تقابل الگوی معنویت انقلاب اسلامی با معنویت مبتنی بر فردگرایی

تقابل الگوی معنویت انقلاب اسلامی با معنویت مبتنی بر فردگرایی

انقلاب اسلامی، توانست معنویت را از حصار فردیت بیرون آورد و آن را به دلِ جامعه بکشاند. در این نگرش، سلوک معنوی دیگر محدود به خلوت شخصی نیست؛ بلکه در متن زندگی اجتماعی معنای کاملی می‌یابد.
سیاست کلی حاکم بر الگوی معنویت طراز انقلابی کاری کرد که؛ معنویت گرایی از انزوای حجره‌ها و کتاب‌ها خارج شده و به عرصه تصمیم، سیاست و کنش جمعی قدم بگذارد.
در این مسیر، نقش مردم مؤمن، نه تنها در کناره‌گیری نبود، بلکه در حضور مسئولانه در جامعه تعریف شد.
معنویت برخاسته از الگوی جمهوری اسلامی به پشتوانه بسیج همگانی در راستای عدالت‌خواهی، دفاع از مظلوم، و خدمت به جامعه وارد اجتماع شد و مناطق کم برخوردار را پوشش داد .
الگویی که فرهنگ فردیت و ایندیویجوالیزم تصوری از آن ندارد، اکنون در ایران در حال زیستن است .
در مقابل زیست معنویت دینی و اجتماعی ، معنویت‌های سکولار و بریده از دین قرار گرفته اند که با فروکاست معنا به اخلاق فردی و تغذیه از جریان نیو‌اِیج (New age)، معنویت را هم تبدیل به کالای مصرفی کردند و نهایت نسخه‌ای که برا ی فرد تجویز شد؛ نسخه‌ی آرامش فردیِ بی‌تعهد بود. این نگاه ناقص به معنویت، آموزه‌های دینی را ،از عرصه قدرت ،سیاست و اجتماع حذف می‌کند و دقیقاً به همین دلیل است که، در سازوکارهای سلطه و استعمار به عنوان الگویی بی‌خطر و آلترناتیو، تایید و ترویج می‌شود.
هر چه نظام طاغوت،استعمار و تحجر کوشیدند اراده‌های جمعی را خاموش کنند ، جمهوری اسلامی تلاش کرد که اراده‌ها را روشن کند و به حرکت بیندازد.
نظام معنایی و اندیشه اجتماعی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری ، حتی سبب شد تا روحی تازه در کالبد احکام و عبادات دمیده شود و جنبه‌های اجتماعی دین بیش از پیش نمایان شود .
معنویت طراز انقلاب اسلامی توجه اش را به وحدت و پیوندش با اجتماع را ضریب‌ داد و تقویت کرد .
هنر الگوی معنوی جمهوری اسلامی آنجایی بود که مراسمات پرشور معنوی شب های قدر ، روز قدس ، اعتکاف نیمه رجب ، پیاده‌روی‌های اربعین و جمکران ، اردوهای جهادی و سازندگی و پویش هایی همچون ایران همدل را احیا کرد و در واقع عبادت و عرفان را با حماسه، سیاست و مسئولیت اجتماعی درآمیخت.
در افقِ این نگاه معنویت برآمده از اسلام ، انسان مؤمن در پی نجات فردی صرف نیست، بلکه مسیر سلوکش را در تحقق تمدن الهی و عدالت اجتماعی جست‌وجو می‌کند.بدین‌ترتیب، تقابل دو رویکرد آشکار می‌شود: یکی، انزوا در برابر مسئولیت؛ دیگری، سکولاریسم در برابر توحید اجتماعی.
22بهمن ۱۴۰۴ در حالی مردم برای حمایت نظام اسلامی آمدند که فرعون زمانه برای حمله نظامی چنگ و دندان نشان میدهد و بار سنگین جنگ اقتصادی بر دوش مردم حس میشود . و این حمایت پرشور و میلیونی مردم در این برهه‌ی زمانی ، حاکی از بنیان معرفتی و قلبی سلیم است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *