کانال «جمهوری بیخدایان» به مدیریت آرمین نوابی، با انتشار روایتی قدیمی درباره فرود یک هواپیمای ربودهشده ایرانی در اسرائیل، تلاش کرده است تصویری مثبت از رابطه ایران و اسرائیل ارائه کند. این کانال با اشاره به هواپیمای کیشایر که حدود سه دهه پیش در مسیر تهران به کیش ربوده شد، مدعی شده است که پس از پایان سوخت هواپیما و نزدیک شدن آن به سقوط، اسرائیل تنها کشوری بود که اجازه فرود داد و جان سرنشینان را نجات داد. سپس با استناد به همین ماجرا نتیجه گرفته است: «جمهوری اسلامی هرگز نتوانست پیوند بین دو ملت ایران و اسرائیل را از بین ببرد.»
اما آیا نجات سرنشینان یک هواپیمای ربودهشده، حتی اگر روایت منتشرشده را بهطور کامل بپذیریم، میتواند دلیلی برای اثبات «دوستی دو ملت» باشد؟ به نظر میرسد، این استدلال آشکارا فراتر از شواهد موجود میرود. میتوان یک اقدام انسانی و مثبت را به رسمیت شناخت، اما نمیتوان از یک حادثه محدود، نتیجهای به گستردگی وجود «پیوند میان دو ملت» گرفت.
مشکل دیگر، انتخاب گزینشی یک واقعه از میان مجموعهای پیچیده از وقایع تاریخی و سیاسی است. اگر هدف صرفاً یادآوری یک حادثه تاریخی است، نیازی به نتیجهگیری سیاسی از آن نیست؛ اما اگر هدف، القای این گزاره است که اسرائیل دوست مردم ایران است، باید شواهدی بسیار فراتر از ماجرای یک هواپیما ارائه شود. نجات جان انسانها اقدامی ارزشمند است، اما ارزش اخلاقی یک اقدام، خودبهخود آن را به سندی برای اثبات یک رابطه سیاسی و تاریخی تبدیل نمیکند.
به بیان ساده، نمیتوان یک واقعه انسانی را از زمینه تاریخی آن جدا کرد و سپس از آن برای ساختن روایتی کلی درباره رابطه دو ملت استفاده کرد. یک حادثه را باید در جای خود دید؛ نه اینکه از آن پلی برای اثبات نتیجهای بسیار بزرگتر ساخت.

