اسناد و خاطرات حکایت از آن دارند که نگاه حقیقی شیخ محمود حلبی به روحانیت، متفاوت از چیزی بوده که اظهار میداشته و حتی نوعی گسست فکری را نشان میدهد. به عنوان نمونه بر اساس سند ساواک در خرداد سال ۱۳۵۲، رهبر انجمن حجتیه طی گفتوگویی با مأمور اطلاعات تصریح کرده که «از هجده سال قبل تاکنون انجمن مزبور تشکیل شده و به مرور در اکثر شهرستانها دارای تشکیلاتی گردیده و در تهران نیز در نقاط مختلف دارای جلسات کنفرانس میباشد و تاکنون برنامهی این جلسات صرفا ارشاد جوانان در مسائل دینی و تنویر افکار آنان بوده است و اضافه نمود چون سرپرستی عالیه به عهدهی او میباشد با تمام قوا کوشش نموده که کوچکترین مسئله سیاسی در جلسات مطرح نشود. حتی به علت اینکه به روحیه جنجالی روحانیون و وعاظ آشنایی دارد اجازه ورود یک نفر از روحانیون را به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است. مشارالیه اضافه نمود که انجمن تاکنون خدمات زیادی به دستگاه نموده.» این موضع نشان میدهد او نهاد روحانیت را نهتنها از منظر فکری، بلکه از حیث کارکرد اجتماعی ـ سیاسی نیز مانعی برای تشکیلاتش میدانست.
منبع: نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۳، سند شماره ۲۴

