اخراج سفیر ایران؛ نسخه‌ای که استرالیا برای بحران داخلی و ترمیم روابط با اسرائیل پیچید

یهودیت

مقدمه: رونمایی از یک سناریوی از پیش نوشته‌شده
اخیراً دولت استرالیا با اخراج سفیر ایران و سه دیپلمات دیگر، پرده از یک سناریوی امنیتی-سیاسی تمام‌عیار برداشت و جمهوری اسلامی ایران را متهم کرد که دو حمله «یهودستیزانه» را در خاک این کشور سازماندهی کرده است. این روایت که رسانه‌هایی مانند «Reuters» و «AOL» آن را به عنوان یک «اقدام تجاوزکارانه خطرناک» از سوی یک دولت خارجی پوشش دادند، در ظاهر یک افشاگری تکان‌دهنده است. اما تحلیل دقیق‌تر منابع خبری، از رسانه‌های صهیونیستی گرفته تا نشریات تحلیلی استرالیا، نشان می‌دهد که این سناریو بیش از آنکه یک واقعیت امنیتی باشد، یک مانور سیاسی استادانه برای حل بحران‌های داخلی و خارجی دولت استرالیا و یک پیروزی رسانه ای بزرگ برای رژیم منحوس صهیونیستی است.

۱.«شواهد»: زنجیره‌ای از تبهکاران ناشی و مفروضات اثبات‌نشدنی
پایه و اساس اتهام استرالیا، روایتی هالیوودی از یک شبکه پیچیده است. اما جزئیاتی که رسانه صهیونیستی«JNS» با آب و تاب منتشر کرده، این روایت حماسی را به یک کمدی اشتباهات شبیه می‌کند. بر اساس این گزارش، عوامل اجرایی این عملیات که قرار بود نماد «نفوذ خطرناک ایران» باشند، یک مشت تبهکار ناشی بودند که در اقدامی شبیه به فیلم‌های «پلیس‌های کودن(Keystone Cops)»، دو بار به اشتباه یک آبجوسازی را به آتش کشیدند!
مفهوم «کات-اوت(Cut-out) »که توسط مقامات استرالیایی مطرح و در رسانه‌های صهیونیستی مانند«JPost» و «JNS» تکرار شد، یک ترفند معمول برای پر کردن خلاء شواهد است. طبق این ادعا، این تبهکاران اصلاً نمی‌دانستند که برای ایران کار می‌کنند. این یک فرض اثبات‌نشدنی است که به دولت استرالیا اجازه می‌دهد هر اقدام مجرمانه محلی را به یک دشمن خارجی منتسب کند، بدون آنکه نیازی به ارائه مدرک مستقیمی از ارتباط داشته باشد.

۲. زمان‌بندی: پاسخ به بحران داخلی و امتیاز به رژیم
چرا این «افشاگری» دقیقاً در این مقطع زمانی صورت گرفت؟ پاسخ در بحران‌های سیاسی دولت آنتونی آلبانیزی نهفته است که رسانه‌های مختلف به آن پرداخته‌اند:
• بحران با اسرائیل: همانطور که دو خبرگزاری «Times of Israel» و«JPost» رژیم صهیونی به صراحت گزارش دادند، روابط کانبرا و تل‌آویو پس از تصمیم استرالیا برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین به شدت تیره شده بود و بنیامین نتانیاهو، آلبانیزی را «یک سیاستمدار ضعیف که به اسرائیل خیانت کرد» نامیده بود. رسانه‌های اسرائیلی بلافاصله پس از اخراج سفیر ایران، ادعای پیروزی کردند و این اقدام را نتیجه مستقیم «مداخله صریح» نتانیاهو دانستند. این ادعا آنچنان سنگین بود که به گزارش«JPost»، وزیر کشور استرالیا با عصبانیت آن را «چرندیات محض (Complete nonsense) » خواند. این تناقض، به وضوح نشان می‌دهد که استرالیا در یک بازی فشار سیاسی گرفتار شده بود.
• بحران داخلی: رسانه راست‌گرای«The Spectator» استرالیا، به تفصیل به فشارهای داخلی بر دولت کارگر پرداخته است. این رسانه با نقل‌قول‌های متعدد از رهبران اپوزیسیون مانند «سوزان لی» و «جاش فرایدنبرگ»، نشان می‌دهد که دولت آلبانیزی به «ضعف» و «سردرگمی اخلاقی» در مقابله با یهودستیزی متهم بود. این سناریو، بهترین فرصت بود تا آلبانیزی با یک اقدام قاطع، منتقدان داخلی را ساکت کرده و چهره‌ای قدرتمند از خود به نمایش بگذارد.

. سلاح ایدئولوژیک: مغالطه استراتژیک «یهودستیزی»
هسته اصلی و موتور محرک این سناریوی سیاسی، سلاح ایدئولوژیک اتهام «یهودستیزی» علیه جمهوری اسلامی ایران است. این یک مغالطه استراتژیک و عامدانه است که با هدف یکی دانستن مخالفت سیاسی با رژیم صهیونیستی (ضدیت با صهیونیسم) با نفرت‌پراکنی علیه یک دین الهی (یهودستیزی) صورت می‌گیرد.
• موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران: همانطور که خبرگزاری «Reuters» نیز در گزارش خود منعکس کرده، سخنگوی وزارت خارجه ایران این اتهامات را رد کرده و تاکید نموده که «یهودستیزی هیچ جایگاهی در فرهنگ ایرانی ندارد». این موضع رسمی جمهوری اسلامی است که همواره میان صهیونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی نژادپرستانه و دین یهود به عنوان یک دین الهی و محترم، تفاوت قائل شده است.
• کارکرد برای اسرائیل: اما چرا این اتهام برای رژیم غاصب و حامیانش تا این حد حیاتی است؟ رسانه ملی استرالیا «ABC.net.au»، در تحلیلی هوشمندانه، ناخواسته به این پرسش پاسخ می‌دهد. این رسانه می‌نویسد: «حمله به یهودیان در کشورهایی مانند استرالیا، روایت راست‌گرایان اسرائیل را تقویت می‌کند که استدلال می‌کنند یهودیان در خارج از اسرائیل در امان نیستند.» بیانیه سفارت اسرائیل در کانبرا نیز که در رسانه‌های مختلف بازنشر شد، همین استراتژی را تایید می‌کند: «رژیم ایران نه تنها تهدیدی برای یهودیان یا اسرائیل، بلکه خطری برای تمام جهان آزاد از جمله استرالیاست.»!
در واقع، با برچسب «یهودستیزی»، یک منازعه کاملاً سیاسی (مقاومت در برابر اشغالگری و آپارتاید) به یک نبرد اخلاقی (مبارزه با نژادپرستی و نفرت) تبدیل می‌شود. این تغییر چارچوب، به رژیم صهیونیستی اجازه می‌دهد تا هرگونه نقد یا مخالفت با جنایات خود را به عنوان یهودستیزی سرکوب کرده و برای اقدامات تجاوزکارانه خود در سطح جهانی مشروعیت کسب کند. دولت استرالیا نیز با پذیرش و تکرار این اتهام، عملاً در خدمت این پروپاگاندای خطرناک قرار گرفته است.

۴. کارکرد ژئوپلیتیک: ایران به مثابه ابزار «نمایش قدرت»
رسانه ملی استرالیا «ABC.net.au»، در گزارشی عمیق‌تر، این اقدام ایران را (در صورت صحت) یک «تمرین نمایش قدرت (power projection exercise) » می‌نامد. این تحلیل، ناخواسته به کارکرد اصلی این سناریو برای غرب و اسرائیل جنایت کار اشاره می‌کند. معرفی ایران به عنوان یک دولت حامی تروریسم که در خاک کشورهای غربی عملیات می‌کند، دقیقاً همان روایتی است که به اسرائیل اجازه می‌دهد اقدامات تجاوزکارانه و نسل کشی خود را توجیه کند و ایران را به عنوان یک تهدید جهانی معرفی نماید. به بیان دیگر، این اتهام، فارغ از صحت و سقم آن، در خدمت استراتژی رسانه ای ایران‌هراسی قرار می‌گیرد.

نتیجه‌گیری: برندگان مشخص یک بازی سیاسی
در نهایت، با کنار هم گذاشتن گزارش‌های رسانه‌های مختلف، برندگان این سناریو کاملاً مشخص می‌شوند. بیانیه‌های پیروزمندانه‌ای که از سوی سفارت اسرائیل در کانبرا استرالیا، سازمان‌های لابی رژیم صهیونی در آمریکا مانند «American Jewish Committee (AJC)» و رسانه‌های حامی آن مانند «Combat Antisemitism Movement» منتشر شد، نشان می‌دهد که برنده اصلی این بازی چه کسی بوده است.
این سناریو یک نمونه کلاسیک از «خارجی‌سازی بحران داخلی» در استرالیا است. دولت آلبانیزی برای فرار از فشار داخلی و ترمیم روابط با رژیم سفاک اسرائیل، با استفاده از توهم اقدامات مجرمانه چند تبهکار ناشی، یک بحران امنیتی بین‌المللی ساخت. در این نمایش، دولت استرالیا کارگردانی کرد، رسانه‌ها روایت را پوشش دادند، و رژیم صهیونیستی به عنوان تهیه‌کننده و برنده اصلی، در پشت صحنه نظاره‌گر پیروزی خود بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *