در ادامهی پروژههای شکستخوردهی «مشروعیتسازی برای دخالت»، ماشین تبلیغاتی صهیونیسم با هدایت یهودیان ایرانی تبار، فاز جدیدی از یک سیرک خیابانی را برای روز جمعه ۱۳ فوریه(۲۴ بهمن ماه) در سواحل تلآویو تدارک دیده است. فراخوانی که با شعار مضحک «اسرائیل ساکت نمیماند»، سعی دارد رژیم کودککش صهیونیستی را به عنوان متحد مردم ایران و مدافع «آزادی و عدالت» معرفی کند.
نمایشِ دروغین در «تفرجگاه ساحلی»
برگزاری تجمع در «تفرجگاه ساحلی تلآویو» (Tel Aviv Promenade) بیش از آنکه یک حرکت سیاسی جدی باشد، یک شو تبلیغاتی برای توریستها و رسانههای غربی است. رژیمی که بر پایهی اشغال، نژادپرستی و سرکوب بنا شده، اکنون مدعی «همبستگی انسانی» شده است!
ادعای مبارزه برای «آزادی» از سوی رژیمی که رکورددار نقض قطعنامههای حقوق بشری است، چیزی جز یک توهین آشکار به شعور مخاطب و تلاشی برای تطهیر چهرهی سیاه رژیمی غاصب در افکار عمومی جهان نیست.
مهندسیِ «روز جهانی اقدام»؛ اتحادِ ورشکستگان
در این فراخوان، از تلآویو در کنار تورنتو، مونیخ و لسآنجلس به عنوان قطبهای «روز جهانی اقدام» یاد شده است. این هماهنگیِ متمرکز نشاندهنده یک اتاق فرمان واحد است که میکوشد با پیوند زدن نام تلآویو به شهرهای غربی، به این رژیم منحوس در پروژهی ضدایرانی «اعتبارِ مصنوعی» ببخشد.
واقعیت پنهان: لابیهای صهیونیستی که در میدان دیپلماسی و نبردهای منطقهای قافیه را باختهاند، اکنون به تجمعات خیابانی و هشتگهای فرمایشی پناه آوردهاند تا شاید بتوانند تنفس مصنوعی به فتنهی در حال احتضار بدهند.
تضادِ سیاسی تلآویو؛ بمب در یک دست و شعار آزادی در دست دیگر!
فراخوان صراحتاً میگوید: «این فقط جنگ ایرانیها نیست، جنگِ هر کسی است که به آزادی باور دارد»!
باید از طراحان این سیرک پرسید کدام آزادی؟ آزادی به سبک تلآویو که با ترور دانشمندان، بمباران زیرساختها و حمایت از گروههای تجزیهطلب معنا میشود؟ این «جنگ برای آزادی» در واقع همان جنگ برای بلعیدن ایران است که با بودجههای کلانِ امنیتی و زیر چترِ تبلیغاتی صهیونیسم هدایت میشود.
جمعبندی: پیادهروی روی شنهایِ سست
واقعیت این است که تجمع در تلآویو که دست پخت یهودیان صهیونیست ایرانی تبار است؛ آخرین سنگرِ جریانی است که در داخل ایران به بنبست کامل رسیده است. رژیم صهیونیستی که خود با بحرانهای عمیق داخلی و فروپاشی اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، سعی دارد با این «فرار به جلو»، توجهات را از بنبستِ وجودی خود به سمت ایران معطوف کند. اما تاریخ نشان داده است که ایستادن در کنار «قصاب صَبرا و شتیلا» برای کسب آزادی، نه تنها یک توهم، بلکه یک ننگِ ابدی برای هر جریانی است که مدعی ملیگرایی است.

