اعتراضات بازاریان تهران در روزهای منتهی به ۸ دی ۱۴۰۴، در واکنش به افزایش شدید نرخ ارز و طلا شکل گرفت. این اعتراضات در ماهیت اولیه خود، صنفی و اقتصادی بوده و با تأکید بر مطالبات معیشتی و بدون طرح شعارهای سیاسی آغاز شد. با این حال، همزمان با گسترش اخبار مربوط به این اعتراضات، برخی جریانها و شبکههای رسانهای در فضای مجازی کوشیدند با بازتعریف ماهیت این رخداد، آن را از یک اعتراض اقتصادی محدود به بستری برای کنش سیاسی و تقابلی تبدیل کنند.
بهائیت نیز همچون همیشه پای ثابت تفرقه انگیزی و نفرت پراکنی در موضوع اخیر شده و از همان ساعات اولیه اعتراض بازاریان به انتشار مطالب متعدد با موضوعات مختلف در این زمینه پرداخت و تلاش کرد تا اعتراضی صنفی را به تنشی اجتماعی تبدیل کند.
محورهای محتواهای منتشر شده توسط پیروان این فرقه و رسانه های وابسته به آن در موضوعات زیر خلاصه می شود:
- بازنمایی گسترده اعتراضات
- سیاسی سازی اعتراضی صنفی
- پیوند با رخدادهای اعتراضی پیشین
- گسترش دامنه کنشگران
- آموزش و توانمندسازی میدانی افراد و رسانه ها
- قربانی سازی و تشدید فشار روانی
- دعوت به تقابل سازمانی
هدف تشکیلات بهایی از چنین واکنشی به رویدادی آرام و طبیعی که در راستای تحقق حق و اطلاع رسانی به مسئولان صورت گرفته بود؛ تبدیل آن به تنشی سیاسی، گسترده و تداوم آن برای مدت زمانی طولانی است.

نگاهی به گذشته نشان می دهد که بهائیت در حوادث و رویدادهای ایران همواره چنین رویکردی داشته و تلاش نموده است تا در صورت امکان به تنش آفرینی در جامعه ایران بپردازد و یا اگر توان آن را ندارد تنش و هیجان ایجاد شده توسط حوادث و رویدادهای سیاسی، اجتماعی و حتی طبیعی را در کشور تشدید کرده و مدت زمان بقا آن در سطح جامعه را افزایش دهد.
اما تنش اجتماعی در جامعه ایران چه ثمره ای برای بهائیت دارد؟
برای جواب به این پرسش ابتدا لازم است نگاهی به بسترهایی بیندازیم که سبب شکل گیری بابیت و بهائیت در ایران شد.
بخشی از این بسترها شامل مسائل اقتصادی، تنش های اجتماعی، ضعف حاکمیت و دخالت های استعمارگر در زمان قاجار است که سبب شد تا اولا زمینه های پذیرش اجتماعی از این فرقه فراهم شده و از سوی دیگر اسباب ماندگاری فرقه با حمایت های خارجی و شرایط داخلی مهیا شود.
بنابراین وجود تنش های اجتماعی و سیاسی یکی از بسترهای شکل گیری، تداوم و بقا این فرقه تا کنون است.
بررسی نفوذ بهائیت در مناطق مختلف جهان نیز نشان می دهد که وجود تنش های و درگیری های اجتماعی و سیاسی همواره یکی از علل آن بوده است و این موضوع خصوصا در کشورهای آسیایی، آفریقا و آمریکا قابل مشاهده است.
بر این اساس می توان گفت که وجود هیجانات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در تاسیس، بقا و نفوذ فرقه در مناطق مختلف جهان یکی از علت های اساسی بوده که بهائیت با بهره برداری از آن ها در چهره جنبشی اصلاح طلب و مدافع حقوق افراد جامعه توانسته است جایگاهی برای خود ایجاد و در نقش حلال مشکلات بقا خود در آن مناطق را تضمین کند.
در نتیجه می توان گفت که بهائیت خواستار ایران آرام و بی تنش نبوده و همواره خواستار جوی پر التهاب و هیجان و در گیری در کشور بوده تا با بهره برداری از آن و ایجاد تفرقه میان مردم و همچنین ایجاد اختلاف میان جامعه و حاکمیت بتواند موج سواری کند.
همدلی و وحدت عمومی مردم در مواجهه با مشکلات و مسائل مختلفی که بر کشور عارض می شود می تواند نقشه بهائیت را در این زمینه با شکست روبرو کرده و میزان بهره بردای این فرقه ضاله را از حوادث و رخدادهای پیش آمده به حداقل برساند.
این موضوع در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ و جنگ تحمیلی دوازده روزه کاملا آشکار و قابل لمس است زیرا در این دو رویداد گرچه بهائیت با تمام توان به میدان آمده و در روزهای نخست اغتشاشات ۱۴۰۱ توانست بهره ای کوتاه مدت از این جریان حاصل کند اما در نهایت وحدت مردم و هوشیاری جامعه این فرقه ضاله را با شکست روبرو کرد.
ان شاءالله در حوادث اخیر نیز وحدت و هوشیاری مردم و مسئولان نظام می تواند ضربه محکمی بر تشکیلات بهائیت وارد کرده و خیالات خام این فرقه برای جامعه ایران را با شکست همراه کند.

