از خشونت خیابانی تا حمله نظامی در وارونه نمایی اعدام جانیان ۱۸ دی ماه و روز دختر

مسیحیت، مسیحیت صهیونیستی

واکنش رسانه‌ای فعالان مسیحیت تبشیری نسبت به اعدام دو محکوم مرتبط با جنایات کودتای دی ماه در اصفهان، همراه با بازتاب گسترده آن در صفحات رسمی و شخصی فعالان تبشیری، نشان‌دهنده تمرکز این جریان بر تبدیل یک رویداد قضایی به کانونی برای تشدید تقابل سیاسی و مذهبی با جمهوری اسلامی است.

 

در این چارچوب، محتوای منتشرشده صرفاً به نقد حکم یا بررسی حقوقی پرونده محدود نمی‌ماند؛ بلکه با تکرار ادعاهایی درباره تیراندازی، شکنجه، اعتراف‌گیری و اعدام ناعادلانه، روایت غالب را به سمت سلب مشروعیت از نظام قضایی و تعمیم اتهام به کلیت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی سوق می‌دهد.

بازنشر مکرر یک مضمون از سوی صفحات افرادی چون کوروش خراسانی، شایان ترابی، احسان آذرانگ و شماری از دیگر صفحات مسیحیت تبشیری، گویای اقدام هماهنگ، برنامه ریزی شده و طراحی یک کمپین رسانه ای علیه جمهوری اسلامی و همچنین آیین الهی اسلام و مقدسات مسلمانان است.

با نگاهی به ادبیات تند و تحریک آمیز استفاده شده در این بازنمایی‌ها، مشخص است هدف طراحان این کمپین رسانه‌ای، برانگیختن خشم عمومی جامعه و تبدیل آن به آمادگی برای کنش به ظاهر اعتراضی اما خشونت آمیز است.

برخی فعالان، با ادبیات توهین‌آمیز و دعوت به حضور در مقابل سفارتخانه‌ها یا پیگیری بازگشت به ایران با حمایت آمریکا و اسرائیل، از سطح اعتراض رسانه‌ای فراتر می‌روند و مداخله خارجی را به‌عنوان راه‌حل مطرح می‌کنند.

این الگوی بازنمایی نشان دهنده یک عملیات روانی سنگین در سطح جنگ شناختی، با هدف تغییر معنای رویداد و هر یک از طرفین آن است: آنها بدون بررسی اتهامات و مستندات قضایی، متهمان را در جایگاه قربانیان سیاسی بازنمایی می‌کنند تا بتوانند هرگونه اجرای حکم را به نشانه‌ای از ماهیت سرکوبگر نظام تعمیم بدهند. محکومان به اعدام که قاتلان و جانیانی خطرناک بوده و در جریان حوادث خونبار ۱۸ دی ماه، دست به جنایاتی وحشتناک زده بودند، مظلومانی اسیر در چنگال اسلام و حکومت اسلامی معرفی شده و قوه قضائیه که بر اساس قوانین فطری و خواست عمومی جامعه، پس از بررسی های بسیار برای اطمنیان از صحت حکم، عدالت را اجرا کرده است، دیکتاتور، ظالم و جلاد معرفی شده است. در یک کلمه جای جلاد و شهید را عوض کرده‌اند.

هم‌زمان، پیوند دادن این روایت با حمایت آمریکا و اسرائیل، می‌تواند در بخشی از مخاطبان، پذیرش مداخله محور آمریکایی-صهیونی در مسائل ایران را از فشار خارجی (اقتصادی و سیاسی) تا حمله نظامی به کشور تسهیل نماید.

تکمیل این کمپین رسانه‌ای، با مرثیه سرایی همین صفحات برای دختران کشته شده در اغتشاشات، کودتاها و عملیاتهای تروریستی جبهه استکباری صهیونی علیه ملت ایران در روز جهانی دختر اتفاق افتاد.

فعالان مسیحیت تبشیری با انتشار تصاویر نسبتا مشترک از تعدادی از این زنان و دختران که بعضی از آنها نیز هرگز مرگشان توسط ج.ا.ا یا حتی ارتباطش با اغتشاشات اثبات نشده است، طوری سخن گفتند که گویا اسلام آیینی برای کشتن زنان و دختران بوده و تنها راه نجات زنان ایران از مرگ، نابودی جمهوری اسلامی، کشتار مسلمانان ایران و مسیحی شدن ملت و دولت ایران است.

این شیوه دعوت به مسیحیت یادآور جنگهای صلیبی و دوران سیاه تفتیش عقائد کلیساست که اتفاقا مارتین لوتر و جنبش پروتستانتیزم در مخالفت با آنها سربرآوردند.

لازم به یادآوری است که اسلام نیز در مقابله با فرهنگ‌هایی ظهور کرد که در شبه جزیره، دختران را زنده به گور میکردند و در بلاد مسیحی، با اجازه کلیسا و کتاب مقدس دختران را به جای قرض یا برای تنبیه پدرش می‌فروختند.

و اما باید یادی کنیم از ملینا اسدی سه ساله: دختر مظلومی که با فرمان آمریکای جهانخوار و صهیونیستهای کودک کش و تحریک ربع پهلوی و سایر اپوزوسیون خارج از کشور از جمله همین مدعیان تبشیر مسیحیت، بدست تروریستهای خیابانی موساد به شهادت رسید

و یادی کنیم از ۴۷ دختر کوچک مدرسه شجره میناب و هزاران زن و دختر کوچک و بزرگی که در یک سال گذشته در حمله مستقیم نظامیان آمریکایی صهیونی، شهید، مجروح، یتیم یا بی خانمان شدند و این مدعیان محبت، دینداری، ایران دوستی و حقوق بشر، برای جانیان این جنایت هولناک هورا کشیدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *