رصد فعالیت کاربران و رسانههای وابسته به بهائیت در دهه نخست اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که با کنشهای پراکنده، فردی یا احساسی مواجه نیستیم؛ بلکه با الگوی سازمانیافتهای از جنگ روانی و آشوبسازی ترکیبی روبهرو هستیم که پیش از فراخوانهای رسمی جریانهای معاند خارجی نیز فعال بوده است.
محورهای اصلی این کنشگری، شامل بزرگنمایی ناآرامیها، سیاسیسازی مطالبات صنفی، پیوند دادن اعتراضات جاری با ناآرامیهای گذشته، تلاش برای گسترش دامنه کنشگران، آموزش کنشگری و امنیت سایبری، اعمال فشار روانی و قربانیسازی رسانهای بوده است. همزمان، سکوت منابع رسمی تشکیلات در برابر این حجم از فعالیت، عملاً امکان مدیریت غیرمستقیم و انکار مسئولیت را برای ساختار رهبری فراهم کرده است.
نکته معنادار در این میان، انتشار دستورالعمل تشکیلاتی با محور «هوشیاری و انسجام» دقیقاً یک روز پیش از آغاز ناآرامیهاست؛ امری که با توجه به وسعت و هماهنگی کنشها، از آمادگی قبلی و جهتدهی شبکهای رفتار پیروان در آستانه بحران حکایت دارد.
در عین حال، آنچه امروز در فضای پسااغتشاش در رفتار تشکیلات بهائی مشاهده میشود، نه عقبنشینی و نه توقف کنش، بلکه تغییر هوشمندانه فاز عملیاتی است؛ گذار از کنشهای آشوبمحور و پرهزینه به تطبیق نرم و کمهزینه. در این الگو، با کاهش مواجهه مستقیم و «کمدیدهشدن در داخل»، تمرکز بر نفوذ تدریجی، شبکهای و گفتمانی افزایش مییابد؛ بهگونهای که اثرگذاری حداکثری در خارج و در لایههای بلندمدت فرهنگی و ادراکی دنبال میشود.
در نتیجه، این تغییر فاز، تهدیدی که در مقطع کوتاهمدت ماهیت امنیتی و خیابانی داشت را به چالشی بلندمدت، گفتمانی و فرهنگی تبدیل میکند. درک دقیق این گذار، شرط لازم برای تحلیل واقعبینانه و طراحی مواجهه مؤثر با این نوع کنشگری در آینده است.
حجت الاسلام علیرضا روزبهانی

