کمال الماسی جاف، معروف به «کاتب» و بنیانگذار فرقه انحرافی «فرزندان (بنیاد بنی)»، که پیشتر بر فروپاشی جمهوری اسلامی ایران از طریق حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی شرط بسته بود، اکنون پس از بینتیجه ماندن حملات و بازگشت اینترنت به وضع عادی، در نامهای تند خطاب به دونالد ترامپ، خواستار «شفافیت» و «پایان دادن به بحرانآفرینی» شده است.
کمال الماسی جاف که خود را «کاتب» مینامد و رهبری فرقه انحرافی «فرزندان (بنیاد بنی)» را بر عهده دارد، در روزهای اخیر با انتشار نامهای در فضای مجازی، مستقیماً رئیسجمهور وقت آمریکا را مخاطب قرار داده است. این نامه در شرایطی منتشر میشود که الماسی جاف در طول جنگ رمضان، بارها با ادعاهای پیشبینیشونده از فروپاشی قریبالوقوع نظام جمهوری اسلامی سخن گفته و از تشدید حملات حمایت کرده بود. اما اکنون که ساعات و روزهای وعدهدادهشده او بدون نتیجه سپری شده و اینترنت بینالمللی نیز به حالت عادی بازگشته است، لحن او دچار تغییر شده و به جای سناریوسازی، به گلایه و اولتیماتوم روی آورده است.
در بخشی از این نامه آمده است: «شما باید موضع خود را بهصورت روشن، شفاف و مسئولانه مشخص کنید. ادامه ابهام، تهدید و تغییر مداوم سیاستها، تنها بحران را عمیقتر میکند و میتواند خاورمیانه را با خطرات بزرگتری مواجه سازد.»
او در ادامه با لحنی که تلاش میکند خود را نگران آینده منطقه نشان دهد، نوشته است: «ثبات منطقه از مسیر تنش دائمی و فشار بر مردم به دست نمیآید. آینده خاورمیانه نیازمند سیاستی شفاف، مسئولانه و مبتنی بر احترام به جان و زندگی انسانهاست. تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسانی در برابر رنج ملتها مسئول بودهاند.»
این نامه، بیش از هر چیز سندی بر شکست و سرخوردگی کمال الماسی جاف و جریانهای همسوی اوست. کسی که تا دیروز با امید به بمباران و نابودی ایران، از هرگونه تجاوز دشمن حمایت میکرد و آرزوی تکه تکه شدن بدن مسئولان و شهادت رهبری را داشت، امروز که توپ توپهایش نقش بر آب شده، ناگهان مدعی «احترام به جان و زندگی انسانها» شده است! این تناقض آشکار، ابعاد فریبکارانه شخصیت رهبران فرقههای انحرافی را بازنمایی میکند که هر زمان از اسبهای سواریشان (اعم از حمله نظامی، تحریم، قطع اینترنت و…) پیاده میشوند، با تغییر لحن و پوشش «دغدغه انسانی» سعی در تطهیر خود دارند. ماهیت انحرافی فرقهای چون «فرزندان» و رهبران سلطنتطلب همسو با آن، پیش از این نیز در عمل به اثبات رسیده است و این نامه نیز چیزی جز نقابی بر چهره واقعی آنان نیست.

