درمانگاه و خیریه صالح؛ نقابی درمانی بر چهره یک فرقه مسئلهدار که از جذب اجتماعی تا انباشت اطلاعات حساس، ردپای جدی در معادلات امنیتی کشور برجای گذاشته است.
خیریه و درمانگاه تخصصی صالح، بهطور مشخص و علنی، زیر نظر فرقه دراویش نعمتاللهی سلطانعلیشاهی گنابادی بوده و نام آن برگرفته از «صالح علیشاه» قطب پیشین این فرقه است. این انتساب نهتنها پنهان نیست، بلکه خود فرقه در تبلیغات و معرفیهای رسمی، بر این موضوع تصریح دارد. مدیریت این درمانگاه بر عهده محمد تابنده، برادرزاده نورعلی تابنده، قطب سابق فرقه دراویش گنابادی بوده و فضای داخلی این مجموعه درمانی مملو از تصاویر اقطاب و بزرگان فرقه است؛ امری که ماهیت فرقهای مجموعه را بهروشنی نشان میدهد.
مطالعات امنیتی_اجتماعی نشان میدهد که خدمات اجتماعی و عامالمنفعه یکی از شناختهشدهترین ابزارهای جذب، نفوذ و تثبیت جریانهای فرقهای است. در همین راستا، تمرکز ویژه فرقهها بر اقشار آسیبدیده اجتماعی، کمبضاعت و کمبرخوردار، نه یک اقدام صرفاً خیریه، بلکه بخشی از راهبرد جذب و همراهسازی اجتماعی تلقی میشود. درمانگاه و خیریه صالح نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
نکته اساسی درباره فرقه دراویش نعمتاللهی سلطانعلیشاهی آن است که در کنار بدعتها و انحرافات اعتقادی، فقهی و اخلاقی، این فرقه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون همواره با چالشهای امنیتی جدی همراه بوده و در مقاطع مختلف، هزینههای سنگینی را بر نظام و مردم تحمیل کرده است.
برای نمونه در سال ۱۳۹۰، در شهر کوار، فراخوان این فرقه منجر به درگیری گسترده شد که طی آن بیش از ۲۰۰ نفر از مردم با سنگ، چوب و چماق زخمی و مجروح شدند. در این حادثه، تعدادی از مردم بر اثر استفاده دراویش از سلاح ساچمهای، کلت کمری و کلاشینکف مجروح شدند.
همچنین در غائله خیابان پاسداران (گلستان هفتم) در زمستان ۱۳۹۶، تعداد ۴ نفر از نیروهای حافظ نظم و امنیت کشور به دست دراویش قدارهکش به شهادت رسیدند و بیش از ۸۰ نفر از مردم بیگناه زخمی شدند. این وقایع، صرفاً نمونههایی از سابقه ضد امنیتی این فرقه در داخل کشور است.
علاوه بر این، شاخه خارجنشین فرقه دراویش گنابادی، سابقهای روشن در مزدوری، خیانت به وطن و همکاری با دشمنان متخاصم دارد؛ بهگونهای که در زمینه وابستگی و خودفروشی، از بسیاری از جریانهای معاند پیشی گرفته است. گزارشهای متعدد از ارتباط مستقیم این عناصر با موساد و امآی۶ حکایت دارد و نقشآفرینی آنها در قبل، حین و بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و امریکا، و نیز در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴، قابل انکار نیست. پرداختن تفصیلی به این موضوع، خود مثنوی هفتاد من کاغذ است.
همچنین نباید از شاخه موسوم به دراویش ریاستارتی و فوقرادیکال این فرقه غفلت کرد؛ جریانی که در اغتشاشات، نقش اصلی در به آتش کشیدن مساجد و حسینیهها ایفا کرده و پیوند آن با بدنه فرقه گنابادیه قابل چشمپوشی نیست.
با توجه به این سوابق، جای تعجب جدی است که فرقهای که جز چالشهای امنیتی، اجتماعی و اعتقادی، خیری برای جامعه و کشور نداشته، چگونه توانسته تا این حد آزادانه به فعالیتهای عامالمنفعه بپردازد. تعجبآورتر آنکه چگونه دستگاههای امنیتی و نظارتی به این نکته توجه نکردهاند که مجموعهای منتسب به چنین فرقهای، چگونه باید بهعنوان طرف قرارداد بیمه با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران فعالیت کند.
این مسئله زمانی حساستر میشود که به ماهیت فعالیت درمانگاهها توجه شود. درمانگاه صالح بهطور طبیعی به اطلاعات گستردهای از مراجعان دسترسی دارد؛ از جمله آدرس، شماره تماس، مشخصات فردی، اطلاعات خانوادگی، پرونده پزشکی و در موارد خاص، دادههای زیستی و ژنتیکی (DNA). در خصوص نیروهای مسلح، این اطلاعات میتواند شامل شناسایی نیروها، جایگاه سازمانی، رتبه، محل خدمت و سایر دادههای حساس باشد. شکلگیری چنین بانک اطلاعاتی، در مجموعهای با پیشینه امنیتی مسئلهدار، یک ریسک جدی امنیتی محسوب میشود و احتمال انتقال یا سوءاستفاده از اطلاعات به نفع دشمنان متخاصم را نمیتوان نادیده گرفت.
از سوی دیگر، کسب اعتبار اجتماعی فرقه از طریق فعالیتهای عامالمنفعه، بهمنظور پیشبرد اهداف فرقهای، منجر به همراهی ناآگاهانه مردمی میشود که از پشتپرده این جریان اطلاع ندارند و همین امر، عدم همراهی مردم در برخورد بهموقع با این فرقه را تسهیل میکند.
با توجه به شرایط امنیتی کشور، سوابق روشن این فرقه در ایجاد ناامنی و خوشخدمتی به دشمنان، این سؤال جدی مطرح است که آیا ادامه فعالیت چنین مجموعههایی به صلاح امنیت ملی و اجتماعی کشور است یا خیر و آیا نباید بازنگری فوری، دقیق و بدون مسامحه در مجوزها، قراردادها و سطح دسترسی اطلاعاتی آنها صورت گیرد؟

