامل نزدیک به ۶,۶۰۰ زبان از مجموع ۷,۳۹۳ زبان زنده دنیا میشود. مدیر اجرایی ویکلیف در پایان تأکید کرد که همراه با شکرگزاری برای این دستاورد ۸۰۰ تایی، همچنان یک «احساس فوریت» برای ادامه مسیر وجود دارد، زیرا «هر زبان، نمایانگر مردمی است که خدا آنها را دوست دارد».
سازمان مترجمان کتاب مقدس ویکلیف (Wycliffe Bible Translators) یکی از بزرگترین مجموعه¬های غیرانتفاعی و بینالمللی مسیحی در جهان است که با درآمد سالانه بیش از ۲۱۰ میلیون دلار در زمینه ترجمه کتاب مقدس فعالیت میکند. این سازمان (که مدعی است بودجه آن عمدتاً از طریق کمکهای مالی مردمی و هدایای خیریه تأمین میشود)، در سال ۱۹۴۲ توسط ویلیام کمرون تاونسند تأسیس شد و نام آن به افتخار جان ویکلیف، نخستین مترجم تمام کتاب مقدس به زبان انگلیسی، انتخاب شده است.مأموریت اصلی این سازمان، فراهم کردن متن کتاب مقدس به زبان مادری برای تمامی گروههای زبانی جهان است؛ به طوری که با همکاری سازمان SIL International در کنار فرآیند ترجمه، به ابداع الفبا برای زبانهای بدون خط، ثبت زبانهای در حال نابودی و آموزش سوادآموزی به بومیان نیز میپردازد. این مجموعه که اکنون در قالب «اتحادیه جهانی ویکلیف» با مشارکت بیش از ۱۰۰ سازمان از کشورهای مختلف فعالیت میکند، تا کنون موفق شده کتاب مقدس یا بخشهایی از آن را به بیش از ۳,۶۰۰ زبان ترجمه کند و با اجرای برنامههای استراتژیک، تعداد زبانهای بدون ترجمه در دنیا را از ۵,۰۰۰ زبان در اواخر قرن بیستم به حدود ۵۰۰ زبان کاهش دهد.
در تحلیل این رویداد از منظر استراتژیهای تبشیری و فرآیند مسیحیسازی جهانی، میتوان این دستاورد کمی (رسیدن به هشتصدمین زبان) را بازتابی از یک چرخش ساختاری و روششناختی عمیق در مهندسی فرهنگی دانست. در واقع، این شتاب بیسابقه در ترجمه متون مقدس، نشاندهنده گذار از الگوهای سنتی تبشیر در دوران استعمار کهن به یک رویکرد هوشمندانه و نوین است که بر «بومیسازی ابزار تبشیر» برای «جهانیسازی پیام» استوار است.
در گذشته، جریانهای تبشیری و فعالیتهای مبلغان غربی غالباً با تحمیل زبانهای هژمونیک و استعماری (نظیر انگلیسی، فرانسوی یا اسپانیایی) همراه بودند؛ امری که به طور طبیعی نوعی مقاومت فرهنگی را در جوامع میزبان ایجاد میکرد و پیام مذهبی را به عنوان عنصری بیگانه و بیرونی جلوه میداد. استراتژی مدرنی که در فعالیتهای سازمانهایی، مانند بنیاد ویکلیف، دیده میشود، دقیقاً معکوس کردن این روند است. طراحان این استراتژیها دریافتهاند که برای نفوذ عمیق به درون زیستجهانها و ساختارهای اجتماعی گوناگون، باید مرز میان امر بومی و امر غیر بومی را از بین برد. در راستای دستیابی به این هدف، ترجمه پیام مذهبی به زبان مادری یا همان «زبان قلب»(Heart Language)، در دستور کار این سازمانها قرار گرفت که بر اساس آن زبان خود مخاطب حامل پیام خواهد شد. وقتی متن مقدس به زبان مادری یک قوم سخن میگوید، دیگر یک محصول وارداتی یا بازوی استعمار فرهنگی به نظر نمیرسد، بلکه به بخشی از هویت درونی جامعه تبدیل میشود و کمترین مقاومت را در ساختار روانی و اجتماعی جامعه هدف برمیانگیزد.
از سوی دیگر، این تلاشها صرفاً به یک اقدام ترجمهای ساده نیستند، بلکه نوعی «مهندسی زبانشناختی» به شمار میروند که به عنوان یک زیرساخت نرم برای توسعه نفوذ مذهبی عمل میکند. علاوه بر ترجمه، سازمانهای تبشیری، مانند «SIL Global»(یکی از سازمان¬های منشعب شده از بنیاد ویکلیف)، با ورود به جوامع فاقد خط و زبان مکتوب و تدوین الفبا و دستور زبان برای آنها، در ظاهر به سوادآموزی و حفظ میراث فرهنگی کمک میکنند، اما در لایههای عمیقتر، ساختار آگاهی و ابزار اندیشیدن آن جامعه را تحت تاثیر قرار میدهند. در برخی موارد در طی این فرایند، کتاب مقدس به متن نوشتاری مرجع در این جوامع تبدیل میشود که به تبع آن جهانبینی مسیحی مرجعیت فکری، هنجاری و اخلاقی جامعه را از آن خود میکند. بدین ترتیب، زبان بومی که روزی مانعی بزرگ در برابر پیام تبشیر مسیحی بود، بازتعریف شده و خود به یک واسطهی پایدار و ظرف مناسب برای انتقال و بازتولید این پیام تبدیل میشود.
عامل کلیدی دیگری که شتاب خیرهکننده سالهای اخیر(ترجمه ۴۰۰ زبان در ۲۸ سال در مقایسه با ۱۹۰۰ سال اول) را تبیین میکند، تغییر الگو از «مبلغ خارجی» به «کارگزار بومی» است. سازمانهای بینالمللی با بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی و شبکهسازی، به جای تمرکز بر اعزام مستقیم مبلغان غربی، به تربیت، تجهیز و تامین مالی نخبگان و مترجمان محلی درون همان جوامع میپردازند. این تمرکززدایی ساختاری سبب میشود که فرآیند تبشیر، خصلتی درونزا پیدا کند. در نتیجه، موانع جغرافیایی و فرهنگی تضعیف شده و فرآیند مسیحیسازی، نه از طریق یک فشار بیرونی، بلکه از طریق یک بازتولید ساختاری درون سیستمهای اجتماعی محلی هدایت میشود؛ امری که کارایی استراتژیک این نهادها را در دسترسی به آخرین مرزهای جمعیتی جهان تقویت کرده است.
البته عاملیت جوامع محلی و قدرت فرهنگ بومی در مواجهه با فرهنگ و دین جدید را نباید نادیده گرفت و مطالب ذکر شده لزوما به معنای موفقیت کامل این فعالیتها نیست.

