معرفی طریقت نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی

 معرفی طریقت نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی

طریقت نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی (گنابادی) یکی از شاخه‌های طریقت نعمت‌اللهی و از جریان‌های شناخته‌شده تصوف شیعی در ایران است. این طریقت به دلیل ارتباط تاریخی با شاه نعمت‌الله ولی، «نعمت‌اللهی» و به سبب انتساب آن به سلطان‌محمد گنابادی با لقب طریقتی «سلطان‌علیشاه»، «سلطان‌علیشاهی» نامیده می‌شود. عنوان «گنابادی» نیز از آن جهت به کار می‌رود که سلطان‌علیشاه و شماری از اقطاب این سلسله در بیدخت گناباد حضور داشته و این منطقه به یکی از مراکز اصلی این طریقت تبدیل شده است.

پیشینه و شکل‌گیری

سلسله نعمت‌اللهی خود را به شاه نعمت‌الله ولی، صوفی مشهور قرن هشتم و نهم هجری، منسوب می‌کند. پس از درگذشت شاه نعمت‌الله در سال ۸۳۴ق، مرکزیت این سلسله برای مدتی به هند منتقل شد و شماری از فرزندان و جانشینان او در منطقه دکن به فعالیت پرداختند. در اواخر قرن دوازدهم هجری، با اعزام برخی مشایخ نعمت‌اللهی به ایران، زمینه احیای این طریقت در ایران فراهم شد.

در دوره قاجار، نعمت‌اللهیه با گسترش فعالیت‌های خانقاهی و افزایش شمار پیروان، به یکی از جریان‌های مهم تصوف در ایران تبدیل شد. در همین دوره، اختلافات مربوط به جانشینی اقطاب موجب شکل‌گیری چند شاخه در این سلسله شد. از مهم‌ترین این شاخه‌ها، سلسله سلطانعلیشاهی یا گنابادیه بود که پس از درگذشت سعادت‌علیشاه، با قطبیت سلطان‌محمد گنابادی شکل گرفت.

سلطان‌علیشاه و گسترش گنابادیه

سلطان‌محمد گنابادی، معروف به «سلطان‌علیشاه یا ملاسلطان»، در سال ۱۲۵۱ق در بیدخت گناباد متولد شد. او دروس حوزوی را در گناباد و مشهد دنبال کرد و مدتی نیز نزد ملاهادی سبزواری به تحصیل حکمت پرداخت. آشنایی او با سعادت‌علیشاه، قطب وقت نعمت‌اللهیه، نقطه عطفی در زندگی وی بود و سرانجام پس از درگذشت سعادت‌علیشاه در سال ۱۲۹۳ق، سلطان‌محمد به قطبیت رسید.

سلطان‌علیشاه طی حدود سه دهه رهبری خود، بیدخت را به مرکز اصلی این طریقت تبدیل کرد و موجب توسعه شبکه خانقاه‌ها و مشایخ آن در نقاط مختلف ایران شد. از آثار منسوب به او می‌توان به بیان‌السعاده فی مقامات العباده اشاره کرد.

پس از او، فرزندش ملاعلی گنابادی با لقب «نورعلیشاه ثانی» به قطبیت رسید. سپس سلسله قطبیت به صالح‌علیشاه، رضاعلیشاه، محبوب‌علیشاه و نورعلی تابنده (مجذوب‌علیشاه) منتقل شد. پس از درگذشت نورعلی تابنده در سال ۱۳۹۸ش، سید علیرضا جذبی با لقب «ثابت‌علیشاه» به عنوان قطب معرفی شد. در کنار او، افرادی نیز درباره جانشینی و رهبری طریقت ادعاهایی مطرح کردند که نشان‌دهنده استمرار اختلافات داخلی درباره مسئله قطبیت است.

باورها و آداب

گنابادیه در کنار اعتقادات عمومی اسلامی و شیعی، برای قطب، مرشد، رابطه مرید و مراد و آداب سلوک جایگاه ویژه‌ای قائل است. از جمله آموزه‌ها و آداب مطرح‌شده درباره این طریقت می‌توان به بیعت با قطب یا مرشد، ذکر، توجه به مرشد و آداب خانقاهی اشاره کرد.

یکی از موضوعات مورد اختلاف درباره گنابادیه، مسئله عُشریه است. در منابع مربوط به این طریقت، سلطان‌علیشاه پرداخت یک‌دهم از درآمدهای کسب و زراعت را مطرح کرده و آن را جایگزین خمس و زکات دانسته است. این دیدگاه از سوی علمای شیعه مورد اعتراض قرار گرفته است.

از دیگر مباحث مورد انتقاد، مسئله مهدویت نوعیه و جایگاه ویژه قطب در نظام اعتقادی طریقت گنابادی است. منتقدان گنابادیه معتقدند برخی تعابیر درباره «مهدی ظلّی» یا «مهدی تبعی» با آموزه‌های کلامی امامیه درباره اختصاص عنوان مهدی موعود به حضرت ولی‌عصر(عج) تعارض دارد. همچنین برخی منتقدان، آدابی مانند توجه ویژه به صورت مرشد و برخی غسل‌های مربوط به تشرف را از ویژگی‌های اختصاصی این طریقت دانسته‌اند.

گنابادیه در دوره معاصر

در دوره معاصر، گنابادیه از طریق خانقاه‌ها، مجالس دراویش، آثار مکتوب و فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی به حیات خود ادامه داده است. نورعلی تابنده، قطب این طریقت از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۸ش، به دلیل سابقه حقوقی و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی، چهره‌ای شناخته‌شده‌تر از برخی اقطاب پیشین بود.

در بهمن ۱۳۹۶، در جریان درگیری میان شماری از دراویش گنابادی و نیروهای انتظامی در تهران، خشونت‌هایی رخ داد که به کشته‌شدن چند نیروی انتظامی و بسیج و مجروح‌شدن تعدادی دیگر انجامید. این حادثه از مهم‌ترین رویدادهای مرتبط با گنابادیه در دهه‌های اخیر به شمار می‌رود و واکنش‌ها و پیامدهای قضایی و اجتماعی گسترده‌ای به دنبال داشت.

گنابادیه همچنین در طول تاریخ خود با مسئله رابطه تصوف و سیاست مواجه بوده است. برخی از اقطاب این سلسله بر عدم دخالت در سیاست تأکید کرده‌اند، در حالی که در مقاطع مختلف تاریخی، شماری از اقطاب یا پیروان آنان با شخصیت‌ها و ساختارهای سیاسی ارتباط داشته‌اند. در دوره معاصر نیز مواضع سیاسی نورعلی تابنده و برخی پیروان او، این موضوع را دوباره در کانون توجه قرار داد.

از نظر اجتماعی و اقتصادی، خانقاه‌ها، موقوفات، نذورات و کمک‌های پیروان از جمله عوامل استمرار فعالیت‌های این طریقت بوده‌اند. بیدخت گناباد و مزار سلطانی نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی و زیارتی گنابادیه، جایگاه ویژه‌ای در میان پیروان این سلسله دارد.

این طریقت در عین برخورداری از پیروان و مراکز متعدد، همواره با نقدها و مناقشاتی از سوی عالمان شیعه مواجه بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *