جا به جا شدن اولویت ها و ماهیت عزاداری با نگاه انجمن حجتیه

انجمن حجتیه

اسلام دین کیفیت است نه کمیت؛ لذا صحیح بودن راه هیئات و توسلات را کیفیت آن تعیین میکند.
قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ اَللَّهَ لاَ یَنْظُرُ إِلَی‌ صُوَرِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ وَ إِنَّمَا یَنْظُرُ إِلَی‌ قُلُوبِکُمْ وَ نِیَّاتِکُمْ.
از حضرت رسول صلوات الله علیه نقل شده که فرمود: خدای‌ تعالی‌ نظر نمیکند بصورت‌ها و ظاهر اعمال شما بلکه نظر می‌کند به قلب ها و نیت‌های‌ شما.
جامع الاخبار، ج۱، ص۱۰۰

 

اسلام دین کیفیت است نه دین کمیت لذا ممکن است شخصی سالیانه چندین بار به کربلا سفر کند و پای ثابت هیئات شهرش باشد ولی در باطن در مقابل سیدالشهدا و در خلاف جهت سیر کاروان حسینی باشد لذا همان‌گونه که ادعای باطنی‌گری، بدون رعایت ظواهر دینی، فریبی بیش نیست، ادعای عمل به ظواهر، بدون رعایت باطن و حقیقت آن، دروغی بیش نخواهد بود.

حقیقتِ توسل به اهل بیت(ع) –چنانکه در سیره‌ی اولیای معرفت میبینیم– نه در شربت و حلیمِ هیئت‌ها و نه در مداحانِ مشهور و سیاه‌پوشیِ ظاهری خلاصه نمیشود؛ بلکه سه مرتبه برای آن قابل تصور است که روحِ آن، در دو مرتبه‌ی پایانی معنا مییابد:

۱. توسلِ ظاهری: شعائرِ مذهبی، روضه، زیارت و گریه بر مصائب. این مرحله، هرچند نیکو و مقدمه‌ای ضروری است، اما به تنهایی هرگز کافی نیست. امام صادق(ع) نفرمود هرکه گریه کند نجات یافت، بلکه فرمود «نفس المهموم لنا تسبیح»؛ به شرطی که این ناراحتی، به همت برای اطاعت از امرِ ما (عباده) بینجامد، نه اینکه در همان ناله باقی بماند.

۲. توسلِ عملی: یعنی تبعیتِ دقیق از دستوراتِ ائمه (علیهم السلام) در تمام شئون زندگی، از اقتصاد و خانواده تا سیاست و اجتماع. امام باقر(ع) به صراحت هشدار داد که محبتِ صرف، بدون اطاعت، هیچ سودی ندارد و فرمود: «فریب نخورید!» پس اگر هیئتی، پس از گریه، به فکرِ نهی از منکرِ حاکمِ ظالم یا مبارزه با استکبار نباشد، در حقیقت از روحِ توسل بیگانه است.

۳. توسلِ باطنی: توجه به مقامِ نورانیتِ امام و حضورِ او در هر لحظه‌ی زندگی. عارفی مانند مرحوم شیخ محمود تحریری میگفت: «در هر لحظه به اهل بیت علیهم السلام متوسل میشوم» و آیت الله بهجت (ره) تأکید داشت که امام زمان(ع) «عینُ الله الناظره» است؛ یعنی ما را میبیند. این حضورِ دائمی، انسان را از هرگونه غفلت و سطحی نگری باز می‌دارد و او را به سمتِ عملِ صالح و انجام دقیق مسئولیت‌های اجتماعی سوق میدهد.

حال، هیئتی که فقط به پخشِ شربت و شیرینی، آوردنِ مداحِ مشهور و کمیتِ زنجیرزنی می‌پردازد و از «امر به معروف و نهی از منکر» و «دشمن‌شناسی» در متنِ جامعه غافل است، به تعبیری، گرفتارِ «دروغِ عمل به ظواهر» شده است. این همان اسلامِ راکدی است که انجمن حجتیه ترویج میکرد؛ اسلامِ بی‌هیجان، بی‌حرکت و منفعل که نه تنها اثری از قیامِ عاشورا در آن نیست، بلکه عینِ خمودگی و نهایتاً کفرِ عملی است. چرا که اگر گریه و سیاه‌پوشی کافی بود، یزید و یزیدیانی که پس از جنایت به ظاهر اشک ریختند هم به نجات سزاوار بودند؛ ملاک حسینی بودن و با کاروان حسینی بودن برائت از یزید و یزیدیان زمان است.

پس حقیقتِ توسل، توقف در ظواهر نیست؛ بلکه صعود از مراسم به سمتِ مسئولیت، از اشک به سمتِ شمشیرِ کلام و عمل، و از عزاداریِ انفعالی به عزاداریِ فعالِ اجتماعی است. هیئتی که از این مسیر بازماند، هرچند نامِ حسین بر لب دارد، در صفِ کسانی قرار میگیرد که پیامبر(ص) آنها را توبیخ کرد: «تبکونه و لاتنصرونه»؛ گریه میکنید اما یاری نمیدهید.
و این دقیقاً همان بیماریِ مزمنی است که #انجمن_حجتیه با تئوریِ «جدایی دین از سیاست» در جامعه تزریق کرد و امروز نیز با هزینه‌های سنگین، در قالبِ هیئتهای سکولار تکرار میشود تا عاشورا را از یک حماسه‌ی سیاسی-عبادی به یک ماتمِ خنثی تبدیل کنند.

تعبیر زیبایی مرحوم علی صفایی در کتاب حرکت دارد که: “کُفر متحرک به اسلام می رسد، ولی «اسلام راکد» پدر بزرگ کفر است. سلمان ها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آن ها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند رکودشان آن ها را به کفر پیوند زد. کُفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد. وحشت آن جایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم.”

#انجمن_حجتیه همان اسلام راکد و انتظار ایستاست که نتیجه آن فساد اجتماعی و انحراف از مسیر کاروان حسینی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *