تا پیش از انقلاب اسلامی، جامعهٔ اهلحق (یارسان) در ایران عموماً در قالب خاندانهای سنتی اداره میشد و هر خاندان مرجع و مسندنشین خود را داشت و طرح یک «رهبر واحد» برای همهٔ اهلحق با ساختار تاریخی این جامعه سازگار نبود. با این حال پس از انقلاب، بهتدریج «سید نصرالدین حیدری» از جایگاه یک مسندنشین درونخاندانی فراتر رفت و در برخی گزارشها بهعنوان نماینده اهلحق ایران مطرح شد.
در گزارشی منسوب به سید قاسم افضلی، برجستهشدن سید نصرالدین با نقش «کریم سنجابی» پیوند خورده است. سنجابی عضو گروهک نهضت آزادی ایران، اهل کرمانشاه بود که در اوایل انقلاب سید نصرالدین حیدری را بهعنوان رهبر اهلحق ایران مطرح کرد. اگر این گزارش را بپذیریم، میتوان احتمال داد که پیوند سنجابی با فضای سیاسی کرمانشاه و نفوذ او در مناسبات آغازین پس از انقلاب، در معرفی سید نصرالدین حیدری بهعنوان طرف گفتوگو یا نمایندهٔ اهلحق بیتأثیر نبوده است.
عوامل دیگری مثل ساختار غیرمتمرکز اهلحق و نبود رهبری واحد، نیاز فضای انقلابی به یک نمایندهٔ شناختهشده برای گفتوگو با جامعه اهلحق میتوان ذکر کرد که در انتخاب سید نصرالدین حیدری بعنوان رهبر اهلحق ایران در آن زمان مطرح کرد.

