مهدی ولیپور، مدعی رهبری فرقه انحرافی «نهضت سپید» و از جداشدگان عرفان کیهانی، در پیامی متناقض و پر از ادعاهای غیرواقعی، همزمان از «حمایت از جمهوری اسلامی» سخن گفته و ایران را به «ویرانی کامل» تهدید کرده است. این مواضع پریشان، بیش از آنکه معنای سیاسی داشته باشند، نشانهای از آشفتگی فکری و تلاش برای جلب توجه در فضای ناآرام مجازیاند.
مهدی ولیپور، مدعی رهبری فرقه «نهضت سپید» و از استادان جدا شده از عرفان کیهانی حلقه، در بحبوحه اغتشاشات اخیر و قطعی اینترنت، پیامی طولانی و آکنده از تناقض منتشر کرده است. وی در این پیام، ابتدا «حمایت از جمهوری اسلامی» را اعلام کرده و سپس با صدور «دستورات» و «تهدیدهای غیرواقعی»، ادعاهای پریشانی را درباره سرنوشت کشور مطرح ساخته است.
مهدی ولیپور که سابقه فعالیت در فرقه انحرافی عرفان کیهانی حلقه و سپس ادعای جانشینی سعید محمدی دورکی «نهضت سپید» را دارد، در تازه ترین موضعگیری خود در فضای مجازی، متنی عجیب و پر از ادعاهای متناقض و غیرمسئولانه منتشر کرده است.
وی در بخشی از این متن که آن را «امریه ۲۱ دی ۱۴۰۴» نامیده، ادعا کرده: «تصمیم بر سقوط نظام ندارم و حمایت از جمهوری اسلامی و سه درصدی ایران را از این لحظه تا ۱۳ ژانویه اعلام میکنم». اما بلافاصله در ادامه، با زبانی که گویای توهم کنترل بر امور کلان است، فهرستی از «دستورات» را خطاب به نهادهای داخلی و بینالمللی صادر کرده که از جمله آنها «سرکوب و کشتار حداکثری مردم در ایران»، «مسترد کردن ایرانیان از غرب به جمهوری اسلامی» و «معرفی بنده و سعید محمدی دورکی به مردم ایران منطقه و جهان» است.
ولیپور در ادامه با تناقضی آشکار، هشدادی شدیدالحن داده و نوشته است: «بدیهی است این امان نامه تا ۴۷ ساعت برقرار است و رو ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ در صورتیکه رژیم و سپاه تسلیم بنده نشده باشد دستور ویرانی کامل ایران کشتار مردم و حکومت و تجزیه و اشغال نظامی ایران و نابودی کامل داده میشود». این اظهارات در حالی مطرح شده که وی در قسمتی دیگر از همان متن ادعا کرده «تمام ارتش های جهان قادر نخواهید بود به ایران حمله کنید»!
پیام مهدی ولیپور را باید بیش از هر چیز، نماد آشفتگی روانی، توهم قدرت و اقدام به یاوهگوییای خطرناک در فضای مجازی دانست. این متن، فاقد کوچکترین پایه واقعی، منطق سیاسی یا حتی انسجام گفتمانی است و از ساختاری کاملاً پریشان برخوردار است. هدف اصلی از انتشار چنین متنی، ایجاد رعب، جلب توجه در فضای ملتهب و نمایشی واهی از قدرت و نفوذ است. اما خطر آن، صرفاً در سطح فردی و روانی باقی نمیماند. انتشار چنین ادعاهای هذیانی، به ویژه در شرایط حساس کشور، میتواند زمینهساز تحریک افراد مستعد یا سادهلوح برای اقدامات غیرقابل پیشبینی شود. همچنین، اینگونه اظهارات مرز بین اعتراض و توهم محض را مخدوش کرده و فضای گفتمانی را آلوده میکند. این رویداد، لزوم رصد هوشمندانهتر فضای مجازی و برخورد قانونی با افرادی که با نشر اکاذیب و تهدیدهای واهی، امنیت روانی جامعه و آرامش عمومی را هدف میگیرند را گوشزد مینماید.

