یک کانال تحلیلی منتقد عرفان حلقه اعلام کرده بخش زیادی از فعالیتهای مجازی محمدعلی طاهری و هوادارانش از داخل کشور و با استفاده از اکانتهای چندگانه صورت میگیرد. بر اساس این تحلیل، کاهش شدید تعاملات در زمان قطعی اینترنت داخلی نشان میدهد این فرقه با لایک و بازنشر ساختگی، در حال بازتولید چهرهای جعلی از محبوبیت خود است.
یک کانال تحلیلی منتقد فرقه انحرافی «عرفان کیهانی حلقه»، با بررسی آمار تعاملات توئیتری محمدعلی طاهری در دوران قطعی اینترنت سراسری، مدعی شد بخش عمدهای از فعالیتهای ظاهری این فرقه در فضای مجازی، از داخل ایران و با استفاده از اکانتهای چندگانه و ساختگی صورت میگیرد. این ادعا در حالی مطرح میشود که مواضع طاهری و حلقه نزدیکانش آشکارا ضدحکومتی است.
بر اساس تحلیلی که توسط کانال «تحلیل وقایعی از عرفان حلقه» منتشر شده، میزان تعامل (لایک و ریتویت) با پستهای توئیتری محمدعلی طاهری، بنیانگذار این فرقه، در طول سه روز قطعی سراسری اینترنت در ایران، به حدود یکسوم تا یکچهارم حالت عادی کاهش یافته است. این کانال با استناد به این آمار، نتیجه گرفته که منشأ بخش عمدهای از فعالیتهای عادی این حساب، داخل ایران است.
در این تحلیل با اشاره به رویه رایج در میان اعضای این فرقه مبنی بر داشتن چندین حساب کاربری (چنداکانتی)، استدلال شده است: «از آنجا که در این فرقه، داشتن چندین اکانت برای هر فرد نهتنها رایج بلکه عملاً تبدیل به یک تشریفات جاافتاده شده، مشخصاً بخش قابلتوجهی (حدود یکسوم) از این ویوهای فیک و فعالیتها، خارج از ایران انجام میشوند. مگر اینکه طاهری ادعا کند یکسوم اعضای فرقهاش خارج از ایران هستند!»
نویسنده متن، کاهش چشمگیر تعاملات در زمان قطع اینترنت داخلی را نشانهای از دستکاری آماری و استفاده از استراتژیهای فریبنده مانند اکانتهای اسپم و گروههای سایبری برای وانمود کردن محبوبیت دانسته و طاهری را متهم کرده است که «با ویو و لایک فیک، نقش قابلتوجهی در ساختن تصویری مصنوعی از محبوبیت و حمایت بازی میکند.» همچنین به تناقض میان ادعاهای گذشته طاهری مبنی بر داشتن «میلیونها» طرفدار و وضعیت کنونی فعالیتهایش در فضای مجازی اشاره شده است.
این گزارش، صرف نظر از صحت سنجههای آماری آن، یک تناقض راهبردی و امنیتی جدی را برای فرقهای مانند عرفان حلقه آشکار میسازد. اگر بپذیریم که عمق نیروی انسانی و مخاطبان فعال این جریان در داخل ایران متمرکز است، آنگاه تضاد ذاتی میان ادامه فعالیت اعضا در خاک کشور و مواضع سراسر معارض و براندازانه رهبر فرقه (طاهری) که خود در خارج مستقر است، به مشکلی بنیادین تبدیل میشود. این وضعیت، اعضای داخل را در معرض مخاطرات امنیتی و قضایی شدید قرار میدهد، حال آنکه رهبری فرقه در امنیت خارج به سر میبرد. از سوی دیگر، این امر نشان میدهد که گفتمان تهاجمی این فرقه علیه نظام، در عمل میتواند به ابزاری برای قربانی کردن روانی و اجتماعی اعضای سادهلوح داخل تبدیل شود، بیآنکه طاهری مسئولیت مستقیمی بپذیرد. این الگو، نمونهای از بهرهگیری ابزاری از سرمایه انسانی داخل برای پیشبرد اهداف شخصی و تبلیغاتی رهبر فرقه در خارج است که مخاطرات آن متوجه خود اعضا و آرامش اجتماعی داخل کشور است.

