مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در سخنرانی خود در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ در تپه پنیکس آتن، با روایتی هالیوودی از جنگهای ایران و یونان، حمله خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد را بهعنوان نمادی از تقابل تمدن غرب با «تهدید شرق» معرفی کرد. او با تحریف واقعیتهای تاریخی، مدافعان آکروپولیس را افرادی توصیف کرد که «حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند»، در حالی که به گزارش هرودوت، این افراد عمدتاً فقرا و خادمان معبد بودند که امکان تخلیه نداشتند. این اظهارات با واکنش سریع و قاطع مقامات ایرانی در سطوح مختلف مواجه شد.
واکنش رسمی ایران: از دبیر شورای عالی امنیت ملی تا ظریف
سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در واکنش به این اظهارات گفت: «وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن میروند تا روایتی از جنگ تمدنی را شکل دهند، بهتر است بخش مهم دیگری از تاریخ را هم بخوانند: جاییکه امپراطور روم، در برابر شاپور اول ساسانی زانو زد. کسی که پای تاریخ را به میان میکشد، باید برای تکرارش هم آماده باشد!»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنشی تند نوشت: «در طول تاریخ، ما ایرانیان با کسانی روبهرو شدهایم که خود را سروران جهان اعلام کردند و کوشیدند تمدنهای کهن را از صفحه روزگار محو کنند. آنان با آتش و شعله آمدند اما با گرد و خاک و خواری رفتند. کسانی که به دنبال میراث اسکندر هستند، سرنوشت والرین را خواهند داشت: زانو خواهید زد!».
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «نادانی و قدرتپرستی چنان روبیو را کور کرده تا نبیند ایران چگونه مهاجمان را در فرهنگ خود هضم کرده است» و تأکید کرد: «ما از همه ماناتر بودیم و از امپراتوری رو به افول او نیز ماندگارتریم».
علی اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیر خارجه پیشین، با اشاره به میراث کوروش بزرگ گفت: «سرزمین کوروش کبیر که اسیران را آزاد میکرد و به پیروان دیگر احترام میگذاشت، دشمن تمدن نیست» و از روبیو پرسید: «حالا که از تمدن گفتید، نظرتان در مورد تهدیدات ترامپ چیست که بارها تهدید کرد تمدنی را نابود میکند و آن را به عصر حجر برمیگرداند؟».
سکوت معنادار باستانگرایان و سلطنتطلبان
در حالی که مقامات رسمی ایران با استناد به تاریخ و هویت ملی پاسخ دادند، جریان باستانگرا و سلطنتطلب در فضای مجازی واکنش هماهنگ و مؤثری از خود نشان ندادهاند. این سکوت در شرایطی است که روبیو مستقیماً به تاریخ هخامنشیان (که این جریان آن را نماد هویت ملی و مبنای تقویم خود میداند) حمله کرده است.
رسانههای منتقد در گزارشهای خود به این تناقض پرداختهاند. صراطنیوز در گزارشی با عنوان «بارها گفتیم مسئله ایران است، روبیو گفت و پهلویچیها لال شدند!» نوشت که «حالا مارک روبیو بهطور مشخص به تاریخ ایران، تاریخی که دارودسته پهلوی با افتخار آن را مبنای تقویم ایران میدانند، حمله کرده است» و پرسید: «آیا همچنان قرار است سلطنتطلبان زیر پرچم آمریکا و عکس شاهزاده ناکام پهلوی، تنکیو ترامپ بگویند؟».
این سکوت در حالی است که رضا پهلوی پیشتر روبیو را «اولین وزیر خارجه آمریکا پس از انقلاب ایران که واقعاً موضوع را درک کرده» توصیف کرده بود. چنین اظهاراتی نشان میدهد که این جریان، حمایت از آمریکا را بر دفاع از هویت تاریخی ایران اولویت داده است.
تحلیلگران معتقدند دشمنی با جمهوری اسلامی چنان بر همه چیز اولویت یافته که حتی توهین به تاریخ و تمدن ایران نیز در برابر آن قابل چشمپوشی تلقی میشود. تاریخ ایران، پیش از آنکه تاریخ یک نظام باشد، تاریخ یک ملت و یک سرزمین است و در چنین شرایطی، وظیفه هر ایرانی—فارغ از گرایش سیاسی—پاسداری از تمامیت سرزمینی، تاریخ و هویت ملی است.
تحلیل انتقادی: هویت ایرانی؛ قربانی منافع سیاسی
سکوت باستانگرایان و سلطنتطلبان در برابر اظهارات روبیو، پرسشهای جدی درباره ماهیت ایراندوستی آنان ایجاد میکند. به نظر میرسد دشمنی با جمهوری اسلامی چنان بر همه چیز اولویت یافته که حتی توهین به تاریخ و تمدن ایران نیز در برابر آن قابل چشمپوشی تلقی میشود. این جریان در دعوت از آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران، خواسته یا ناخواسته از دشمنان «جمهوری اسلامی» به دشمنان «ایران» تبدیل شدهاند.
نکته قابل تأمل دیگر آن است که بخشی از این جریان، ایران را نه بهعنوان یک موجودیت تاریخی و تمدنی، بلکه تنها بهعنوان ظرفی برای تحقق آرمانهای سیاسی خود میبیند. در این نگاه، ایرانِ واقعی (با تمام تاریخ، فرهنگ و مردمانش) قربانی منافع سیاسی میشود. این همان «بیهویتی» است که منتقدان به آن اشاره میکنند: نه ایرانِ اسلامی و نه ایرانِ تاریخی، هیچکدام برای این جریان ارزش ذاتی ندارند، مگر آنکه در خدمت اهداف سیاسیشان باشد.
جمعبندی
اظهارات روبیو درباره خشایارشا، آینهای در برابر جریان باستانگرا و سلطنتطلب قرار داد. در حالی که مقامات رسمی ایران از ظریف و صالحی تا قالیباف و دبیر شورای عالی امنیت ملی، با استناد به تاریخ و هویت ملی پاسخ دادند، این جریان یا سکوت کرد و یا واکنش مؤثری نشان نداد. این سکوت، ادعای ایراندوستی آنان را به چالش میکشد و نشان میدهد که برای بخشی از این جریان، ایران بهعنوان یک موجودیت تاریخی و تمدنی، تنها تا زمانی ارزشمند است که در خدمت اهداف سیاسی و ایدئولوژیک آنان باشد. در غیر این صورت، حتی توهین به کهنترین نمادهای هویت ایرانی نیز برایشان اهمیتی ندارد.

