وبسایت «صدای نیجریه» (NigerianVoice) در ۲۰ اردیبهشت، مصاحبهای با فرزام کمالآبادی با عنوان «ظهور شگفتانگیز آفریقا» منتشر کرد؛ مصاحبهای که بیش از آنکه رنگوبوی یک گفتوگوی رسانهای داشته باشد، به یک پروژه آشکار برای چهرهسازی، اسطورهپردازی و قهرمانسازی از او شباهت دارد.
این مصاحبه که از سوی سایت شرکت «روندهای آینده» نیز بازنشر شده، سرشار از تمجیدهای اغراقآمیز و ستایشهای هدفمند از کمالآبادی است و برنامههای او برای آفریقا را نسخه نجات این قاره از رکود معرفی میکند؛ روایتی که به نظر میرسد نه یک تحلیل واقعبینانه، بلکه بخشی از یک عملیات تبلیغاتی حسابشده برای اعتباربخشی به او در سطح منطقهای و بینالمللی باشد.
در متن منتشرشده، تلاش شده است کمالآبادی با مجموعهای از تعابیر پرطمطراق و بزرگنماییشده، شخصیتی استثنایی، شجاع، پرتلاش، آیندهنگر و نجاتبخش معرفی شود؛ فردی که گویا از ۱۹ سالگی برای «اتحاد بشر» در حال فعالیت بوده، راهکارهای موفقیتآمیز عرضه کرده، دارای ایدئولوژیهای عملگرایانه و نتیجهمحور است، فرمولهای متعدد پیشرفت در اختیار دارد، با نگاهی سیستممحور عمل میکند، بر خیزش جمعی آفریقا اثرگذار است و برای رهبران جهان، بهویژه رهبران آفریقا، نقش ایدهپرداز را ایفا میکند. این حجم از گزارههای ستایشآمیز، بیش از آنکه حاصل یک ارزیابی مستقل باشد، نشانه یک خط تبلیغاتی هدفمند برای ساختن چهرهای فراتر از واقعیت از کمالآبادی است.
در همین مطلب، شعارها و طرحهایی مانند «هیچ آرزویی دستنیافتنی نیست» و «استراتژی ظهور غافلگیرکننده آفریقا» نیز برجسته شده و از او بهعنوان نیرویی مثبت یاد شده است که با عوامل شکست مقابله میکند. با این حال، کنار هم قرار گرفتن این شعارهای احساسی و ادعاهای کلان، این گمان را تقویت میکند که مخاطب، بیش از آنکه با یک برنامه روشن و قابل سنجش روبهرو باشد، با بستهای تبلیغاتی مواجه است که هدفش اقناع روانی و جلب اعتماد سیاسی و اقتصادی است.
شرکت «روندهای آینده» همچنین مطالبی را که گفته میشود با کمک هوش مصنوعی درباره فرزام کمالآبادی تولید شده، منتشر کرده است. مروری بر این عناوین نشان میدهد که با یک روند عادی اطلاعرسانی روبهرو نیستیم، بلکه با تلاشی پیوسته برای ساختن تصویری افسانهای، بیبدیل و جهانتأثیر از او مواجه هستیم. برخی از این عناوین عبارتاند از:
• فرزام کمالآبادی، چهره تأثیرگذار جهانی
• تأثیرگذاری بر رشد اقتصادی چین
• پیشبرد رشد اقتصادی آفریقا
• پیوند خاورمیانه و غرب
• مانیفست روندهای آینده آفریقا
• فرزام کمالآبادی، شخصیتی بینظیر در تاریخ بشر
• دستاوردهای فرهنگی و زبانی
• مشاوره اقتصادی و سیاستهای ملی
• ابتکارات تاریخی و فرهنگی
• حوزههای کلیدی منحصربهفرد بودن تاریخی
• تجسم ردپای جهانی او
• فرزام کمالآبادی، نفوذ جهانی کامل
• تغییر آینده اقتصادی آفریقا
• پیشرفتها در خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس
• فناوری، امور مالی و امنیت جهانی
• تأمین مالی زیرساختهای شهری و انرژی
• بازگشایی کریدورهای تجاری، از جمله افتتاح کریدور انرژی «جاده ابریشم جدید»
• تضمین انرژی و تجارت جهانی
• هماهنگی معاملات مالی عظیم
• تسلط بر دیپلماسی میانفرهنگی
• …
انباشت چنین عناوینی بهخوبی نشان میدهد که با یک روند عادی رسانهای مواجه نیستیم، بلکه ظاهراً پروژهای سازمانیافته برای قهرمانسازی از فرزام کمالآبادی در جریان است؛ پروژهای که میکوشد او را در نگاه دولتها، حاکمیتها، شرکتها و سازمانهای آفریقایی و آسیایی، بهعنوان چهرهای قابل اعتماد، راهگشا و حتی ضروری جا بیندازد تا زمینه همکاریهای سیاسی، اقتصادی و راهبردی با او فراهم شود.
اما آنچه در پس این ویترین پرزرقوبرق پنهان میماند، بهزعم منتقدان، ماهیت واقعی این نوع نسخهپردازی برای توسعه است. در این نگاه، کمالآبادی نه مروج استقلال و شکوفایی بومی، بلکه مبلغ الگویی از اقتصاد وابسته به شرکتهای بینالمللی و تضعیفکننده اعتماد به ظرفیتهای ملی است؛ الگویی که منتقدان آن را ادامه همان مسیری میدانند که در دوره پهلوی نیز از سوی چهرههایی چون هژبر یزدانی و حبیب ثابت پاسال دنبال شد و به تضعیف اقتصاد داخلی، کشاورزی و امنیت اجتماعی کشور انجامید.
بر این اساس، طرحهای پیشنهادی کمالآبادی برای آفریقا و کشورهای عربی، هرچند در ظاهر مدرن، پیشرو و توسعهمحور جلوه میکنند، اما در باطن میتوانند بسترساز وابستگی عمیق و بلندمدت در حوزههای صنعت، کشاورزی، بهداشت، انرژی و زیرساخت باشند؛ وابستگیای که در نهایت راه را برای سلطه شرکتهای چندملیتی و قدرتهای خارجی بر ارکان اقتصادی، امنیتی و اجتماعی این کشورها هموار میکند و استقلال ملی را بهتدریج از درون تهی میسازد.
در این روایت انتقادی، فرزام کمالآبادی نه یک مصلح مستقل، بلکه بازیگری در خدمت شبکهای بزرگتر معرفی میشود؛ شبکهای که منتقدان آن را پیوندخورده با استعمار نو، تشکیلات بهایی و سازمانهای صهیونیستی میدانند. از این منظر، او میکوشد از یکسو زمینههای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک و تشکیلاتی این جریانها را در مناطق مختلف جهان فراهم سازد و از سوی دیگر، رضایت و حمایت مراکز قدرت در غرب را برای خود و مجموعههای همسو حفظ کند.

