در حالی که هنوز طنین گامهای استوار ملت ایران در حماسه ۲۲ بهمن و کور شدن چشم فتنه تروریستی دیماه در رسانههای جهان شنیده میشود، در آن سوی دنیا و در محافل خصوصی لسآنجلس (یا به قول خودشان «ایرانجلس»)، فضای یأس و سرخوردگی حاکم شده است.
بررسی محتوای پادکست اخیر «هامدینگر» (Humdinger) با حضور چهرههای ایرانی تبار یهودی_صهیونیستی(ماندانا دیانی، متیو نوریل و ترلان ربیعزاده) سندی آشکار از شکست پروژه براندازی و اعتراف به وابستگی مطلق به رژیم اشغالگر قدس است. این یادداشت به بررسی این «مرثیهسرایی سیاسی» میپردازد.
۱. اعتراف به شکست؛ از «انقلاب» تا «توهم احمقانه»
ماندانا دیانی، فعال رسانهای که ماهها بر طبل توخالی اغتشاشات میکوبید، در این گفتگو با ادبیاتی که ناخواسته حقیقت را افشا میکند، خود را یک «احمق امیدوار» (Hopeful Idiot) مینامد. او که آرزوی «قطع کردن سر مار» (اشاره وقیحانه به جمهوری اسلامی) را داشت، حالا پس از مشاهده حضور میلیونی مردم در صحنه و شکست میدانی آشوبگران، تنها دستاوردش را یأس و ناامیدی میبیند. این اعتراف صریح نشان میدهد که محاسبات آنها نه بر اساس واقعیتهای ایران، بلکه بر اساس توهمات فضای مجازی بنا شده بود.
۲. نقابها میافتد: «اسرائیل، تنها پناهگاه ماست!»
شاید مهمترین بخش این گفتگو، جایی است که نقاب «ایرانی بودن» کاملاً کنار میرود. دیانی با صراحت لهجه میگوید: «امنیت ما به اسرائیل گره خورده […] اگر اتفاقی بیفتد، اسرائیل تنها جایی است که آغوشش را برای ما باز میکند.»
این جملات، سندِ رسوایی جریانی است که با شعار «جانم فدای ایران» به میدان آمد، اما قبله آرزوهایش تلآویو است. اینها همان کسانی هستند که پروژه «زن، زندگی، آزادی» را نه برای زنان ایران، بلکه برای تنفس مصنوعی به رژیم کودککش صهیونیستی طراحی کردند. وقتی ربیع زاده، حاخام زن ایرانی تبار، از اینکه حاخامهای لیبرال آمریکایی به اندازه کافی از اغتشاشات ایران حمایت نمیکنند گلایه میکند، دقیقاً تأیید میکند که این آشوبها، پروژهای عبری-غربی بوده است.

۳. گدایی محبت از چپهای غربی و سرخوردگی نهایی
بخش دیگری از این میزگرد، به نالههای متیو نوریل و دیانی از «خیانت چپهای مترقی غرب» اختصاص دارد. آنها شوکهاند که چرا فمینیستهای غربی و مجامع بینالمللی، آنطور که باید و شاید از آنها حمایت نکردهاند و حتی طرفدار فلسطین شدهاند!
تحلیل این استیصال ساده است: تاریخ مصرف شما تمام شده است. غرب با مشاهده مشت محکم ملت ایران در دفع فتنه و تروریسم، فهمید که سرمایهگذاری روی این «توریستهای سیاسی» قمار بر اسب بازنده است. آنها که روزی ابزار دست غرب بودند، حالا با حقیقت تلخ «رها شدن» روبرو شدهاند.
۴. دروغپردازی برای تطهیر خیانت
شرکتکنندگان در این پادکست با بازخوانی خاطراتی سراسر تحریف از دهه ۶۰ شمسی، سعی در مظلومنمایی دارند. از ادعای مضحک «گذاشتن اسلحه روی سر کودک ۴ ساله» تا فرار به پاریس و لسآنجلس. اما واقعیت چیست؟ آنها (خاندانهای یهودی_ایرانی) کسانی بودند که با غارت سرمایههای این مملکت در زمان طاغوت و یا در بحبوحه جنگ تحمیلی، عافیتطلبی در غرب را به ایستادگی در کنار مردم ترجیح دادند و حالا از فرسنگها دورتر، برای ملتی که زیر بار تحریمهای همان اربابانشان ایستادهاند، نسخه میپیچند.
آقایان و خانمهای نشسته در «ایرانجلس»!
اعترافات شما در این گفتگو شنیدنی بود. شما راست میگویید؛ شما «احمقهای امیدواری» بودید که روی سراب براندازی شرط بستید. اما ملت ایران در حماسه ۲۲ بهمن و با کور کردن چشم فتنه، پاسخ شما را در میدان داد.
اسرائیل خبیث را محکم بچسبید، چرا که ایرانِ مقتدر و مستقل، به کوری چشم استکبارگران به سمت قله در حرکت است.

