آسترولوژی یا همان طالعبینی و ستارهبینی، امروزه دیگر یک سرگرمی و بازی نیست بلکه علنا در حال ورود به تحلیلها و تصمیمگیریهاست.
این جریان با پوشیدن لباسی شبهعلمی و شبه دینی و استفاده از ظرفیت رسانهای، در حال تبدیل به یکی از عوامل اختلال در سیستم شناختی و تصمیمگیری مردم شده است.
وقتی یک «منجم» یا «پیشگو» با اعتماد به نفس بالا و یقینی از تأثیر ستارگان بر سرنوشت افراد و جوامع سخن میگوید، در واقع دستگاه عقلانیت مخاطب را تخریب میکند و او را به سمت پذیرش روابط و قوانین جعلی سوق میدهد.
افرادی نظیر «حسین سلکی » که در ظاهر،خودشان را فردی مذهبی و انقلابی معرفی میکنند در تلاش هستند تا الگوهای جعلی و خرافی را به جای واقعیت جا بزنند و سیستم فکری جامعه را به خرافات مخلوط کنند .
حاشیهسازی جدید حسین سلکی؛ این بار با نام علی کریمی؛مسئله فقط یک پیشگویی نیست؛ مسئله «مبنا» است.

شاید به نظر بسیاری از افراد، خوشایند باشد که کسی بیاید و علی کریمی ( فوتبالیست سابق تیم ملی و هتاک به قرآن کریم )، را «روانی» یا «دیوانه» خطاب کند، اما پرسش اساسی اینجاست: این حرف بر چه اساس و مبنایی زده میشود؟ آیا بر پایه عقل و درایت است یا بر اساس خرافات و شبهعلم؟ تفاوت بنیادین این دو مبنا، مرز میان «تحلیل» و «تخریب» را تعیین میکند.
حسین سلکی، چهرهای که این روزها بیش از هر چیز با پیشگویی جنجالی استعفای رئیس جمهور ایران در بهمن ۱۴۰۳ ( جناب مسعود پزشکیان) شناخته میشود، بار دیگر برای فرار از انبوه ناکامیهایش دست به حاشیهسازی زده است.
او که در پیشگوییهای جدیدش در مورد وقایع بهمنماه ۱۴۰۴ با شکستی تلخ و تمامعیار مواجه شد، این بار سراغ نامی رفته که این روزها در صدر اخبار رسانههاست: یعنی علی کریمی.
کریمی، بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران که سالهاست در مسیر لجنپراکنی و خیانت به وطن و ارزشهای اسلامی گام برمیدارد، اخیراً با لحنی تهدیدآمیز گفته است: «اگر کسی را اعدام کنید، ما هم قرآن را آتش خواهیم زد.» این اظهار نظر، واکنشهای گستردهای در پی داشته و طبیعی بود که سلکی هم از این موج بیبهره نماند.
این پیشگوی مجازی، بیدرنگ چارت طالع کریمی را بررسی کرده و ، نسخهای پیچیده: «علی کریمی شکست عاطفی خورده و سردرگمی اجتماعی داره، باهاش کاری نداشته باشید شاید خودکشی هم بکنه.» پشت پردهی این تجویز خرافی که در قالب ستارهشناسی و طالعبینی ارائه شده، مشروعیت بخشیدن به طالع بینی و آسترولوژی نهفته است».
روشی که در آن به صورت موهومانه و بدون دلیلی ادعا میشود با محاسبهی ستارگان و موقعیت سیارهها ، میتوان به سوالات و مجهولات پاسخی یافت .
شاید هم سلکی از این موج سواری رسانهای بدنبال این بود که آبروی از دست رفته خودش را در پی پیشگوییهای ناکام پیشین، با چسباندن خود به اخبار داغ رسانهای بازگرداند.
تأمل بر یک آسیب اجتماعی :
آنچه در این میان اهمیت دارد، صرفاً بررسی تناقضات علمی و عملی یک آسترولوژیست نیست ، بلکه الگوی خطرناکی است که تکرار میشود: سوءاستفاده از جهل عمومی و بحرانهای امنیتی و روانی جامعه برای کسب سهمی در زندگی مردم.
افرادی مانند سلکی، با ورود به حوزه تحلیل رویدادها از منظر طالعبینی، نه تنها به جای تحلیل واقعی، تفسیری خرافی ارائه میدهند، بلکه سیستم محاسبات فکری و شناختی مخاطبان را نیز دچار اختلال میکنند.
ما برای تحلیل پدیدههای اجتماعی، سیاسی و انسانی نیازمند عقلانیت دینی، دانش علمی و روشهای معتبر پژوهشی هستیم؛ نه تفاسیری که نه عقل آنها را میپذیرد، نه دین و نه علم و تجربه.
توجه به این آسیبهای شناختی و معرفتی یک ضرورت اجتماعی برای فعالان فرهنگی و تبلیغی است.
در مواجهه با جریاناتی مانند آسترولوژی، پرسش از «مبنا» را هرگز نباید فراموش کرد.
حسین سلکی، برای علی کریمی نسخه (کاری باهاش نداشته باشید) را میپیچد و میگوید (سردگمی اجتماعی داره و شکست عاطفی خورده است ) ، در حالیکه فعالیت های ضدامنیتی و ضد دینی علی کریمی یک رفتار هیجانی و گذرا نیست و او رسما به یک اپوزیسیون سیاسی تبدیل شده است و سال ها بر علیه منافع جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند .
از «اجاره معنوی» صفحه مجازی به تروریست های موساد تا «دیدار با رئیس جمهور آلمان» نشان از فعالیت گسترده و سازمان یافته علی کریمی دارد.

