انتشار میلیونها سند جدید از پرونده جفری اپستین، سرمایهدار بدنام آمریکایی که به جرائم جنسی مرتبط با دختران زیر سن قانونی محکوم شده بود، ابعاد تازهای از شبکه ارتباطی او با چهرههای مشهور جهانی را آشکار کرده است؛ در میان این اسامی، نام دیپاک چوپرا ـ چهره سرشناس معنویت «عصر جدید»، مروج طب مکمل و استاد پیشین دانشگاه کالیفرنیا سندیگو ـ نیز به چشم میخورد؛ فردی که در سالهای اخیر از فتنه «زن، زندگی، آزادی» در ایران نیز حمایت رسانهای کرده بود.
بر اساس اسناد منتشرشده از سوی وزارت دادگستری آمریکا، مکاتبات متعدد میان چوپرا و اپستین در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ ثبت شده است. محتوای این ایمیلها و پیامکها، طیفی از مباحث فلسفی درباره «آگاهی» و «واقعیت» تا گفتوگوهایی با ادبیات جنسی و اشاره به «دختران» را دربرمیگیرد. در برخی پیامها، اپستین از چوپرا میخواهد افرادی را برای حضور در برنامهها معرفی کند و چوپرا نیز در مواردی خواستار ارسال نامها برای ثبت بهعنوان مهمان میشود.
زمان آغاز این ارتباطات نیز محل توجه است؛ آشنایی آنها ظاهراً سالها پس از محکومیت قبلی اپستین در پرونده سوءاستفاده جنسی شکل گرفته و حتی پس از افشاگریهای رسانهای گسترده درباره سوابق او نیز ادامه داشته است. اسناد همچنین به دیدارهایی در آمریکا و اروپا و دعوتهای مکرر چوپرا از اپستین برای شرکت در رویدادهای مختلف اشاره دارند.
خود این اسناد، بهطور مستقیم اثباتکننده ارتکاب جرم از سوی چوپرا نیستند. با این حال، لحن بیپرده برخی مکاتبات و عادیسازی ارتباط با فردی با آن سابقه سنگین، پرسشهایی جدی درباره قضاوت اخلاقی و معیارهای رفتاری این چهره معنوی مطرح کرده است. چوپرا در بیانیهای ارتباطات را تأیید کرده اما آن را «نشاندهنده قضاوت ضعیف» دانسته و هرگونه دخالت در رفتار مجرمانه یا استثمارگرانه را رد کرده است.
برای افکار عمومی در ایران، ماجرا فقط یک پرونده خارجی نیست. منتقدان با اشاره به مواضع رسانهای چوپرا در حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، این پرسش را مطرح میکنند که چگونه برخی چهرههای بهظاهر مدافع حقوق زنان در عرصه سیاسی، در سطح شخصی و شبکه ارتباطی خود با افرادی در ارتباط بودهاند که نامشان با یکی از بزرگترین رسواییهای سوءاستفاده جنسی از زنان و دختران گره خورده است. از نگاه این منتقدان، این وضعیت نمادی از دوگانگی گفتمانی در بخشی از جریانهای معنویتگرا و سلبریتیمحور غربی است؛ جایی که شعارهای حقوق بشری و زنمحور، لزوماً با شفافیت اخلاقی در حلقههای قدرت و ثروت همراه نیست.
در سطح سیاسی آمریکا نیز برخی مقامات تأکید کردهاند که صرف ارتباط با اپستین، بهخودیخود جرم محسوب نمیشود، هرچند احتمال پیگرد قضایی برخی افراد در شبکه او همچنان مطرح است. با این حال، آنچه از دل این اسناد بیرون آمده، بیش از هر چیز تصویر متفاوتی از پشتصحنه روابط نخبگان فرهنگی و معنوی غرب ارائه میدهد؛ تصویری که برای مخاطب ایرانی، بهویژه در موضوعات مرتبط با «حقوق زنان»، قابل تأمل و پرسشبرانگیز است.
نویسنده: امین رضایی نژاد

