روایت زئوس از ایران و غرب؛ از توجیه مواضع روبیو تا انکار هویت تاریخی ایران

آتئیسم

گرداننده کانال زئوس، از رسانه‌های مروج آتئیسم در فضای فارسی‌زبان، در ویدیوی اخیر خود در شبکه اجتماعی یوتیوب، با اشاره به سخنرانی اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آتن، تلاش کرد مواضع ایران‌ستیزانه این مقام آمریکایی را تبیین و توجیه کند.

 

وی برای این منظور به سخنرانی دیگری از روبیو استناد کرد که در آن، میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تفکیک قائل شده بود و پس از آن به نقد این دیدگاه پرداخت که تقابل میان ایران و غرب را می‌توان در چارچوب یک رویارویی تمدنی تحلیل کرد.

گرداننده کانال زئوس در بخشی از اظهارات خود گفت:
«مارکو روبیو با مردم ایران و تاریخ و تمدن ایران هیچ مشکلی ندارد و آن‌ها را تحسین می‌کند و فقط با آخوندها مشکل دارد… بعضی‌ها می‌گویند آمریکایی‌ها نگاهشان نگاهی تمدنی است. آن‌ها این‌طور می‌فهمند که محمدرضا شاه بلندپروازی داشت و آمریکا معتقد است که شاه داشت از حدود خودش بیرون می‌رفت و با غرب نساخت.»
وی در ادامه با اشاره به سخنان اخیر روبیو درباره تمدن غرب و همچنین اظهارات دونالد ترامپ درباره «۵۱ سال» اختلاف میان ایران و آمریکا، مدعی شد که نباید از این سخنان چنین برداشت کرد که آمریکا خود را ادامه‌دهنده امپراتوری روم و ایران را ادامه‌دهنده امپراتوری پارس می‌داند.

او در این زمینه اظهار داشت:
«حتی اگر واقعاً عدد ۵۱ را اشتباه نگفته باشد و برای این گفته باشد که شاه فقید را هم مقابل غرب می‌دانسته، باز هم دلیل نمی‌شود که این خیال‌پردازی‌ها را باور کنیم که آمریکایی‌ها خود را ادامه امپراتوری روم می‌دانند و ما را هم اگر قدرت بگیریم ادامه امپراتوری پارس که قصد داریم آن را زنده کنیم.»

فارغ از توجیه ارائه‌شده درباره سخنان مارکو روبیو و همچنین نادیده گرفتن اختلافات تاریخی میان حکومت پهلوی و دولت آمریکا، آنچه در این مواضع قابل توجه به نظر می‌رسد، نوع مواجهه برخی جریان‌ها با اظهارات سیاستمداران غربی است؛ مواجهه‌ای که گاه با تلاش برای هماهنگ نشان دادن برداشت خود از تاریخ و تمدن ایران با روایت‌های مطرح‌شده از سوی سیاستمداران غربی همراه می‌شود.

به‌طور مشخص درباره گرداننده کانال زئوس، این موضوع پیش‌تر نیز از سوی او مطرح شده بود که هویت تاریخی ایران با نهاد سلطنت پیوند داشته و برای بازگشت به عظمت ایران باستان، احیای این نهاد ضروری است. با این حال، در اظهارات اخیر او، برای توجیه مواضع ترامپ و روبیو، نه‌تنها تلاش شده است هرگونه برداشت تمدنی از تقابل ایران و غرب رد شود، بلکه همان مفهومی از هویت تاریخی ایران که پیش‌تر بر آن تأکید می‌کرد نیز مورد تمسخر قرار گرفته است.

بر اساس این تحلیل، تناقض موجود در این رویکرد آن است که فردی که خود را مدافع فرهنگ و تمدن ایران باستان معرفی می‌کند، در مواجهه با مواضع سیاستمداران غربی، به جای نقد یا بررسی مستقل این مواضع، تلاش می‌کند میان دیدگاه خود و روایت‌های غربی هماهنگی ایجاد کند.

به نظر می‌رسد مسئله اصلی در این نوع نگاه، تنها اختلاف نظر درباره یک موضوع سیاسی یا تاریخی نیست، بلکه نوعی مواجهه هویتی با مفهوم تمدن است؛ به گونه‌ای که برخی جریان‌ها در تلاش برای نزدیک کردن خود به الگوی تمدنی غرب، از بازخوانی مستقل تاریخ ایران فاصله می‌گیرند.

در این چارچوب، منتقدان این رویکرد معتقدند افرادی که از تمدن ایرانی سخن می‌گویند، اما همزمان آن را صرفاً در نسبت با تأیید یا عدم تأیید غرب تعریف می‌کنند، درک دقیقی از مفهوم هویت تاریخی ندارند و در نهایت به دنبال یافتن شباهتی میان خود و آنچه «متمدن» و «برتر» تصور می‌کنند، هستند.

این نگاه، مبتنی بر پیش‌فرضی است که بر اساس آن، هرآنچه مطلوب، انسانی، خردمندانه و متمدنانه است به غرب نسبت داده می‌شود و هرآنچه در برابر آن قرار گیرد، شرقی و غیرمتمدن تلقی می‌شود؛ تصویری که سابقه تاریخی طولانی دارد و حتی در روایت‌های مربوط به تقابل‌های باستانی میان شرق و غرب نیز قابل مشاهده است.
در نهایت، این دوگانه‌سازی میان غرب و شرق و تفسیر آن به‌عنوان تقابل میان تمدن و بی‌تمدنی، روایتی است که قرن‌ها در اشکال مختلف بازتولید شده و به باور منتقدان، پذیرش آن از سوی برخی ایرانیان، موجب فاصله گرفتن آنان از شناخت مستقل نسبت به میراث تاریخی و تمدنی خود شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *