رنه سینانی، از مروجان تفکر نوین و قانون جذب که دورههای آموزشی خود را با قیمتهای بالا به فروش میرساند، در جدیدترین توصیه خود به دنبالکنندگانش به نظر میرسد چنین گفته است که برای رفع «قفل ذهنی» و دریافت انرژی مثبت، به جای مسجد و حرم، به کافهها و هتلهای گرانقیمت بروند و با صرف قهوه، از «انرژی فراوان» آن مکانها بهرهمند شوند. این توصیه در تضاد آشکار با آموزههای عرفان اسلامی قرار دارد.
رنه سینانی، از چهرههای فعال در ترویج «قانون جذب» و «تفکر نوین» که پکیجهای آموزشی خود را با قیمتهای چند میلیونی به فروش میرساند، در تازهترین پست خود در فضای مجازی، توصیهای به ظاهر غیرمتعارف و مغایر با ارزشهای دینی و ملی ارائه کرده است.
او در این پیام نوشته است: «اگر ذهنتان قفل کرده، به لوکسترین کافه یا هتل شهرتان بروید و مدتی آنجا بنشینید، یک قهوه سفارش دهید، از انرژی فراوان آنجا بهرهمند میشوید، ذهنتان باز میشود تا به سطح بعدی برسید. این روش همیشه جواب میدهد، تست کنید.»
این در حالی است که در عرفان ناب اسلامی و آموزههای دینی، برای گشایش امور و رفع گرفتاریهای روحی و ذهنی، به مساجد و حرمهای مطهر اهل بیت (ع) مراجعه و توسل جستن توصیه شده است. اما رنه سینانی در اظهارات خود، ثروت و تجمل را جایگزین معنویت کرده و «انرژی کافههای لوکس» را که محل رفت و آمد افراد متمول است، بر «برکت حرمها» ترجیح داده است.
این توصیه، تفاوتهای بنیادین میان عرفان اسلامی و جریانهای انحرافی چون تفکر نوین را بار دیگر آشکار میکند:
۱. منبع انرژی: در عرفان اسلامی، منبع آرامش و گشایش، خداوند متعال و توسل به اهل بیت (ع) است، اما در قانون جذب، «انرژی» در مکانهای تجملاتی و میان افراد پولدار متمرکز فرض میشود.
۲. قطعیت نتیجه: سینانی ادعای «همیشه جواب میدهد» دارد، در حالی که در عرفان اسلامی، نتیجه دعا و توسل به مشیت الهی واگذار میشود.
۳. عمومیت توصیه: اساتید عرفان اسلامی حتی به شاگردان خاص خود نیز نسخههای قطعی نمیپیچند، اما مروجانی چون سینانی در فضای مجازی و برای عموم مردم، با قاطعیت کامل دستورالعمل میدهند و میگویند «تست کنید».
آنچه در این توصیه رنه سینانی جلب توجه میکند، تحویل «معنویت» به «ثروت» و «تجمل» است. او عملاً به پیروان خود القا میکند که انرژی مثبت و گشایش ذهنی، نه در سایه عبادت و توسل، که در پاتوق افراد مرفه و پولدار یافت میشود. این نگاه، نه تنها با عرفان و اخلاق اسلامی که با هر نوع معنویت اصیل و انساندوستانه نیز در تضاد است. قانون جذب در این سطح، به ابزاری برای توجیه مصرفگرایی و عادیسازی شکاف طبقاتی تبدیل میشود. مردم هوشیار ایران باید بدانند که «انرژی کافههای لوکس» هیچ نسبتی با آرامش روحی و معنویت حقیقی ندارد و چنین توصیههایی، صرفاً تلاشی برای جهتدهی به سبک زندگی مصرفی و فاصله گرفتن از ارزشهای اصیل دینی و ملی است. نهادهای فرهنگی و رسانههای داخلی وظیفه دارند با افشای این انحرافات، از عادیسازی چنین نگرشهای سمی در جامعه جلوگیری کنند.

