ویدئوی جدید مهشید رئیسی فقط یک اشتباه لفظی یا توضیح ناقص نیست؛ نشانهای روشن از جریان رو به رشدی است که با ترکیب سلیقهای مفاهیم قرآنی با آیینهای وارداتی، معنویت را به کالایی قابلفروش تقلیل میدهد. از تحریف «مُعَوِّذَتَین» تا تعریف معجزه بر اساس ویو اینستاگرام، ادعاهای او تصویری آشکار از عمق بیپایگی این نوع عرفانهای التقاطی و مصرفمحور ارائه میکند.
مهشید رئیسی، از مروجان معنویتهای نوظهور، در ویدئوی تبلیغاتی اخیر خود با تحریف مفاهیم قرآنی و تلفظ نادرست معوذتین، به ترویج برداشتهای شخصی و التقاطی از دین پرداخته است.
مهشید رئیسی،از فعالان حوزه فنگشویی و تفکر نوین، در ویدئوی تبلیغاتی اخیر خود که در فضای مجازی منتشر شده، ادعاهای عجیبی درباره معوذتین مطرح کرده است. وی در این ویدئو که به منظور تبلیغ دورههای خود منتشر شده، “مُعَوِّذَتَین” را “مَعوذتِین” خوانده و آن را به سه سوره تفسیر نموده است.
رئیسی در این باره ادعا کرده: «من تازه تو سن ۳۵ سالگی با سه تا سوره کوتاه ولی بسیار قدرتمند معجزه رو دیدم و الان تازه فهمیدم که مجموع این ۳ تا سوره با هم میشه مَعوذتِین».
بررسی این ادعاها نشاندهنده چند اشکال اساسی است:
اول، تلفظ مکرر اشتباه “مَعوذتِین” به جای “مُعَوِّذَتَین” نشان از عدم آگاهی ابتدایی وی حتی نسبت به تلفظ صحیح این مفهوم قرآنی دارد.
دوم، تفسیر نادرست این مفهوم تثنیه به عنوان سه سوره، بیانگر بیاطلاعی عمیق از مفاهیم پایهای علوم قرآنی است.
سوم، تعریف وی از معجزه به عنوان “افزایش ویو پستهای اینستاگرامی” (از ۳ به ۶ میلیون) نه تنها تحریف مفهوم معجزه پیامبران است، بلکه نشان از مصرفی کردن و به ابتذال کشیدن مفاهیم معنوی دارد.
چهارم، تناقض آشکار بین ادعای خواندن نماز شب و حضور با آرایش غلیظ و تجملات جنسی در ویدئو، سؤالهای جدی درباره صداقت این ادعاها ایجاد میکند.
پنجم، ترکیب آیات قرآن با مناسک شرک آلودی مانند “پاکسازی با آب و نمک” – که ریشه در آیینهای شرقی مانند فنگشویی دارد – نمونهای از التقاط خطرناک و برداشتهای سطحی از دین است.
رویکرد مهشید رئیسی و امثال او،نمونهای از پدیده خطرناک “معنویتهای مصرفی” در عصر حاضر است. این افراد با سوءاستفاده از خلأهای معنوی جامعه، به تحریف مفاهیم دینی و تلفیق آن با باورهای نوظهور میپردازند. تبدیل معجزه پیامبران به ابزاری برای افزایش لایک و ویو در اینستاگرام، نه تنها نشان از سطحینگری این جریان دارد، بلکه حکایت از تجاریسازی معنویت و تبدیل آن به کالایی برای سودآوری دارد. چنین رویکردی که مفاهیم عمیق دینی را به مفاهیم ساده و شخصی تقلیل میدهد، در درازمدت به بیاعتمادی به نهادهای دینی اصیل و گسترش نسبیگرایی دینی منجر خواهد شد. این پدیده نیازمند توجه جدی نهادهای فرهنگی و دینی است.

