بررسی اجمالی معنویت اسلامی بر اساس معنویت زینب کبری سلام الله علیها
آرامش، مفهومی که از ابتدای خلقت تا کنون بزرگترین گمشدهی بشری بوده و هست…
بسیاری از خون ریزی ها، جنگ ها، مناسک و آداب، عشق ورزی ها و تنفرها، کسب و کارها و استراحت ها و بصورت کلی هر کاری که انسانها انجام میدهند، برای کسب آرامش است.
هر جریان و تفکری راه رسیدن به آرامش را به گونهای بیان میکند.
یکی با انجام مدیتیشن، یکی با انجام مناسک خاص فرقهای، یکی با مصرف مواد مخدر و….
زینب کبری اما، آرامش را در پستوها و با ریاضت و مدیتیشن بدست نمیآورد.
آرامش زینب کبری از متن بحرانها و با اتصال به منبع آرامش، میجوشد.
آرامش زینب کبری بقدری حقیقی است، که نه تنها خودش آرام است بلکه آرام بخش تمامی مصیبت زدگان است.
آرامش زینب کبری، نیازی به تمرکز و فرار از مشکلات و بحران ها ندارد…
دختر علی، به قدری آرام است که در اوج بحرانها و با وجود هزاران مصیبتی که دیده، ندای “ما رأیت الا جمیلا” * او، هنوز در گوش تاریخ مانده است…
همین الگوی معنوی را در آخرین لحظات امام حسین علیه السلام به هنگام بریده شدن سرشان و بعد از پشت سر گذاشتن هزاران مصیبت میبینیم…
حسین علیه السلام هم، در اوج سختی و مشکلات، “الهی رضاً برضاک” میگوید و آرامشش همه را متعجب میکند.
بخلاف جریاناتی که سعی دارند انسان را با پاک کردن صورت مسئله و جدا کردن از جامعه یا خلوت های کوتاه برای گرفتن تمرکز، به آرامش برسانند،
معنویت اسلامی، ما را عادت میدهد به کسب آرامش در وسط بحران ها…
یکی از مهم ترین تفاوت های معنویت حقیقی، با معنویت های کاذب در همین مسئله مهم نهفته است که معنویت حقیقی، آرامش را در متن زندگی و همراه با بحران ها از درون انسان میجوشاند و معنویت های دروغین، آرامش را بصورت فانتزی و بدون رویارویی با مشکلات به انسان عرضه میکنند…
معنویت حقیقی، آرامش حقیقی بدنبال دارد و معنویت فانتزی، آرامش فانتزی…
آرامشی که حقیقی و با اتصال به منبع آرامش باشد؛ پایدار است و همیشه و همه جا با مؤمنین همراه…
و آرامشی که نتیجهی شرکت در یک دوره یا همایش یا تکرار چند کد یا انجام چند حرکت باشد؛ زودگذر، مقطعی و پوشالی است…
مراقب معنویتنماهایی که بویی از معنویت نبردهاند باشیم…
“در کربلا جز زیبایی چیزی ندیدم”
علیرضا متین نژاد

