هشدار نسبت به تداوم مسیر انحرافی عبدحکیم

هشدار نسبت به تداوم مسیر انحرافی عبدحکیم

عبدحکیم، فردی که سال‌ها مدعی ارتباطات معنوی و الهی بود، در نهایت با اعتراف رسمی خود مبنی بر فقدان سواد، ابتلا به اعتیاد، مشکلات روحی و روانی و ناتوانی در تشخیص مسیر حق از باطل، تمام ادعاهای گذشته‌اش را باطل و بی‌اعتبار کرد. او به صراحت اذعان کرده است که مسیر پیموده‌شده اشتباه بوده و بسیاری از گفته‌هایش نه بر پایه معرفت و بصیرت، بلکه بر اثر وضعیت‌های ناپایدار روانی و تلقینات ذهنی شکل گرفته‌اند. 

 

از سوی دیگر، داوود ماجانی، نفر اول پس از عبدحکیم و ویراستار اصلی آثار منتشرشده، نیز در اعترافات خود بر انحرافات جدی آن جریان صحه گذاشته است. این دو اعتراف، به روشنی نشان می‌دهد که اساس اعتقادی و فکری آن گروه از ابتدا بر پایه خطا و فریب بنا شده است. بنابراین، هرگونه تلاش برای بازسازی یا ترویج مجدد این مسیر، بی‌توجهی آشکار به حقیقت و سوءاستفاده از خلأ آگاهی مردم محسوب می‌شود.

هشدار جدی به اطرافیان و مدعیان کنونی این جریان آن است که از احیای این تفکر انحرافی و فعالیت در فضای مجازی یا جلسات حضوری به نام عبدحکیم خودداری کنند. نخست، چنین رفتارهایی موجب آزردگی روح فردی می‌شود که خود از کرده‌هایش توبه کرده و خواستار توقف این مسیر بوده است. دوم، این اقدامات سبب گمراهی و فریب افراد ساده‌دل شده و زمینه‌ساز انحرافات تازه در جامعه می‌گردد.

علاوه بر آن، باید توجه داشت که چنین فعالیت‌هایی از منظر قانون نیز قابل پیگرد است. طبق ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) مصوب ۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۹، هر شخصی که در قالب فرقه، گروه یا جمعیت با استفاده از شیوه‌های کنترل ذهن و القائات روانی در فضای واقعی یا مجازی اقدام به چنین فریب‌هایی کند، چنانچه رفتار وی مشمول حد نباشد، به مجازات حبس و جزای نقدی درجه پنج یا یکی از آن دو مجازات و نیز محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم می‌شود. مجازات سردسته اینگونه فرقه‌ها نیز بر اساس ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی تعیین خواهد شد.

اکنون که بنیان‌گذاران این تفکر، یعنی عبدحکیم و داوود ماجانی، هر دو به خطا و انحراف اعتراف کرده‌اند، پرسش اصلی برای مدعیان کنونی این است: چگونه می‌توان بر پایه شفافیت مالی و اخلاقی، مدعی ادامه مسیری شد که خودِ سازندگانش آن را باطل و اشتباه دانسته‌اند؟

این جریان باید برای همیشه از چرخه فکری جامعه کنار گذاشته شود تا بار دیگر هیچ کس نتواند از این نمد، کلاهی برای خود ببافد و احساسات و باور مردم را ابزار فریب خویش سازد.

جریان عبدحکیم که با ادعاهای معنوی آغاز شد و سرانجام با اعتراف او به خطا، فقدان سواد، وابستگی‌های روانی و ناتوانی در تشخیص حق از باطل پایان یافت، باید درس عبرتی برای همه جریان‌ها و گروه‌های شبه‌عرفانی امروز باشد. اینگونه حرکت‌ها اغلب در آغاز با شعار تهذیب نفس، سلوک معنوی یا دریافت الهامات مطرح می‌شوند، اما در عمل با گذشت زمان، رگه‌های انحراف در گفتار، رفتار و نظام فکری رهبرانشان آشکار می‌شود.

تجربه نشان داده است که پیروان بسیاری از این مکاتب دیر یا زود درمی‌یابند که رهبرانشان نه تنها صلاحیت معنوی نداشته‌اند، بلکه گاه از سادگی و ایمان مردم برای مقاصد شخصی یا مالی استفاده کرده‌اند. از این رو، لازم است هر فردی که در مسیرهای معنوی یا آموزشی قدم می‌گذارد، آموزه‌ها و باورهای آن جریان را دست‌کم یک بار با کارشناسان آگاه دینی، علمای اخلاق یا صاحب‌نظران فکری معتبر بررسی کند.

 

تنها با این رویکرد عاقلانه و نقادانه می‌توان از گرفتار شدن در دام فریب، ادعاهای واهی و انحرافات فکری پیشگیری کرد و سلوکی مبتنی بر معرفت، خرد و ایمان واقعی داشت.

صوتهای اعتراف:

صوت اول اعترافات:

اعترافات عبد حکیم و معذرت خواهی

 

صوت دوم اعترافات:

اعتراف به داشتن مشکل روحی و روانی و اعتیاد عبد حکیم و عدم صحت جوابهایش به سوالات مخاطبان

 

صوت سوم اعترافات:

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *