وقتی معنویت به توهم می‌رسد؛ اتهام «شیطان‌پرستی» به جمهوری اسلامی از سوی مستر سابق عرفان حلقه

وقتی معنویت به توهم می‌رسد؛ اتهام «شیطان‌پرستی» به جمهوری اسلامی از سوی مستر سابق عرفان حلقه

مصطفی الماسی، از مسترهای جداشده فرقه انحرافی عرفان کیهانی حلقه که پس از خروج محمدعلی طاهری از کشور خود را ادامه‌دهنده راه او معرفی می‌کند، در فایل صوتی منتشرشده‌ای با طرح ادعاهایی آشکارا خرافی و توهین‌آمیز، جمهوری اسلامی را به «شیطان‌پرستی، جادوگری و حکومت با طلسم» متهم کرد. او با تحریف نمادهای راهپیمایی ۲۲ بهمن، این مراسم ملی را به آیین‌های موهوم قربانی‌سازی نسبت داده و از ادبیاتی آمیخته به توهم و نظریه‌های افراطی توطئه برای حمله به باورهای دینی جامعه استفاده کرده است.

 

مصطفی الماسی، از مسترهای (اساتید) جدا شده از فرقه انحرافی عرفان کیهانی حلقه که پس از دستگیری و خروج محمدعلی طاهری از ایران، خود را ادامه‌دهنده راه او و ارائه‌دهنده خدمات معنوی و درمانی معرفی می‌کند، در یک فایل صوتی منتشرشده، ادعاهای واهی و خرافی علیه نظام جمهوری اسلامی مطرح کرده است. او با توهین به باورهای دینی مردم و مقدسات، نظام را متهم به «شیطان‌پرستی، جادوگری و قربانی کردن کودکان» کرد و مدعی شد آتش زدن مجسمه موهوم «خدای ملخ» در راهپیمایی ۲۲ بهمن، نوعی طلسم برای بقای حکومت بوده است.

مصطفی الماسی، که پس از جدایی از محمدعلی طاهری، خود را جانشین معنوی او و ادامه‌دهنده مسیر عرفان کیهانی حلقه قلمداد کرده و مدعی است همچنان به «اتصال اعضا به شبکه انرژی» و درمان آنان می‌پردازد، در فایل صوتی تازه‌ای که در فضای مجازی منتشر شده، دست به ادعاهایی خرافی، غیرمسئولانه و توهین‌آمیز زده است.

وی با اشاره به آتش زدن یک مجسمه نمادین در راهپیمایی ۲۲ بهمن، مدعی شد: «بعل یکی از خدایان شیطان‌پرستان هست که در طول تاریخ کودکان را برای این خدا قربانی می‌کردند… این خدای ملخ، همان خدای بعل، خدای شیطان‌پرستان است. حالا چرا جمهوری اسلامی این را در تهران آتش زد؟ چون جمهوری اسلامی حکومت شیطان‌پرستان، دعانویسان، طلسم‌نویسان و جادوگران هست که اساساً با طلسم و جادو حکومت می‌کنند.»

الماسی در ادامه با ادعایی عجیب‌تر، شهادت سردار قاسم سلیمانی را به «باطل شدن طلسم رژیم» مرتبط دانست و گفت: «از زمانی که قاسم سلیمانی کشته شد، این طلسمات شروع به باطل شدن کرد و ما آن‌ها را باطل کردیم.» او همچنین نماهنگ «سلام فرمانده» در مسجد جمکران را با تعابیر وارونه و خرافی، حامل «پیام قربانی کردن کودکان برای خدای ملخ» توصیف کرد.

این مستر سابق که با ادبیاتی آمیخته به خرافه و توهم سخن می‌گوید، در بخشی دیگر مدعی شد: «رژیم دجال آخوندی… مجسمه را آتش زد… جادوگران و دعانویسان معتقدند برای جاری شدن طلسم باید آن را آتش زد.» وی در پایان با شعار سلطنتی «جاوید شاه» سخنان خود را به پایان برد.

ادعاهای مصطفی الماسی، صرف‌نظر از ماهیت خرافی و غیرعقلانی آن، یک الگوی رفتاری تکراری در میان رهبران خودخوانده‌ای است که پس از خروج از یک فرقه، برای مشروعیت‌بخشی به ادامه‌دهندگی خود، ناچار به تولید هیجان و شوک‌آفرینی از طریق افراط در دشمنی با نظام می‌شوند. او که سال‌ها در چارچوب گفتمان شبه‌عرفانی طاهری، ادعای «معنویت و درمانگری» داشت، اکنون برای متمایزسازی خود و جذب مخاطب از رادیکال‌ترین و خرافی‌ترین ادبیات توطئه استفاده می‌کند. نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که او نه در مقام منتقد یک فرقه، که در جایگاه مدعی جانشینی همان جریان، دست به این افراط‌گویی می‌زند تا با رادیکال‌تر نشان دادن خود از طاهری، اعضای ناراضی یا جویندگان هیجان را جذب کند. این جابه‌جایی سریع از «معنویت‌گرا» به «توطئه‌پرداز»، ثبات فکری و فقدان هرگونه مبانی مستحکم معرفتی در این جریان‌ها را آشکار می‌سازد. خطر جدی این قبیل روایت‌ها، عادی‌سازی تفکر جادویی و خرافی در تحلیل پدیده‌های سیاسی‑اجتماعی است که نه تنها مردم را از درک واقعی مسائل دور می‌کند، بلکه می‌تواند بسترساز افراط‌گرایی و رفتارهای خشونت‌آمیز تحت تأثیر «طلسم‌ستیزی» باشد. چنین ادعاهایی در عین حال، اهانت آشکار به باورهای دینی اکثریت قاطع جامعه ایرانی است که نه شیطان را می‌پرستند و نه جادو را باور دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *