عملیات «مدیتیشن» در آمریکا: نفوذ لابی یهودی-صهیونی با ترویج معنویت منفعل و ظلم پذیر

عملیات «مدیتیشن» در آمریکا: نفوذ لابی یهودی-صهیونی با ترویج معنویت منفعل و ظلم پذیر

در آستانه برگزاری یک رویداد به ظاهر انسان‌دوستانه تحت عنوان «حلقۀ تندرستی برای جامعۀ ایرانی»، همکاری مشکوک یک نهاد رسمی آمریکایی با شبکه‌های وابسته به لابی صهیونیستی «جیمنا» (JIMENA)، پرده از یک عملیات جنگ شناختی نوین برداشت. این رویداد که در روز یکشنبه، ۸ فوریه ۲۰۲۶ (۱۹ بهمن ۱۴۰۴) در لس‌آنجلس برگزار شد، با آموزش «مراقبه» و «کانالیزینگ» به ایرانیان، در حالی ادعای «حمایت در روزهای سخت» را دارد که هدف واقعی آن، تخریب معنویت اصیل و مقاومت‌ساز ایرانی-اسلامی و جایگزینی آن با عرفان‌های کاذبِ منفعل‌کننده است.

 

شناسایی یک مثلث همکار: از لابی صهیونیستی تا نهاد سلامت غربی

برنامه «سفر به درون برای ایران» که در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۶ توسط سازمان «عبارات میان‌فرهنگی» (Cross Cultural Expressions) اجرا شد، از پشتیبانی مالی و ایدئولوژیک شبکه‌های شناخته‌شدۀ صهیونیستی مانند «جیمنا» (JIMENA) برخوردار است. این سازمان با محوریت حمایت از یهودیان منطقه غرب آسیا، همواره بازوی تبلیغاتی رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی بوده است. نقطه حائز اهمیت، همکاری رسمی ادارۀ سلامت روان شهر لس‌آنجلس با این مجموعه است که به کل پروژه، لباس مشروعیت دولتی و «خدمات اجتماعی» پوشانده است. این ائتلاف سه‌گانه، تصادفی نیست و از پیش‌طراحی دقیق برای نفوذ به بافت اجتماعی جامعه ایرانی حکایت دارد.

محتوای رویداد: تزریق سم انفعال در پوشش «درمانگری»

مطابق پوستر منتشرشده، این گردهمایی شش‌جلسه ای قرار است با رهبری فردی به نام «رِیز میرزا» با عنوان عجیب «استاد کانالیز»، مفاهیمی همچون «مراقبه برای آرامش عصبی»، «تنظیم قصد» و «کانالیزینگ برای دریافت بینش» را به ایرانیان مقیم خارج آموزش دهد. ادعای اصلی برگزارکنندگان این است که این روش‌ها به شرکت‌کنندگان کمک می‌کند «با چالش‌های کنونی ایران» کنار بیایند. این گفتمان، سه حمله همزمان را پیش می‌برد:

· حمله به بنیان‌های معنوی انسان ساز: جایگزینی دعا، صبر و توکل – که سوخت روحی مقاومت تاریخی ایران بوده‌اند – با عملی بی‌ریشه و مصرف‌گرایانه معنویت های نوظهور.
· تقلیل مسئله سرنوشت ساز سیاسی به اختلال شخصی: تبدیل مشکلات کلانی مانند تحریم، ترور و تهدید نظامی – که ریشه در سیاست‌های خصمانه غرب و صهیونیسم خبیث دارد – به یک «مشکل درونی» که راه‌حل آن، «درون‌نگری» فردی است!
· ترویج فرهنگ تسلیم: القای این پیام که راه مواجهه با ظلم، «آرام کردن اعصاب خود» است، نه سازماندهی برای مقابله با ستمگر.

چرایی و زمان‌بندی: جنگ شناختی در مقطع حساس

برگزاری این رویداد در مقطع کنونی و در دل ایالات متحده تصادفی نیست. این اقدام، پاسخی برنامه‌ریزی شده به چند واقعیت است:

· شکست پروژه‌های آشوب‌گرانه: پس از ناکامی آشکار پروژه‌هایی مانند فتنه‌های اخیر دی ماه، دشمن به دنبال تغییر تاکتیک از براندازی خشن به تخریب تدریجی روحیه و هویت است.
· هدف قرار دادن نیروی انسانی نخبه: جامعه ایرانی مهاجر در غرب، منبعی از سرمایه‌های فکری و مالی است. بی‌تفاوت و منفعل کردن این جامعه، ضربه‌ای استراتژیک به ظرفیت های ملی ایران محسوب می‌شود.
· همزمانی با فشار حداکثری: این رویداد درست در زمانی تبلیغ می‌شود که فشار رسانه‌ای و سیاسی علیه مظلوم مقتدر به اوج خود رسیده است. هدف، ارائه یک «مسکن دروغین» و منحرف کردن توجه از ریشه‌های اصلی بحران است.

سخن پایانی

رویداد ۸ فوریه لس‌آنجلس، یک «کارگاه بهبود فردی» ساده نیست. در واقع یک آزمایش کنترل ذهن جمعی تحت نظارت نهادهای غربی و با بودجه لابی‌های صهیونیستی است که قصد دارد بینش واقع نگرانه معنوی بنیان و روحیه استقامت ایرانیان را — که بزرگ‌ترین سد در برابر استعمارطلبی آنان است — به روحیه‌ای عافیت‌طلب و درون‌گرا تبدیل کند.
اما ملت ایران، بارها در صحنه‌های سخت آزموده شده و تفاوت نور معنویت اصیل را با نورهای رنگارنگ و فریبندۀ عرفان‌های بازارپسند به خوبی می‌شناسد. درمان دردهای واقعی ایران، نه در سالن‌های مدیتیشن تاپانگا، که در کارخانه‌های خودکفا، مراکز علمی پیشرو، سنگرهای دفاعی و در سایۀ همان ایمانی است که دشمنانش این‌چنین از آن هراس دارند. این «سفر به درون» طراحی شده، هرگز نمی‌تواند جایگزین «پرواز به اوج» اراده جمعی ملت ایران شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *