محسن خاتمی، از مروجان شناختهشده آموزههای راجنیش چاندرا موهان معروف به اشو در ایران، با بازنشر مطلبی در فضای مجازی، انتخاب جمهوری اسلامی ایران بهعنوان نایبرئیس کمیسیون ترویج دموکراسی و عدم خشونت سازمان ملل متحد را «طنز تلخ و دردناک تاریخی» خواند. این واکنش در حالی مطرح میشود که این انتخاب از سوی کارشناسان و ناظران بینالمللی، نشانهای از اعتماد جامعه جهانی به نقش فعال ایران در صلح، توسعه اجتماعی و مقابله با خشونت ارزیابی شده است.
محسن خاتمی، از مروجان شناختهشده افکار راجنیش چاندرا موهان معروف به «اشو» در ایران، با بازنشر مطلبی در شبکههای اجتماعی، به انتخاب جمهوری اسلامی ایران به عنوان نایبرئیس کمیسیون ترویج دموکراسی و عدم خشونت سازمان ملل واکنش نشان داد و این رویداد را «طنز تلخ و دردناک تاریخی» خواند. این در حالی است که کارشناسان، انتخاب ایران را نشانهای از اعتماد بینالمللی به نقش سازنده این کشور در صلح و توسعه میدانند.
جمهوری اسلامی ایران در نشست اخیر کمیسیون توسعه اجتماعی سازمان ملل متحد، به عنوان نایبرئیس این کمیسیون انتخاب شد؛ موفقیتی که بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و بینالمللی داشت. با این حال، محسن خاتمی، فعال رسانهای و مروج اندیشههای انحرافی اشو، با بازنشر متنی در صفحه شخصی خود، این انتخاب را «یادآور استانداردهای دوگانه سازمان ملل» توصیف کرد.
خاتمی در پیام خود ادعا کرد: «پس از کشتار خونین دیماه؛ جمهوری اسلامی نایبرئیس کمیسیون «ترویج دموکراسی و عدم خشونت» سازمان ملل شد» و نوشت: «همه اینها گواه بر آن است که دنیا توسط اشرار اداره میشود. اینها فقط چیزهایی هستند که به صورت عینی و عملی از خود نشان میدهند. این که چه کثافت و شرارتی در پشت و عمق این ظاهر کثیف نهفته است میتواند بینهایت هولناک و منزجرکننده باشد.»
این در حالی است که وی خود سالهاست به ترویج آموزههای «اشو» – عارف هندی و بنیانگذار کمون بینالمللی که سابقهٔ اتهامات اخلاقی متعدد و انتقادات گسترده از سوی نهادهای حقوق بشری را دارد – مشغول است. آموزههایی که در آن، خانواده، اخلاق جنسی و مسئولیتپذیری اجتماعی به نام «آزادی» به چالش کشیده میشوند و خود اشو متهم به فرقهسازی، سوءاستفاده مالی و رواج فساد اخلاقی در پوشش معنویت بوده است.
انتخاب ایران در سازمان ملل، بازتابی از نقش مؤثر این کشور در مبارزه با خشونت، افراطگری و حمایت از گروههای آسیبپذیر در سطح منطقه و جهان است. ادعاهای مطرحشده درباره «کشتار معترضان» در دیماه ۱۴۰۴، کاملاً بیاساس و مردود بوده و از سوی منابع رسمی و نهادهای بینالمللی مستقل نیز تأیید نشده است. جمهوری اسلامی ایران همواره خود را به رعایت موازین حقوق بشر و قوانین بینالمللی متعهد دانسته و در عرصههای مختلف، الگوی مدارا و گفتوگو بوده است.
واکنش محسن خاتمی به انتخاب ایران در سازمان ملل، نه یک تحلیل حقوق بشری، که نمایشی دیگر از تضاد منافع و ناتوانی در هضم موفقیتهای نظام جمهوری اسلامی است. نکته تأملبرانگیز آنکه فردی که خود سالها مبلغ اندیشههای فردی متهم به فساد اخلاقی، تجاوز و فرقهسازی است، اکنون با ادعای دغدغه دموکراسی و حقوق زنان، به نهاد بینالمللی که ایران در آن نقش یافته، طعنه میزند. این رفتار، تناقضی آشکار میان گفتار و کردار او را عیان میسازد. افکار اشو که زمانی در غرب نیز با انتقادات شدید مواجه شد، امروز در ایران توسط افرادی چون خاتمی بازتولید میشود و دقیقاً همان جریانی است که با مفاهیمی چون «کودکآزاری سازمانیافته» و «سقوط اخلاقی» گره خورده است. بنابراین، واکنش او به انتخاب ایران را باید تلاشی برای انحراف افکار عمومی از ماهیت واقعی جریان فکریاش و تخریب دستاوردهای دیپلماتیک کشور تفسیر کرد. افکار عمومی هوشیار، به خوبی تمایز میان دستاوردهای شفاف و قانونی نظام جمهوری اسلامی و ادعاهای واهی کسانی که خود از پشتوانه اخلاقی و حقوق بشری برخوردار نیستند را تشخیص میدهد.

