وقتی نسخه دوازده‌قدمی برای همه جواب نمی‌دهد؛ روایت جداشدگان از معتادان گمنام

انجمن های دوازده قدمی

انجمن «معتادان گمنام» یا NA خود را محلی برای کمک به افراد درگیر اعتیاد معرفی می‌کند؛ جایی که اعضا با حضور در جلسات گروهی، شنیدن تجربه دیگران و پیروی از برنامه دوازده‌قدمی، مسیر بهبودی را دنبال می‌کنند. اما پشت این تصویر امیدوارکننده، پرسش مهمی وجود دارد: آیا این برنامه واقعاً به استقلال و توانمندی فرد کمک می‌کند، یا در برخی شرایط، او را به پذیرش یک الگوی فکری خاص وادار می‌سازد؟

 

تجربه کسانی که از این انجمن جدا شده‌اند، نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش را نمی‌توان نادیده گرفت.

وقتی بهبودی با احساس ناتوانی آغاز می‌شود

در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران مطالعه‌ای در نروژ منتشر کردند که به بررسی تجربه افرادی می‌پرداخت که حضور در جلسات معتادان گمنام را متوقف کرده بودند. عنوان پژوهش، «One size doesn’t fit all»، به این معناست که «یک نسخه برای همه مناسب نیست».

بر اساس این تحقیق، برخی از افرادی که از NA فاصله گرفته بودند، با پیام‌هایی مانند ناتوانی در برابر اعتیاد، وجود نقص‌های شخصیتی و تأکید بر مدت پاکی احساس راحتی نمی‌کردند. آنان گزارش کرده بودند که این نوع نگاه در بعضی شرایط به‌جای تقویت اعتمادبه‌نفس، احساس ضعف، کم‌ارزشی و وابستگی را در آن‌ها تشدید می‌کند.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که فرد گرفتار اعتیاد، بیش از هر چیز به حمایت، امید و امکان بازسازی زندگی خود نیاز دارد. اگر برنامه‌ای که با هدف بهبودی شکل گرفته، در تجربه برخی اعضا به فضایی تبدیل شود که فرد در آن مدام با ناتوانی‌ها و نقص‌های خود تعریف می‌شود، باید درباره پیامدهای چنین رویکردی پرسید.

 از حمایت جمعی تا فشار برای همرنگ شدن

یکی از مشکلاتی که در تجربه برخی جداشدگان از NA مطرح شده، فشار برای هماهنگ شدن با الگوهای فکری و رفتاری رایج در گروه است.

گروه‌های خودیاری می‌توانند به افراد احساس تعلق بدهند؛ اما همین تعلق، اگر با انتظار برای پذیرش بی‌چون‌وچرای قواعد و باورهای گروه همراه شود، ممکن است به محدود شدن استقلال فکری بینجامد. در چنین فضایی، مخالفت با برخی آموزه‌ها یا انتخاب مسیری متفاوت برای بهبودی می‌تواند برای عضو هزینه اجتماعی داشته باشد.

پژوهش نروژی به تجربه افرادی اشاره می‌کند که از برداشت‌های رایج درباره اعتیاد، تأکید بر پاکی و روابط درون‌گروهی ناراضی بودند. برخی از آنان از سلسله‌مراتب غیررسمی و احساس پذیرفته نشدن نیز سخن گفته بودند.

این یافته‌ها پرسشی جدی مطرح می‌کند: اگر فرد برای برخورداری از حمایت گروهی ناچار باشد با شیوه تفکر غالب آن همراه شود، مرز میان کمک به بهبودی و تحمیل هنجارهای گروهی کجاست؟

حمایت واقعی باید به فرد کمک کند توان تصمیم‌گیری و اداره زندگی خود را بازیابد، نه اینکه پذیرفته شدن را به میزان انطباق او با یک الگوی خاص وابسته کند.

 مسئله فقط ترک اعتیاد نیست؛ مسئله نوع نگاه به فرد است

برنامه‌های دوازده‌قدمی بر مجموعه‌ای از اصول و مراحل مشخص تکیه دارند. پیروی از یک چارچوب منظم ممکن است برای بعضی افراد مفید باشد؛ اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که یک چارچوب مشخص، به‌عنوان تنها راه معتبر بهبودی معرفی شود یا هرگونه فاصله گرفتن از آن به ضعف فرد نسبت داده شود.

در این حالت، شکست‌ها و دشواری‌های فرد ممکن است نه به‌عنوان بخشی از یک مسیر پیچیده درمانی، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از پایبند نبودن او به برنامه تفسیر شوند. چنین برداشتی می‌تواند امکان بررسی روش‌های دیگر را محدود کند و فرد را از جست‌وجوی گزینه‌های متناسب با شرایط خود بازدارد.

پرسش مهم دیگر، جایگاه درمان‌های علمی و دارویی در کنار گروه‌های خودیاری است. حمایت اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در بهبودی داشته باشد، اما جایگزین خودکار ارزیابی تخصصی و درمان متناسب با وضعیت هر فرد نیست. هیچ گروهی نباید به‌گونه‌ای عمل کند که اعضا برای حفظ تعلق خود، از پرسیدن درباره گزینه‌های دیگر یا مشورت با متخصصان احساس نگرانی کنند.

 صدای جداشدگان را نباید نادیده گرفت

معمولاً وقتی از موفقیت یک گروه خودیاری صحبت می‌شود، تجربه کسانی مطرح می‌شود که در آن باقی مانده‌اند و حضورشان را مفید می‌دانند. اما برای ارزیابی واقعی یک برنامه، شنیدن صدای کسانی که آن را ترک کرده‌اند نیز ضروری است.

این افراد ممکن است نکاتی را آشکار کنند که در روایت‌های موفقیت کمتر دیده می‌شود: فشارهای اجتماعی، دشواری مخالفت با باورهای غالب، احساس کم‌ارزشی یا ناسازگاری میان نیازهای فردی و انتظارات گروه.

پژوهش نروژ یادآور می‌شود که خروج از یک گروه را نباید خودبه‌خود نشانه شکست در بهبودی دانست. گاهی فرد به این نتیجه می‌رسد که روش موجود با نیازها و تجربه او سازگار نیست و باید راه دیگری را دنبال کند.

اگر هدف، کمک واقعی به افراد گرفتار اعتیاد است، باید امکان انتخاب آزادانه و دسترسی به روش‌های گوناگون حمایت و درمان فراهم باشد. بهبودی نباید به پذیرش بی‌چون‌وچرای یک برنامه یا باقی ماندن در یک گروه گره بخورد.

مسئله اساسی این است: هیچ انجمنی نباید خود را چنان ضروری و بی‌بدیل معرفی کند که فرد تصور کند بیرون از آن، راهی برای ادامه زندگی و بهبودی وجود ندارد.

منبع:
*One size doesn’t fit all: a thematic analysis of interviews with people who have stopped participating in Narcotics Anonymous in Norway* (2020).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *