نمادگرایی؛ تنزّل سطح «واقعیت‌های عینی» به «نمایش‌های حاشیه‌ای»

نمادگرایی؛ تنزّل سطح «واقعیت‌های عینی» به «نمایش‌های حاشیه‌ای»

مقام معظم رهبری:
«شیطانی که قرآن، در منطق دین، آن را مظهر شر و فساد دانسته است، در منطق انقلاب هم وجود دارد. این شیطان، استکبار است که دشمن انقلاب است.»
(بیانات ۱۳۷۴/۰۱/۰۳)

 

در منطق قرآن، شیطان صرفاً یک نماد اسطوره‌ای یا آیینی نیست، بلکه جریانی فعال با مأموریت اغوا و اختلال در محاسبات انسان است. امروز این مأموریت، در نظام سلطه از طریق ساختارهای قدرت و رسانه به دنبال فریب و تحریف حقیقت است.

باید مراقب باشیم که به نام مبارزه با شیطان‌پرستی، در دام نمادگرایی رازورزانه نیفتیم؛ نمادگرایی‌ای که دشمن واقعی را پنهان می‌کند و میدان نبرد را از سطح «واقعیت‌های عینی» به «نمایش‌های حاشیه‌ای» منتقل می‌سازد. این نمادگرایی در سال‌های گذشته توسط یک جریان سطحی رسانه‌ای دنبال می‌شده و امروزه به بهانه حساب اپستین به نام بعل و قربانی کودکان در این پرونده مرموز و دهشتناک دوباره در رسانه‌های جریان مذکور پر سر و صدا مطرح شده و در راهپیمایی امروز مجمسه بعل به عنوان نماد شیطان آتش زده شد.

اگرچه «بَعل» در تاریخ، نشانه‌ای از شرک و انحراف است، اما شیطانِ امروز، بیش از آن‌که در نمادهای منسوخ و بت‌ها دیده شود، در شیطان بزرگ یعنی آمریکا و نظام استکباری تجلی دارد.

پرونده‌هایی مانند اپستین، نه نشانه یک انحراف حاشیه‌ای، بلکه نماد عریان فرهنگ مبتذل و شیطانی آمریکایی‌اند؛ فرهنگی که بر پایه لذت‌محوری، معنویت‌زدایی و سقوط انسانیت بنا شده.

باید مراقب بود خطای دهه گذشته در تمرکز افراطی بر نمادها، بدون مواجهه عالمانه، تکرار نشود زیرا موجب اختلال در تشخیص میدان نبرد و خطای راهبردی می‌شود.

رسول حسن‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *