مقدمه:
از مطالبه اقتصادی تا موجسواری سیاسی اعتراضات صنفی بازاریان تهران در دیماه ۱۴۰۴، واکنشی طبیعی به نوسانات بازار بود؛ مطالباتی شفاف که در بستری مدنی مطرح شد. اما نگاهی به لایههای پنهان رسانهای نشان میدهد جریانهایی خاص، نان خود را در تبدیل «مطالبه» به «تنش» و «آرامش» به «آشوب» میبینند. در این میان، تشکیلات بهائیت بار دیگر با همان الگوی قدیمیِ «فرصتطلبی از بحران»، وارد میدان شد.
تحلیل رفتارشناسی: چرا تنش، اکسیژن تشکیلات است؟
برخلاف شعارهای ظاهری مبنی بر «دوری از سیاست»، عملکرد میدانی این فرقه نشان میدهد بقای ساختاری آن به التهاب وابسته است. اما چرا؟
سرپوش بر بحران هویت درونی
نسل جدید پیروان این فرقه، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای هویتی روبرو هستند. آنها میخواهند بخشی از جامعه ایران باشند، نه مهرهای در یک ساختار بسته. تشکیلات برای جلوگیری از این «ریزش درونی» و «ادغام نخبگانش در بدنه ملی»، نیاز دارد فضای جامعه را دوقطبی و متشنج نگه دارد تا پیروانش همواره احساس ناامنی کرده و به آغوش فرقه پناه ببرند.
استراتژی «زیست در شکافها»
تاریخ نشان داده است این جریان در بزنگاههای ضعف حاکمیت یا گسستهای اجتماعی (مانند دوران قاجار) ریشه دوانده است. از این رو، هرگونه ثبات اقتصادی و وفاق ملی، به معنای پایان نقشِ «میانجیگریِ کاذب» این فرقه است.
قربانی کردن اعضا در پای تشکیلات
تشکیلات با آموزش شیوههای تقابل میدانی و سیاسیکردن اعتراضات صنفی، عملاً پیروان خود را به سمت هزینههای سنگین امنیتی سوق میدهد. هدف، نه حل مشکل مردم، بلکه تولید «مظلومنمایی» برای دریافت حمایتهای بینالمللی است.
محورهای کنشگری در حوادث اخیر
بررسی محتواهای منتشرشده در کانالهای وابسته نشاندهنده یک طراحی سیستماتیک است:
- پروژه اعتبارزدایی: تبدیل نوسان ارزی به بنبست کامل ملی.
- شبکهسازی القایی: القای این حس که اعتراضات صنفی، بخشی از یک فروپاشی بزرگتر است. (پیوند زدن مصنوعی دی ۱۴۰۴ به وقایع گذشته.)
- رادیکالیسم پنهان: هدایت مطالبات بهحق بازاریان به سمت شعارهای ساختارشکن برای بستن راه گفتوگو میان مردم و مسئولان.

راهکار و نتیجهگیری
هوشیاری ملی، پادزهر تفرقهافکنی است. تجربه سال ۱۴۰۱ و حوادث مشابه ثابت کرد جامعه ایران هوشمندتر از آن است که اجازه دهد مطالبات اقتصادیاش سوختِ موتورِ یک تشکیلات فرقهای شود.
بزرگترین ضربه به این جریان، نه صرفاً برخورد، بلکه تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت و حل گرههای معیشتی است. وقتی مسیر گفتوگو باز باشد، تشکیلاتی که تنها در فضای غبارآلود قدرتِ مانور دارد، به حاشیه رانده میشود.
وقتی مطالبه اقتصادی به صورت مدنی و هوشمندانه دنبال شود، هیچ فرقهای نمیتواند از شکافها برای بقای خود تغذیه کند.
آرامش ایران، به معنای مرگِ تدریجیِ جریانی است که هویت خود را در تضاد و آشوب تعریف کرده است.

