در شرایطی که جامعه علمی جهان، «بیورزنانس» را روشی فاقد پشتوانه تجربی و مصداقی از شبهعلم ارزیابی میکند، بررسیها نشان میدهد این شیوه درمانی که ریشه در مفاهیم خرافی چاکراها دارد، با استقبال برخی افراد در ایران مواجه شده و مطبهایی تحت این عنوان فعالیت میکنند. کارشناسان ضمن هشدار درباره ترویج ادیان غیررسمی در پوشش درمان، خواستار ورود جدی دستگاههای نظارتی و قضایی شدهاند.
«بیورزنانس» یا «درمان بیورزونانس» (Bioresonance therapy) یکی از روشهای طب مکمل و جایگزین است که بر این فرضیه بنا شده که هر سلول و بافت بدن فرکانس ویژه خود را دارد و بیماری ناشی از «ناهماهنگی» این فرکانسهاست. در این روش، ادعا میشود با استفاده از دستگاههای الکترونیکی، سیگنالهای الکترومغناطیسی بسیار ضعیف بدن دریافت، پردازش و دوباره به بیمار اعمال میشود تا تعادل فرکانسی برقرار گردد.
با این حال، به گفته منتقدان، این فرضیه با شواهد پذیرفتهشده فیزیولوژی و فیزیک پشتیبانی نمیشود و هیچ سازوکار زیستی قابل قبولی برای آن ارائه نشده است. بر پایه ارزیابیهای انتقادی در ادبیات علمی، بیورزنانس به عنوان روشی فاقد پشتوانه تجربی کافی و نمونهای از شبهعلم در حوزه طب جایگزین توصیف شده است.
نکته قابل توجه آنکه این شیوه به طور مستقیم با اعتقادات خرافی چاکراها (در دین هندوئیسم) و مریدینها (در دین بودیسم) ارتباط دارد. بر اساس این باورها، چاکراها نقاط ورود و خروج انرژی در بدن هستند و بیورزنانس مدعی است با تنظیم فرکانسها، این نقاط انرژی را متعادل میکند. این در حالی است که نه چاکراها و نه اساس فرکانس درمانی بیورزنانس، هیچیک تاکنون نتوانستهاند حتی یک نمونه کارآزمایی بالینی کنترلشده و مورد تأیید جامعه علمی را ارائه دهند.
با وجود بیاعتباری علمی این روش، بررسیها نشان میدهد که در سایه کمتوجهی دستگاههای نظارتی، موارد متعددی در ایران با همین عناوین مطبهای پزشکی دایر کردهاند. برخی از مهمترین این موارد عبارتند از:
۱. حمیدرضا طاهری یگانه: وی که خود را «پدر بیورزنانس در ایران» معرفی میکند و مدعی است این علم را از روسیه به ایران آورده است.
۲. جعفر علوی: این فرد که همزمان پزشک طب سنتی نیز هست و در تبریز مطب دارد، مدعی است با دستگاههایی همچون «اسپوکی» یا بیورزنانس میتوان به «بازگشایی چاکراها» و «تنظیم انرژی فرکانسی بدن» دست یافت و بیماریها را درمان نمود.
۳. فریبا کیانی: او در اظهاراتی عجیب، مدعی «بررسی انرژی بازیگران سریال مستهجن عشق ابدی بر اساس چاکراهای آنان» شده است و درباره یکی از بازیگران زن که از جذابیتهای جنسی خود استفاده میکند، گفته است: «چاکرای جنسی او فعال است.»
۴. بیورزنانس مورا: کلینیکی برای ترک اعتیاد که مدعی است از طریق انرژیدرمانی و بیورزنانس، اعتیاد را درمان میکند.
۵. کلینیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران: نگرانکنندهترین مورد، وجود چنین کلینیکی در یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور است که مدعی «درمان با تنظیم ارتعاشات» میباشد.
به نظر میرسد دستگاه پرکاربرد در بیورزنانس ایران، دستگاه اسپوکی (Spooky2) است که بر اساس اصول «فرکانس درمانی رایف» (Rife) کار میکند. اساس این فناوری به دهه ۱۹۳۰ میلادی بازمیگردد، زمانی که دانشمندی آمریکایی به نام «رویال ریموند رایف» ادعا کرد میتواند میکروبها را با امواج الکترومغناطیسی با فرکانسهای خاص از بین ببرد.
اما جامعه علمی بینالمللی، رویال رایف را مانند ماسارو ایموتو یک «شبهدانشمند» خوانده و کارهای او را به شدت رد کرده است. بررسیهای دقیق نشان داده که فرکانسهایی که دستگاه رایف بر اساس آنها کار میکند، فاقد هرگونه پشتوانه علمی، اصل و اساس ثابت هستند و هیچ کارآزمایی بالینی معتبری برای آنها انجام نشده است. به عنوان نمونه، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) هرگز دستگاهی مبتنی بر فناوری رایف را تأیید نکرده است. خطرناکتر آنکه در حال حاضر در جامعه ایران، با استفاده از این دستگاههای شبهعلمی، درمانهای ناقص و بالقوه خطرناکی بر روی بیماران صورت میگیرد.
این گزارش چند پرسش اساسی را پیش روی دستگاههای نظارتی و فرهنگی کشور قرار میدهد:
۱. چالش اثربخشی و کارآزمایی بالینی: اگر هر یک از مدعیان بیورزنانس واقعاً به تجربهای موثر در درمان فیزیکی بیماران رسیدهاند، چرا آن را در قالب یک کارآزمایی بالینی استاندارد (double-blind randomized controlled trial) تعریف و برای ثبت علمی و دریافت مجوز رسمی از وزارت بهداشت و علوم پزشکی اقدام نمیکنند؟
۲. چالش دینی؛ ترویج ادیان غیررسمی: بیورزنانس از آنجا که ریشه در مفاهیم «چاکرا» و «مریدین» دارد، عملاً ترویج مستقیم مبانی اعتقادی ادیانی چون هندوئیسم و بودیسم در قالب روشی «پزشکی» محسوب میشود. این اقدام طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران که ترویج هر آیین غیررسمی را ممنوع اعلام کرده، صریحاً خلاف قانون است. سوال اینجاست که چرا تاکنون برخورد قانونی با این پدیده صورت نگرفته است؟
۳. چالش تخصص و پاسخگویی شرعی: این افراد که به ظاهر «پزشک» هستند، چگونه میتوانند پرسشهای شرعی و اعتقادی مردم را در مورد ارتباط این روش با ادیان شرقی پاسخ دهند؟ آیا آنان متخصص دین هندوئیسم یا بودیسم هستند تا بتوانند «جدایی علمی» بیورزنانس از این ادیان را اثبات کنند؟
بر اساس قانون، سازمان غذا و داروی ایران مسئول صدور مجوز تجهیزات پزشکی است. اما تاکنون هیچ مدرکی دال بر تاییدیه رسمی دستگاههای بیورزنانس (به ویژه اسپوکی که ریشه در شبهعلم رایف دارد) از سوی این سازمان ارائه نشده است. نکته هشداردهنده آنکه سازمان تجهیزات پزشکی ایران نیز پیشتر اعلام کرده بود با دیدگاه فعلی، مجوز لازم را برای دستگاه بیورزنانس صادر نمیکند. این بدان معناست که مطبهای مذکور یا مجوز ندارند یا با دستگاههای فاقد تاییدیه مشغول به کارند. در زمان حاضر نیز سازمان غذا و دارو (که اداره کل تجهیزات پزشکی زیرمجموعه آن است) در وبسایت رسمی خود، هیچ مدرکی دال بر تأیید دستگاه اسپوکی یا بیورزونانس به عنوان یک «تجهیزات پزشکی دارای مجوز» منتشر نکرده است.
گسترش بیورزنانس در ایران، یک بحران چندلایه است: اولاً، رواج یک شبهعلم ثابتنشده در حوزه سلامت، جان و سلامت بیماران را به خطر میاندازد. ثانیاً، این روش به دلیل پیوند با مفاهیم چاکرا و مریدین، در واقع ترویج مستقیم باورهای دین هندو و بودیسم در پوشش درمان است که با قوانین جمهوری اسلامی ایران منافات دارد. ثالثاً، وجود چنین کلینیکی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر – آن هم در یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور – زنگ خطری جدی درباره نفوذ شبهعلم به لایههای آکادمیک است. از سوی دیگر، دستگاههای مورد استفاده (از جمله اسپوکی) مبتنی بر فناوری است که در سطح بینالمللی به شدت مردود و «مشکوک» خوانده شده است و حتی یک مقاله معتبر کارآزمایی بالینی در حمایت از آن وجود ندارد. جامعه پزشکی کشور باید با ورود فعالانه به این عرصه و ارائه تحلیلهای علمی دقیق، مانع از سوءاستفاده از اعتماد بیماران شود. در عین حال، ضروری است نهادهای قضایی و نظارتی ضمن رصد دقیق این مراکز، با متخلفانی که با پوشش پزشکی، مبانی اعتقادی بیگانگان را ترویج میکنند، برخورد قانونی و قاطع داشته باشند.

