تحلیلی روش‌شناختی بر پدیده «سلامت‌گرایی افراطی دینی»

تحلیل روش‌شناختی پدیده «سلامت‌گرایی دینی افراطی»؛ مطالعه موردی دیدگاه‌های آقای محمدعلی اخوان

پدیده‌های نوظهور در عرصه سلامت و معنویت، به‌ویژه آن‌هایی که با ادعای انتساب به منابع دینی عرضه می‌شوند، نیازمند ارزیابی دقیق روش‌شناختی هستند. این یادداشت به بررسی مبانی و روش‌های جریانی در حوزه «طب سنتی اسلامی» یا «طب اسلامی» می‌پردازد و نشان می‌دهد که رویکرد این جریان از چند منظر کلیدی با اصول معرفت‌شناسی علمی و منهج اجتهادی حوزوی در تضاد است. این نوشتار، فارغ از نیت‌خوانی، صرفاً به تحلیل ساختار استدلالی، روش استناد و پیامدهای معرفتی این جریان می‌پردازد.

در سال‌های اخیر، جریانی با عنوان «طب اسلامی» با ادعای پشتوانه ای از دین اسلام، ظهور یافته که با رویکردی خاص، به ارائه راهکارهای درمانی برای مشکلات جسمی و روحی می‌پردازد. آقای محمدعلی اخوان یکی از چهره‌های فعال در این عرصه است که نقدهایی جدی بر روش و محتوای دیدگاه‌های او وارد شده است. این تحلیل، این نقدها را در چهارچوبی روش‌شناختی صورت‌بندی می‌کند.

  1. بحران در روش‌شناسی استناد

یکی از اساسی‌ترین اشکالات وارد بر این جریان، ضعف در منهج استناد به منابع دینی است. در حالی که فرآیند استنباط از روایات در حوزه‌های علمیه تابع یک نظام پیچیده و دقیق شامل علم رجال، درایه، فقه الحدیث و اصول و… است، رویکرد مشاهده‌شده در این جریان، اغلب گزینشی، سطحی و مبتنی بر یک نگرش نواخباری است.

گسست از فرآیند اجتهادی: این رویکرد، روایات را از زنجیره مفهومی و بستر صدورشان جدا کرده و بدون در نظر گرفتن قرائن عقلی، علمی و تاریخی، به آن‌ها اصالت مطلق می‌بخشد. این امر، گسستی آشکار از «منهج اجتهادی» است که بر جمع میان عقل، نقل و شواهد معتبر تأکید دارد.

خلط میان امر ارشادی و مولوی: بسیاری از توصیه‌های مرتبط با سلامت در روایات، جنبه ارشادی (راهنمایی به امری عقلایی و تجربی در زمان صدور) دارند، نه مولوی (حکم تعبدی). این جریان با تعمیم تعبدی این توصیه‌ها، آن‌ها را به احکامی فرازمانی و فرامکانی تبدیل می‌کند که با مبانی اصول فقه ناسازگار است.

  1. مغالطه توسل به شبه‌علم

این جریان برای مشروعیت‌بخشی به ادعاهای خود، مفاهیم دینی را با اصطلاحات شبه‌علمی درمی‌آمیزد. ادعاهایی نظیر «چهره‌شناسی» شخصیت‌ها یا تشخیص مشکلات از روی ظاهر، فاقد هرگونه پشتوانه تجربی تکرارپذیر، اثربخشی متقن و ابطال‌پذیرهستند که از ارکان اساسی معرفت‌شناسی علمی در پارادایم علم محسوب می‌شوند.

۳. بحران در اولویت‌بندی معرفتی

یکی از آسیب‌های جدی این رویکرد، به حاشیه راندن اولویت‌های بنیادین نظام فکری دینی است. آموزش مباحث شبه علمی و غیر عقلانی و غیر دینی با اسم طب اسلامی و طب سنتی به طلاب و سازماندهی این طلاب و ایجاد شبکه کشوری برای خود، یک آسیب اصلی به تغییر کارکرد روحانیت وارد میکند.
نمونه کنش های غلط، تحلیل شخصیت رهبری نظام از طریق ابزارهای شبه‌علمی، انحرافی آشکار از پرداختن به مطالبات اصلی و اندیشه‌های راهبردی ایشان در حوزه‌های تمدنی، فرهنگی و فکری است. این «تقلیل‌گرایی»، یک نظام فکری عمیق را به مجموعه‌ای از ویژگی‌های ظاهری فرو می‌کاهد و رسالت هدایت فکری جامعه را مخدوش می‌سازد. این جریانات اولویت های فعالیت های علمی و سرمایه های حوزه را به سمت یک مسائل انحرافی برده و آسیب جدی به ثمردهی حوزه های علمیه وارد می کنند.

  1. آسیب‌شناسی نهادی و فقدان سازوکار نظارتی:

ظهور و رشد چنین جریاناتی صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در خلاءهای نهادی دارد.

فقدان نظارت علمی: عدم وجود یک سازوکار نظارتی مؤثر و مرجع در نهادهای علمی (مانند حوزه علمیه) برای ارزیابی و اعتبارسنجی مدعیان این حوزه‌ها، فضا را برای رشد دیدگاه‌های انحرافی باز گذاشته است.

ضعف فرهنگ نقد: سکوت یا عدم کنش‌گری فعالانه نخبگان و علما در برابر ادعاهای ضعیف، به این افراد «اعتماد به نفس کاذب» می‌بخشد و این تصور را ایجاد می‌کند که سخنانشان از اعتبار علمی برخوردار است. یک محیط علمی سالم، محیطی است که در آن هر ادعایی در معرض نقد و ارزیابی روش‌شناختی قرار گیرد.

در نهایت باید گفت؛ رویکرد آقای محمدعلی اخوان و جریان‌های مشابه، از منظر روش‌شناسی با چالش‌های بنیادینی مواجه است. این چالش‌ها عبارتند از: گسست از منهج اجتهادی در استناد به روایات، توسل به مفاهیم شبه‌علمی و غیرقابل ارزیابی، تقلیل‌گرایی و به حاشیه راندن اولویت‌های فکری دین، و بهره‌برداری از یک مدل تجاری مبتنی بر ایجاد ترس و مباحث جذاب خرافی.

مقابله با این پدیده نیازمند دو اقدام همزمان است:

کنش‌گری نقادانه و علمی از سوی متخصصان و اندیشمندان برای تبیین اشکالات روشی و محتوایی این جریانات.

ایجاد سازوکارهای نظارتی و اعتبارسنجی نهادی توسط مراکز علمی مسئول باید انجام و با متخلفان برخورد شود. نظام سلامت و بخش های بهداشت و درمان و دانشگاه های علوم پزشکی و… در بخش ادعاهای درمانگری این جریان باید وارد شوند و در حوزه معرفت شناسی و علوم دینی، مسئولان و نخبگان و کنشگران حوزه‌های علمیه باید وارد فعالیت شده تا از ساحت عقلانیت دینی و سلامت جامعه در برابر سطحی‌نگری و تجارت باورها صیانت شود. در غیر این صورت، آسیب‌های بلندمدت این جریان‌ها بر اعتماد عمومی به دین و نهادهای دینی، جبران‌ناپذیر خواهد بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *